آهنگ های پیشنهادی

روزگاری بود که دنیای تلویزیون در جایگاهی پایین تر و کم اهمیت تر نسبت به سینما قرار می گرفت. اوضاع به کلی تغییر کرده و بسیاری بر این باورند که اکنون در عصر طلایی تلویزیون به سر می بریم، عصری که ساخته های تلویزیونی در بسیاری از موارد از فیلم های سینمایی نیز بهتر و پرطرفدارتر هستند. در حالی که امروزه سریال های بسیار بهتری نسبت به گذشته وجود دارد اما تاریخچه تلویزیون تنها به چند دهه اخیر و سریال هایی که اکنون همه می شناسیم خلاصه نمی شود. یکی از منابع معتبر برای سخن گفتن در مورد بهترین سریال های تاریخ تلویزیون وبسایت معتبر سینمایی IMDB است. بر اساس صدها هزار رتبه بندی های صورت گرفته توسط کاربران این وبسایت، در ادامه مطلب فهرستی ده گانه از بهترین سریال های تاریخ تلویزیون را به ترتیب محبوببت رده بندی کرده ایم. با بهترین سریال های تاریخ تلویزیون از دیدگاه  کاربران وبسایت IMDB آشنا شوید.

۱۰- منطقه گرگ و میش

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

«منطقه گرگ و میش» (The Twilight Zone) یکی از بهترین و به یادماندنی ترین سریال هایی است که تاکنون پخش شده است. از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴، نسخه اورجینال این سریال پخش شده و طرفداران خود در سراسر نقاط جهان را در بهت و حیرت فرو برد. این سریال به شکل آنتالوژی و به اصطلاح جُنگ گونه ساخته شده و هر اپیزود روی شخصیت ها و موقعیت هایی متفاوت تمرکز داشت. معمولاً اپیزودهای این سریال داستانی با بن مایه علمی تخیلی یا ترسناک داشتند اما برخی نیز وارد دنیای فانتزی، تعلیق و تریلر نیز می شدند. در این سریال کارهایی انجام می شد که در سریال های دیگر آن زمان امکان انجام آن ها نبود. «منطقه گرگ و میش» توسط همه طرفداران تلویزیون یک سریال افسانه ای در نظر گرفته می شود، چنانکه چندین بار از نو راه اندازی شده و اخیراً نیز شبکه CBS توسط جوردن پیل دست به ساخت سریالی با همین نام و فضایی مشابه زده است.

۹- شرلوک

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

شرلوک هولمز شخصیتی است که داستان زندگی او در قالب رسانه های متعددی روایت شده است. فیلم ها و کتاب های متعددی به روایت داستان زندگی شرلوک هولمز زیرک پرداخته و البته سریال تلویزیونی «Elementary» از شبکه CBS بر اساس این شخصیت ساخته شده است. با این وجود، این سریال «شرلوک» (Sherlock) محصول بی بی سی آمریکا است که بالاترین نمره و رتبه را در وبسایت IMDB به خود اختصاص داده است. این سریال چنان پرطرفدار و محبوب بود که نردبانی شد برای موفقیت و شهرت بندیک کامبربچ و مارتین فریمن که در آن نقش شخصیت های محبوب شرلوک هولمز و دکتر واتسون را بازی می کردند. هر یک از اپیزودهای این سریال حدود ۹۰ دقیقه طول داشته و بدین ترتیب هر رمز و رازی که توسط شرلوک برملا می شد به یک فیلم سینمایی کامل می ماند. این سریال به شکلی فوق العاده فیلمبرداری شده، بازیگران بهترین بازی های خود را ارائه داده و پیچش های داستانی آن باعث می شد که مخاطبان هیجان زده شده و خواستار پیچش های جدیدی باشند. برخی از اپیزودهای این سریال چنان جذاب بودند که تا ماه ها در رسانه های اجتماعی در مورد آن ها و پیچش های داستانی شان صحبت می شد.

۸- آواتار: آخرین بادافزار

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

شاید انتظار دیدن یک سریال انیمه را در این فهرست نداشتید اما اگر سریال انیمه «آواتار: آخرین بادافزار» (Avatar: The Last Airbender) دیده باشید نظرتان عوض خواهد شد. این سریال دارای ۶۱ اپیزود است که از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ از شبکه Nickelodeon منتشر شده و تحسین بسیاری را برانگیخت. «آواتار: آخرین بادافزار» ماجراجویی های یک پسر جوان در مسیر رسیدن به سرنوشتش به عنوان یک آواتار که در نهایت صلح را به جهانی پر از جادوگری می آورد روایت می کند. این سریال تفاوت های بسیاری با دیگر سریال های شبکه داشت و طرفدارانش آن را به خاطر هنر کارگردانی خاص، اکشن بودن، جنبه های کمیک و شخصیت پردازی قابل توجهش می ستودند.

۷- سوپرانوها

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

برای دیدن سریال های متعددی از شبکه HBO در این فهرست آماده باشید. سریال تماشایی «سوپرانوها» (The Sopranos) داستان رییس یک گروه مافیایی در شهر نیوجرسی را روایت می کند که می خواهد بین مسائل و مشکلات خانوادگی اش از یک طرف و مسائلی که در کار برایش پیش می آید تعادل برقرار نماید و همزمان خود برای درمان به یک روانشناس مراجعه می کند. سریال «سوپرانوها» یک سریال پیشگام بود که استانداردهای تازه ای را در زمینه ساخت سریال و البته ژانر مافیایی معرفی کرد. با حضور بازیگران فوق العاده ای مانند جیمز گاندولفینی و ادی فالکو در نقش های اصلی، «سوپرانوها» سریالی بود که جهان را تکان داد. این سریال چنان همواره در جنجال و ابهام فرو رفته بود که مخاطبان هر بار برای دیدن چیزهایی بیشتر باز می گشتند. در طی دوران انتشار، این سریال جوایز تلویزیونی متعددی از جمله بیش از ۲۰ جایزه امی دریافت کرد.

بیشتر بخوانید: بهترین و محبوب ترین سریال های تلویزیونی سال ۲۰۱۹ تاکنون به انتخاب «راتن تومیتوز»

۶- ریک و مورتی

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

اینجا می خواهیم از دومین انیمیشن این فهرست صحبت کنیم. انیمیشن «ریک و مورتی» (Ricky and Morty) که از شبکه کارتونی Adult Swim منتشر می شود یک پدیده فرهنگی به تمام معناست. این سریال داستان یک دانشمند دیوانه به نام ریک و نوه اش مورتی را روایت می کند که به سفرهای ماجراجویانه بین دنیاهای مختلف می روند. این سریال همواره مخاطبان را با چیزهای خلاقانه بیشتری روبرو کرده و فصل های آن معمولاً با فاصله های طولانی منتشر می شوند. «ریک و مورتی» ساخته ذهن خلاق جاستین رولند است که هم خالق و هم کارگردان، نویسنده و تهیه کننده سریال است. جالب اینکه او خود صداپیشگی دو شخصیت اصلی را نیز بر عهده دارد. این سریال یک سبک کمدی خاص داشته که مخاطبان را میخکوب کرده و یک طرفداری کالت مآبانه منحصربفرد را شکل داده است.

۵- شنود

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

با سریال «شنود» (The Wire) با دیگر به دنیای شبکه HBO  باز می گردیم. داستان این سریال در شهر بالتیمور گذشته و زندگی در هم تنیده شده نیروهای پلیس و خلافکاران شهر را به شیوه ای واقع گرایانه و قابل باور به تصویر می کشد. دیوید سیمون، خالق سریال، که سابقه روزنامه نگاری برای روزنامه بالتیمور سان را داشته، از تجربیات روزنامه نگاری خود در ساخت سریال نهایت استفاده را برده و همین موضوع باعث حس واقعی بودن و صادقانه بودن اتفاقات داستان شده است. این درام جنایی از نگاه بسیاری بهترین سریال تمام دوران است. با این وجود، سریال «شنود» هیچگاه برنده جایزه مهمی در دوران انتشار خود نشد. این سریال به شهرت بازیگران مطرح امروزی مانند ادریس البا، مایکل بی جوردن، مایکل کی ویلیامز و بسیاری دیگر کمک بسیاری کرد. به سختی می توان سریالی پلیسی بهتر از سریال «شنود» پیدا کرد.

۴- بازی تاج و تخت

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

اکنون نوبت به جاه طلبانه ترین سریال تلویزیونی تاریخ می رسد. «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) یک سریال افسانه ای بسیار بزرگ بود که در میان پرهزینه ترین سریال های تاریخ تلویزیون قرار می گیرد. بسیار کم پیش می آید که یک سریال فانتزی بتواند توده مخاطبان را شیفته خود سازد اما «بازی تاج و تخت» به یک سریال متفاوت و پرسروصدا تبدیل شد که رکوردهای بسیاری را شکست. این سریال شخصیت های نمادین و دوست داشتنی زیادی مانند جان اسنو، دنریس تارگرین و آریا استارک را به مخاطبان تلویزیون معرفی کرد که به این زودی ها از ذهن مخاطبان دور نخواهند شد. اگر چه فصل آخر سریال مورد انتقادات بسیاری قرار گرفت و شاید می شد پایان بهتر و قوی تری داشته باشد اما حتی این فصل نسبتاً ضعیف نیز رکوردها در زمینه دیده شدن را شکست. بدون توجه به احساس مخاطبان نسبت به فصل آخر، «بازی تاج و تخت» یک دستاورد بسیار مهم و قابل توجه و یکی از بهترین سریال های تمام دوران است.

۳- بریکینگ بد

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

شاید نتوان در تاریخ تلویزیون سریالی مانند «بریکینگ بد» (Breaking Bad) پیدا کرد که در آن یک درام بسیار جمع و جور و دقیق با جزییات کامل در قالب ۵ فصل به تصویر کشیده شده باشد. این سریال مهیج طوری ساخته شده بود که هر سکانس آن مهم بوده و غافل شدن از هر صحنه می توانست درک شما از داستان در ادامه ماجراها را مختل سازد زیرا کوچکترین اتفاقات به چیزی بزرگ تر تبدیل می شد. این سریال داستان والتر وایت را روایت می کرد، یک معلم شیمی که به سرطان مبتلا می شود و در ادامه با یکی از شاگردانش در مدرسه شریک شده و دست به تولید مواد مخدر شیمیایی می زنند. تماشای والتر وایتی که رفته رفته شیفته قدرت شده و کارهای هولناکی- که در ابتدا نه خود نه خانواده و نه حتی مخاطب نیز تصور انجام آن ها توسط والتر را نداشت- را انجام می دهد باعث شکل گیری یکی از به یاد ماندنی ترین و جذاب ترین شخصیت های تاریخ تلویزیون می شود. برایان کرانستون و آرون پال به خاطر نقش آفرینی های خیره کننده خود در این سریال جوایز متعددی را دریافت کردند. در طول ۵ فصل، سریال «بریکینگ بد» حتی حاوی یک اپیزود ضعیف یا کوچکترین لغزشی نشد.

۲- دار و دسته برادران

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

وسعت و بزرگی سریال جنگی «دار و دسته برادران» (Band of Brothers) حیرت انگیز است. این مینی سریال ۱۰ قسمتی از شبکه HBO با بودجه سرسام آور ۱۲۵ میلیون دلار ساخته شده و هیچ چیزی از یک فیلم بلاک باستر کم نداشت. این سریال بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده و تاریخچه یکی از گردان های ارتش ایالات متحده در جنگ جهانی دوم را دراماتیزه کرده است. سریال «دار و دسته برادران» توسط استیون اسپیلبرگ و تام هنکس ساخته شده که هر دو در فیلم جنگی به یاد ماندنی «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) که آن هم مربوط به اتفاقات جنگ جهانی دوم بود با هم همکاری داشتند. در این سریال همانند فیلمی که گفته شد، تمام سعی سازندگان این بوده که همه چیز واقعی به نظر برسد و در این امر نیز حقیقتاً موفق عمل شده است. «دار و دسته برادران» جوایز امی و گلدن گلوب بهترین مینی سریال سال را از آن خود کرد.

۱- چرنوبیل

بهترین سریال های تلویزیونی تاریخ

جالب این که رتبه اول این فهرست در اختیار سریالی است که به تازگی پخش شده و جدیدترین سریال در میان ۱۰ سریال برتر سال از نگاه وبسایت IMDB است. مینی سریال «چرنوبیل» (Chernobyl) که یکی دیگر از شاهکارهای شبکه HBO است که تنها در ۵ اپیزود ماجرای انفجار هسته ای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ و عملیات ترسناک پاکسازی پس از آن را به تصویر می کشد. «چرنوبیل» کا بوسی هیجان انگیز و مسحور کننده از یک راز است اما قدرت واقعی آن در چگونگی به تصویر کشیدن خطر و رنجی که در نتیجه تشعشعات هسته ای در می گیرد است. این سریال همزمان یک تراژدی و ادای احترامی است به کسانی که در تلاش برای پایان دادن به این فاجعه جان خود را از دست دادند. این مینی سریال به شدت مورد تحسین و تمجید مخاطبان و منتقدان قرار گرفت. «چرنوبیل» تنها سریالی در وبسایت IMDB است که نمره ۹٫۵ را از ۱۰ دریافت کرده است.

بیشتر بخوانید: «بریکینگ بد»؛ معنای عنوان یکی از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین سریال‌های تاریخ چیست؟

 

نوشته ۱۰ عنوان جذاب برای تابستان؛ بهترین سریال های تاریخ تلویزیون به انتخاب IMDB اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

26 جولای 2019 112 views ادامه و دانلود

جدید ترین برنامه نگارخانه های شهر تهران در مردادماه نود و هشت را در گزارش امروز سرویس هنری روزیاتو می خوانید.

گالری

نمایش آثار علیرضا چلیپا در نگارخانه امروز

گالری گردی

نمایش آثار طلوع ناصری با نام جاده فرعی در نگارخانه زیر زمین دستان

راهنمای تاسیس گالری در سال ۱۳۹۸

الا: نمایشگاه گروهی طراحی زنان جوان معاصر ۲۸ تیر تا ۶ مرداد در گالری الا به نشانی بلوار کشاورز، خیابان نادری، کوچه زرکش، پلاک ۱۳، واحد ۶، زیر همکف برپاست.

اعتماد نگارستان: نمایشگاه نقاشی فریبا فرقدانی با نام پنداری دیگر ۲۸ تیر تا ۲۲ مرداد در گالری اعتماد نگارستان به نشانی، میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، باغ نگارستان میزبان علاقمندان است.

ای جی: نمایشگاه گروهی اجرا و چیدمان ویدیو تله سیتی با آثاری از اولیویه ویلانو، یوآنا آروفات، مینا بزرگمهر و هادی کمالی‌مقدم ۲۸ تیر تا ۸ مرداد در گالری Ag واقع در خیابان کریم‌خان، خیابان عضدی جنوبی، پلاک ۴۳ برپا است.

ایده: نمایشگاه نقاشی الناز کاظم‌تاش با نام هایکو”۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری ایده به نشانی کریم‌خان زند، خیابان سنایی، خیابان هجدهم، پلاک ٢٦ میزبان علاقمندان به هنر است.

برج آزادی: نمایشگاه گروهی نقاشی و طراحی ۲۸ تیر تا ۴ مرداد در تالار آینه برج آزادی به نشانی میدان آزادی برپاست.

ثالث: نمایشگاه نقاشی اکرم سرتختی ۲۷ تیر تا ۲ مرداد در گالری ثالث برپاست. این گالری در خیابان کریم‌خان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر شماره ١٤٨ قرار دارد.

خاک: نمایشگاه سالانه خاک ۲۸ تیر تا ۱۵ مرداد در گالری خاک واقع در خیابان شریعتی، دوراهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلا، پلاک ۱ برگزار می‌شود.

جاوید: نمایشگاه نقاشی سرور کیوان با نام آوای بوم و برگ ۲۸ تیر تا ۴ مرداد در گالری جاوید به نشانی میدان فاطمی، خیابان جویبار، خیابان زرتشت غربی، کوچه یزدان، پلاک ۱۷، واحد ۱ برپاست.

خانه نگار ۱۴: نمایشگاه عکس علیرضا عزیزی با نام sleep walk از ۲۸ تیر تا ۴ مرداد در خانه نگار ۱۴ به نشانی خیابان انقلاب، خیابان خارک، پلاک ۱۴ برپاست.

دستان+۲ : نمایشگاه چاپ دستی سینا چوپانی با نام معصیت ۲۸ تیر تا ۱۱ مرداد در گالری دستان+۲ برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان فرشته، خیابان بیدار، شماره ۸، طبقه ۲ مراجعه کنند.

دنا: نمایشگاه عکس کاترین نظری با نام مواجهه ۲۸ تیر تا ۴ مرداد در گالری دنا برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان سپهبد قرنی، بعد از چهار راه طالقانی، کوچه سوسن، پلاک ۴، طبقه ۲ مراجعه کنند.

راه ابریشم: نمایشگاه آثار برگزیده جایزه عکاسی مینی‌مالیسم ۲۸ تیر تا ۲۰ مرداد در گالری راه ابریشم به نشانی بلوار کشاورز، بین خیابان وصال و قدس، پلاک ۲۱۰ برپاست.

زیرزمین دستان: نمایشگاه نقاشی طلوع ناصری با نام جاده فرعی ۲۸ تیر تا ۱۱ مرداد در گالری زیرزمین دستان برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی خیابان فرشته، خیابان بیدار، شماره ۶ مراجعه کنند.

سلوک: نمایشگاه گروهی نقاشی تروما ۲۸ تیر تا ۸ مرداد در گالری سلوک به نشانی خیابان فرشته، خیابان تختی، کوچه یکم، پلاک ۱ برپاست.

شکوه: نمایشگاه نقاشی هادی اصغرزاده با نام انسان معاصر ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری شکوه برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند برای تماشای این آثار به نشانی فرمانیه، بلوار شهید اندرزگو، خیابان سلیمی شمالی، کوچه امیر نوری، پلاک ۱۹ مراجعه کنند.

شلمان: نمایشگاه نقاشی علی پریزاد با نام وحشی بافت ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری شلمان برگزار می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند به نشانی میرداماد، نرسیده به شریعتی، رودبارغربی (جنوبی)، کوچه کاووسی، پلاک ۲۷ مراجعه کنند.

شمیس: نمایشگاه گروهی نقاشی با نام این منم ۲۸ تیر تا ۳ مرداد در نگارخانه شمیس به نشانی فرمانیه، بلوار اندرزگو، خیابان دانیالی، شماره ۸ برپاست.

طراحان آزاد: نمایشگاه نقاشی ساناز دزفولیان با نام ذات پنهان ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری طراحان آزاد به نشانی میدان فاطمی، میدان. گلها، میدان سلماس، شماره ۵ برقرار است.

کاما: نمایشگاه نقاشی مرضیه فخر با نام دگرگونی ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری کاما برپاست. این گالری به نشانی خیابان پاسداران، خیابان گلستان دهم، پلاک ۲۴ طبقه دوم قرار دارد.

گلستان: نمایشگاه آثار عباس خنجر ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری گلستان به آدرس دروس، خیابان شهید کماسایی، شماره ۳۴ برگزار می‌شود.

گویا: نمایشگاه گروهی آنچه نادیدنیست  ۲۸ تا ۳۱ تیرماه در نگارخانه گویا واقع در کریم‌خان زند، روبروی ایرانشهر، پلاک ۸۹ میزبان هنردوستان است.

نگر: نمایشگاه گروهی آثار تجسمی انسان معاصر ۱، ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در نگارخانه نگر واقع در قیطریه، ضلع جنوبی پارک، خیابان روشنایی، کوچه دلارام، پلاک ۳۳، زنگ سوم برپاست.

نیان: نمایشگاه نقاشی‌های مهدی عربی و نمایشگاه چیدمان امید آفرین‌زاد ۲۸ تیر تا ۱۱ مرداد در گالری نیان به نشانی بلوار اندرزگو، بلوار صبا، کوچه شب‌نما، نبش کوچه گوهر، شماره ۲ برپاست.

هما: نمایشگاه نقاشی ساله شریفی ۲۸ تیر تا ۸ مرداد در گالری هما واقع در خیابان کریم‌خان زند، خیابان سنایی، کوچه چهارم غربی، پلاک ۸، واحد یک میزبان هنردوستان است.

ویستا: نمایشگاه حجم و چیدمان علی اعتبار با نام تزلزل در گالری ویستا و نمایشگاه عکس و ترکیب مواد پریسا فهامی با نام “زیرین و رویین” در ویستا پلاس ۲۸ تیر تا ۴ مرداد برپاست. گالری ویستا به نشانی خیابان مطهری، خیابان میرعماد، کوچه دوازدهم، پلاک ۱۱ میزبان علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی است.

اجرایی سیار، در باب به بازی گرفتن شهر

یاسمین: نمایشگاه گروهی نقاشی با نام تراژدی ۲۸ تیر تا ۲ مرداد در گالری یاسمین به نشانی خیابان خردمند جنوبی، نرسیده به بلوار کریم‌خان زند، ساختمان افسر، پلاک ٧٠، طبقه اول برگزار می‌شود.

نوشته جدید ترین برنامه های گالری گردی در مرداد ماه تهران اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

26 جولای 2019 313 views ادامه و دانلود

فرانچایز «مردگان متحرک» (The Walking Dead) با سومین سریال از شبکه AMC در حال بزرگ تر شدن بوده و فهرست کامل بازیگران و عوامل سازنده آن در روز جمعه در مراسم کامیک کان سن دیگو (San Diego Comic-Con) به طور رسمی معرفی شدند. به گزارش مجله هالیوود ریپورتر، دومین اسپین آف داستان های کمیک «مردگان متحرک» و سومین مجموعه سریالی تحت چتر این فرانچایز با بازی آلایا رویال (The Red Line) در نقش آیریس، آنت میهندرو (The Americans) در نقش هاک، الکسا منصور (The Resident) در نقش هوپ، نیکلاس کانتو (The Amazing World of Gumball) در نقش التون و هال کامپستون (Bilched) در نقش سیلز ساخته خواهد شد.

سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead)

اطلاعات و جزییات بیشتر در مورد شخصیت های اصلی این سریلا جدید هنوز منتشر نشده اما با توجه به این که برنامه های شبکه AMC در مراسم کامیک کان هنوز به طور کامل رونمایی نشده اند می توان انتظار  افشای جزییات بیشتری در مورد این سریال را داشت. با این وجود، تا به اینجای کار می دانیم که شخصیت های اصلی سریال اولین نسل جوانی هستند که پس از دوران مردگان متحرک و دنیای آخرالزمانی به دنیا آمده و به بلوغ رسیده اند. هنوز عنوانی برای اسپین آف جدید سریال «مردگان متحرک» انتخاب نشده اما اسکات ام گیمپل که تا همین اواخر شورانر سریال بود و مت نگرت که نویسنده اصلی سریال است، ساخت سریال جدید را در مقام خالق بر عهده خواهند داشت.

سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead)

کارگردانی سریال جدید نیز بر عهده جوردن ووگت-رابرتز خواهد بود که سابقه ساخت فیلم «کونگ: جزیره جمجمه» (Kong: Skull Island) را در کارنامه دارد که در فصل اول ۱۰ اپیزود خواهد بود. گفته می شود که این سریال شباهت زیادی با دنیای کتاب و فیلم های «ارباب مگس ها» (Lord of the Flies) خواهد داشت و کسانی که با این داستان ها آشنایی دارند باید بدانند که در این دنیا خشونت نوجوانان علیه یکدیگر، خدایان متعدد و درگیری های فراوان برای بدست آوردن قدرت به وضوح دیده می شود. گیمپل گفته است که در طول سال های اخیر تنها شاهد بخش بسیار کوچکی از دنیای مردگان متحرک بوده ایم و هنوز بخش اعظم این دنیای تلویزیونی به تصویر کشیده نشده است، از جمله دنیاها و تمدن هایی که از این اتفاق هولناک آخرالزمانی جان سالم به در برده و با آن کنار آمده اند.

بیشتر بخوانید: اسپین آف جدید سریال «The Walking Dead» با حضور قهرمانان زن در مسیر ساخت

سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead)

وی در مورد سریال جدید دنیای «مردگان متحرک» چنین گفته است: «این کودکان می توانستند در امنیت و آرامش زندگی کنند اما همه چیز را در یک ماجراجویی خطرناک رها کرده و در حالی که تنها هستند تحت تعقیب افراد بزرگسال قرار می گیرند. شاهد کودکانی هستیم که قهرمان می شوند و برخی نیز به شخصیت های شرور مبدل می گردند. می خواهیم دنیایی کاملاً جدید از مردگان متحرک را باز کنیم». قسمت اصلی سریال «مردگان متحرک» در پاییز امسال با فصل دهم باز گشته و اولین اسپین آف آن با عنوان «از مردگان متحرک بترس» (Fear the Walking Dead) نیز برای فصل ششم تمدید شده است. همچنین شبکه AMC با همکاری یونیورسال پیکچرز قصد ساخت یک سه گانه سینمایی یا تلویزیونی با بازی اندرو لینکلن در نقش ریگ گریمز را دارد.

سریال «مردگان متحرک» (The Walking Dead)

از اتفاقات مهم دیگر مربوط به این سریال می توان به تایید جدا شدن دانای گوریرا بازیگر نقش میشون در فصل دهم سریال اصلی اشاره کرد، یکی دیگر از بازیگران اصلی سریال که در فصول اخیر از «مردگان متحرک» جدا می شود. گیمپل بارها از قصد خود برای زنده نگه داشتن این فرانچایز برای سال های طولانی سخن گفته و ساخت اسپین آف تازه نیز در همین مسیر خواهد بود. فیلم برداری این اسپین آف هفته آینده آغاز شده و در سال ۲۰۲۰ منتشر خواهد شد.

بیشتر بخوانید: زامبی ها وجود دارند! ۹ عاملی که باعث به وجود آمدن زامبی ها می شوند

نوشته بازیگران اسپین آف جدید سریال «The Walking Dead» در مراسم کامیک کان معرفی شدند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

26 جولای 2019 108 views ادامه و دانلود

امروزه شاید به سختی بتوان کسی را پیدا کرد که با آثار استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه (و نه انیمیشن) آشنایی نداشته باشد، حتی اگر علاقه ای به فیلم ها، انیمیشن ها و دیگر تولیدات بصری ژاپنی نداشته باشند. شخصیت های با صورت های گرد و بسیار متظاهر که فیلم های استودیو جیبلی را اشغال کرده اند خیلی زود شناخته می شوند، چه در یک انیمه کودکانه مشهور مانند «همسایه من توتورو» (My Neighor Totoro) باشد و چه یک انیمه بزرگسال محور مانند «شاهزاده مونونوکه» (Princess Mononoke).

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

اگر چه سینمای ژاپن سابقه ای طولانی در زمینه ساخت انیمه دارد و انیمه های استودیو جیبلی اکنون سال هاست که مورد توجه دیگر نقاط جهان نیز قرار گرفته و در دسترس قرار دارند، اما تنها در سال ۲۰۰۱ و انیمه «شهر اشباح» (Spirited Away) بود که توجه سینماروهای خارج از ژاپن را به خود جلب کرد، به خصوص پس از آنکه توانست جایزه اسکار بهترین فیلم انیمیشن (در ژاپن انیمه) را به خود اختصاص دهد. با این وجود کارهای فوق العاده استودیو جیبلی به همان سال های اول تاسیس استودیو در سال ۱۹۸۵ باز می گردد. همچنین وسعت این استودیو فراتر از فیلم ها و سریال های محبوب کودکان بوده و محصولات آن برای تمامی سنین مناسب است و موضوعات زیادی مانند اراده، عدالت محیطی و تقویت کودکان و نوجوانان را نشانه گرفته است. در ادامه می خواهیم شما را با هر آنچه که باید در مورد استودیو انیمه سازی جیبلی بدانید و به احتمال فراوان نمی دانید آشنا کنیم.

واقعیت پشت اسم این استودیو چیست؟

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

«استودیو جیبلی» یک اسم بسیار منحصربفرد است اما ظاهر آن به هیچ وجه ژاپنی به نظر نمی رسد و این بدین دلیل است که واژه «جیبلی» (Ghibli) ریشه ای منتسب به آب و هوای مدیترانه ای دارد. این واژه در واقع اقتباسی ایتالیایی از واژه ای عربی در گویش لیبیایی (قِبلِی) است که به بادهای گرم و خشک بیابان های لیبی اشاره دارد. ایده پشت انتخاب این نام از تمایل هایائو میازاکی برای زنده کردن دوباره صنعت انیمه سازی می آید، بادی که ناگهان شروع به وزیدن گرفته و باعث تغییر می شود. «جیبلی» یا «گیبوری» همچنین نام یک هواپیمای مسافربری ایتالیایی است که توسط کمپانی Caproni ساخته شده و این محصول نیز با نامگذاری بزرگ ترین استودیو انیمه سازی ژاپن بی ارتباط نیست.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

میازاکی علاقه وافری به هواپیماهای دوران جنگ جهانی دوم داشته و این موضوع چنان برایش مهم بوده که بسیاری از این هواپیماها را می توان در انیمه های ساخت این کارگردان شهیر دید، به خصوص در انیمه «پورکو روسو» (Porco Rosso) که داستان آن در ایتالیا و در دوران به قدرت رسیدن فاشیست ها رخ می دهد یا انیمه «باد وزیدن گرفته» (The Wind Rises) که تلاش های یک طراح واقعی هواپیما به نام جیرو هوریکوشی در زمان جنگ جهانی دوم را روایت می کند. حتی انیمه هایی از او که داستانشان به جنگ جهانی دوم یا پیشرفت های صنعت هوانوردی اشاره ندارد نیز مولفه هایی از علاقه میازاکی به هواپیما و پرواز را در خود دارند. انیمه «ناوسیکا از دره باد» (Nausicaa of the Valley of the Wind) بهترین نمونه از کارهای میازاکی است که در آن وی از دانش خود برای ساخت یک هاورکرافت داستانی استفاده می کند. همچنین در «قلعه ای در آسمان» (Castle in the Sky) و با درجه ای کمتر در «سرویس تحویل کیکی» (Kiki’s Delivery Service) نیز می توان علاقه میازاکی به هواپیما و بالن ها و کلاً صنعت پرواز را دید. هایائو میازاکی به شدت عاشق پرواز است.

استودیو جیبلی فراتر از هایائو میازاکی است

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

اگر چه هایائو میازاکی موسس اصلی استودیو جیبلی و شناخته شده ترین کارگردان منتسب به این استودیو است اما استودیو جیبلی بسیار فراتر از یک عملیات یک نفره است. در واقعی این استودیو در ابتدا توسط چهار نفر راه اندازی شد: هایائو میازاکی، ایسائو تاکاهاتا، توشیو سوزوکی و یاسویوشی توکوما. توکوما و سوزوکی عمدتاً نقش تهیه کننده را داشتند اما تاکاهاتا که در آوریل ۲۰۱۸ از دنیا رفت، برخی از بهترین آثار این استودیو را کارگردانی کرده است. بهترین اثر او همان انیمه دردناک و تاثیر گذار و البته نیمه زندگینامه ای او در مورد رنج های مردم ژاپن پس از جنگ جهانی دوم با عنوان «مدفن کرم های شب تاب» (Grave of the Fireflies) است. این انیمه بسیار مشهور به گواه تمام کسانی که آن را دیده اند بسیار دردناک و تاثیرگذار است و کمتر کسی را می توان یافت که بتواند به راحتی آن را تماشا کرده و تحت تاثیر قرار نگیرد. به همین دلیل «مدفن کرم های شب تاب» را عموماً یک شاهکار می دانند هر چند کمتر کسی پیدا می شود که بخواهد بیش از یک بار آن را تماشا کند.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

تاکاهاتا صرفاً روی داستان های تراژیک تمرکز نداشت هر چند حس مالیخولیا و دراماتیک بسیار قوی داشت. در سال ۱۹۹۴، تاکاهاتا با انیمه «پوم پوکو» (Pom Poko) مسیری متفاوت از قبل را در پیش گرفت، با داستانی در مورد حیواناتی بومی ژاپن و شبیه راکون به نام تانوکی و بر اساس افسانه ها، دارای قدرت های جادویی، که می خواهند زیستگاه خود را از یک مرد حریص فعال در زمینه ساخت و ساز پس بگیرند. علیرغم جنبه کمیک ماجرا و حضور شخصیت های حیوانی، داستان و بن مایه این انیمه چیزی فراتر از یک داستان کودکانه است و به تخریب زیستگاه های طبیعی حیوانات مختلف توسط انسان اشاره دارد. اخیراً و چند سال پیش از مرگ نیز، تاکاهاتا انیمه ای به نام «افسانه شاهدخت کاگویا» (The Tale of Princess Kaguya) را بر اساس یک افسانه متعلق به قرن دهم میلادی ژاپن با عنوان «افسانه بامبوچین» (The Tale of the Bamboo Cutter) ساخت. این انیمه زیبا و پویا در یک سبک قلم مرکبی ساخته شده و علاقه جذاب تاکاهاتا به خیال پردازی را نشان داده و نشان می دهد که استودیو جیبلی تنها در هایائو میازاکی خلاصه نمی شود.

بیشتر بخوانید: با بهترین و خوش ساخت ترین فیلم های انیمه ژاپنی آشنا شوید [قسمت دوم]

کارگردان های متعددی به صورت مهمان با استودیو جیبلی کار می کنند

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

اگر چه میازاکی و تاکاهاتا کارگردانان اصلی و خانگی استودیو جیبلی بودند اما برخی از آثار شناخته شده این استودیو توسط کارگردانان دیگری ساخته شده اند. گورو میازاکی، پسر میازاکی بزرگ، انیمه ای به نام «حکایت دریای زمین» (Tales from Earthsea) را کارگردانی کرد که تا حدودی بر اساس چهار کتاب اول اورسولا کی لی گوین در سری رمان های «دریای زمین» (Earthsea) ساخته شده است. در سال ۲۰۱۱، گورو برای کارگردانی انیمه «بر فراز تپه شقایق» (From Up on Poppy Hill) بازگشت که داستان آن در سال ۱۹۶۴ رخ داده و بر گروهی از دانش آموزان دبیرستانی تمرکز دارد که با تعمیر یک باشگاه مدرسه ای قدیمی از نابودی آن جلوگیری کرده و این بار نیز تلاش برای رسیدن به موفقیت در قالب یک انیمه به تصویر کشیده می شود.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

در سال ۱۹۹۵، یوشیفومی کوندو نیز اولین تجربه کارگردانی خود را با انیمه بسیار شاد و مفرح «نجوای قلب» (Whisper of the Heart) برای استودیو جیبلی کسب کرد. از او به عنوان جانشین هایائو میازاکی در استودیو جیبلی یاد می شد اما در سال ۱۹۹۸ و پیش از آن که بتواند انیمه دیگری کارگردانی کند به دلیل مشکلات قلبی و عروقی درگذشت. ۷ سال بعد، هیرویوکی موریتا با استفاده از یکی از شخصیت های فرعی «نجوای قلب» انیمه ای شبه اسپین آفی به نام «بازگشت گربه» (The Cat Returns) ساخت. هیروماسا یونه بایاشی نیز که بعدها استودیو پونوک (Ponoc) را تاسیس کرد، در سال ۲۰۱۰ انیمه ای تحت عنوان «دنیای مخفی آریتی» (The Secret World of Arrietty) بر اساس رمان «قرض گیران» (The Borrowers) ماری نورتون و در سال ۲۰۱۴ نیز انیمه «وقتی مارنی آنجا بود» (When Marnie Was There) را کارگردانی کرد. بدین ترتیب می توان گفت که در استودیو جیبلی هیچ کمبود استعداد کارگردانی دیده نشده و افراد بسیاری هستند که می توانند جانشین میازاکی بزرگ باشند.

مشارکت های موسیقایی جو هیسائیشی را نیز نباید نادیده گرفت

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

یکی از دلایل ماندگار شدن انیمه های استودیو جیبلی، آهنگ های فوق العاده به کار رفته در این انیمه ها ست. جو هیسائیشی، آهنگساز کهنه کار و افسانه ای ژاپنی، آهنگسازی بسیاری از ساخته های میازاکی را بر عهده داشته و طرفداران انیمه به راحتی می توانند آهنگ هایی مانند «شهری با نمای اقیانوس» (A Town With an Ocean View) در «سرویس تحویل کیکی» یا آهنگ آغازین متفاوت «پرسه زدن» (Stroll) در «همسایه من توتورو» را به یاد یاد بیاورند که از آثار قابل توجه این آهنگساز بوده است. اکثر کارهای هیسائیشی مربوط به فیلم های میازاکی بوده اما وی فرصت هایی برای کار خارج از دنیای میازاکی را نیز داشته است.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

او همکاری نزدیکی با تاکشی کیتانو در لایو اکشن های «سوناتین» (Sonatine)، «بازگشت بچه ها» (Kids Return)، «هانا-بی» (Hana-bi)، «کیکوجیرو» (Kikujiro) و «برادر» (Brother) که اکثر آن ها درام های جنایی بودند داشت. همچنین هیسائیشی در ساخت آهنگ بازی های ویدیویی Ni no Kuni: Wrath of the White Witch و Ni no Kuni II: Revenant Kingdom نیز مشارکت داشته است. اگر چه بخش اعظم فعالیت او به حوزه آهنگسازی فیلم بازمی گردد اما هیسائیشی چندین آلبوم استودیویی نیز از زمان آغاز فعالیت خود در سال ۱۹۸۱ منتشر کرده است. وقتی پای آهنگ های گیرا و تاثیرگذار و از لحاظ احساسی تکان دهنده به میان می آید، با نام جو هیسائیشی مواجه می شویم.

یکی از سیاست های ثابت استودیو جیبلی نداشتن تدوین و سانسور است

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

در سال ۱۹۹۷، استودیو جیبلی قراردادی را با استودیو والت دیزنی در مورد انتشار برخی از فیلم های این استودیو ژاپنی برای مخاطبان انگلیسی زبان امضا کرد. در بخشی از این قرارداد آمده بود که هیچ یک از انیمه های تولیدی این استودیو نباید به هیچ شکل یا دلیل تدوین (سانسور) شود. یک اتفاق ویژه در این مورد زمانی رخ داد که هاروی واینستاین قصد داشت انیمه «شاهدخت مونونوکه» را برای قابلیت بازاریابی بهتر تدوین کند اما خیلی زود میازاکی برای او یک شمشیر سامورائی واقعی برای او یک نوشته بدین مضموون فرستاد: «تدوین هرگز». میازاکی همچنین بر حقوق کالایی ساخته های استودیو جیبلی حاکمیت کامل داشته و بدین ترتیب از ساخت محصولات ارزان قیمت مانند عروسک بر اساس شخصیت های انیمه های استودیو جلوگیری می کند.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

این سیاست ها شاید بسیار محدود کننده و شدید در نظر گرفته شوند اما این سیاست ها به انیمه های استودیو جیبلی امکان می دهند که همانطور که سازندگان قصد داشته اند نشان داده شده و بینندگان نیز بر اساس همان دیدگاه ها به تماشای آن ها بنشینند. میازاکی قصد دارد تمرکز را بر سبک روایی و شخصیت ها نگه دارد و این انیمه ها از دید مخاطبان آثار هنری موثر و مهمی باشند و نه فیلم هایی که تنها بر جذابتی بازاری تمرکز دارند. با این وجود، آثار این استودیو از جذابیت و کشش بازاری قابل توجهی برخوردار بوده و بارها و بارها ثابت کرده اند که زندگی همه بینندگان در سراسر جهان را به نحوی در داستان های خود مورد تاکید قرار می دهند، حتی بدون این که مجبور شوند در قالب بسیار سهل الهضم (!!!) هالیوود فرو بروند.

موزه ای به نام جیبلی نیز وجود دارد

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

اگر چه استودیو جیبلی با دیزنی قرارداد همکاری دارد اما علاقه ای به پیروی از مدل پارک سرگرمی دیزنی ندارد. در مقابل آن ها موزه جیبلی را تاسیس کرده اند که در میتاکا، توکیو واقع شده و حدود ۲۰ دقیقه از استودیو جیبلی در کوگانی فاصله دارد. این موزه خارق العاده بازدید کنندگان خود را به درک و تجربه عمیق نمایشگاه ها دعوت می کند و به همین دلیل هر گونه عکسبرداری در داخل آن ممنوع است تا بتوانند ارتباط کاملی با اطراف خود برقرار نمایند. بعد از پرداخت ورودی، مهمانان فیلم های اصلی ۳۵ میلیمتری که در سینماها استفاده شده را دریافت کرده که محتوی آن به صورت تصادفی در اختیار آن ها قرار می گیرد، بدین معنی که فیلم به صورت تصادفی و نه انتخابی در اختیار بازدید کنندگان قرار می گیرد.

استودیو جیبلی (Ghibli)، مشهورترین استودیو ژاپن و جهان در زمینه ساخت انیمه

این موزه پروژه های فیلم کوتاه خصوصی در سالن های نمایش کوچک خود به نمایش می گذارد و یک اتاق مطالعه برای خواندن کتاب هایی که توسط میازاکی انتخاب شده نیز دارد. بعد از تجربه های متنوع نمایشگاهی، مهمانان به یک هدیه فروشی دعوتو می شود که «ماما آیوتو» (Mamma Aiuto) به معنای «مامان، به من کمک کن» در زبان ایتالیایی است که به دزدان هوایی موجود در انیمه «قلعه ای در آسمان» اشاره دارد. همچنین این موزه خانه یک ربات سرباز غول پیکر از همین انیمه و یک اتوبوس گربه ای بزرگ از انیمه «همسایه من توتورو» برای بازدید کنندگان خردسال است.

بیشتر بخوانید: ۷ سریال انیمه دیدنی برای کسانی که چیزی در مورد این ژانر نمی دانند

نوشته نکاتی جالب در مورد استودیو انیمه سازی «جیبلی» که شاید نمی‌دانستید [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

25 جولای 2019 114 views ادامه و دانلود

مینی سریال «چرنوبیل» (Chernobyl) که اخیراً توسط شبکه HBO منتشر شد موفقیتی بزرگ از هر جنبه بود که هیچ کس انتظارش را نداشت. بازگویی سریالی داستان فاجعه انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ در حال حاضر بالاترین نمره را در میان سریال های تاریخ تلویزیون در سایت سینمایی معتبر IMDb دریافت کرده است. این سریال در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته و بسیاری آن را بهترین سریال تمام دوران می دانند.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

البته برخی نیز دقت تاریخی این داستان و نبود شخصیت پردازی سریال «چرنوبیل» را به نقد کشیده اند. با این وجود، اکثر تماشاگران و منتقدان گفته اند که تحت تاثیر فضای ترسناک و گیرای سریال و بازی های قوی بازیگران آن در کنار موضوع هولناک ماجرا قرار گرفته اند. اگر این سریال را دیده و از آن خوشتان آمده، بدون شک از تماشای فیلم هایی که در ادامه مطلب به شما معرفی خواهند شد نیز لذت خواهید برد.

۱۰- سندرم چین (۱۹۷۹)

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

وقتی از نیکلاس کیج پرسیده شد که دیدگاه سیاسی اش را بیان کند او گفت که ترجیح می دهد در این باره سخن نگوید و به جای آن پیام های سیاسی اش را از طریق فیلم هایش ابراز نماید. وی در ادامه می گوید: «از فیلم سندرم چین چیزهای بسیار بیشتری در مورد فاجعه نیروگاه هسته ای یاد گرفتم». اگر چه فیلم «سندرم چین» (The China Syndrome) با واکنش منفی صنعت نیروی هسته ای مواجه شد، اما این فیلم در دوران خود به موفقیت تجاری و نقادانه قابل توجهی دست یافته و بسیاری آن را به خاطر موضوع، بن مایه تکان دهنده و بازی های خارق العاده بازیگران، به خصوص جک لمون و جین فاندا که به خاطر این فیلم برنده جایزه اسکار نیز شد ستوده اند. این فیلم بر اساس اتفاقی که در سال ۱۹۷۰ در نیروگاه هسته ای درسدن در ایلینوی رخ داده ساخته شد، داستان یک گزارشگر با بازی فاندا و فیلمبردار او با بازی مایکل داگلال سار روایت می کند که در هنگام اجرای یک گزارش شاهد وقوع انفجاری در یک نیروگاه اتمی در کالیفرنیا هستند.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این فیلم به خاطر جلب توجه عموم به اتفاقات ممکن و مخفی کارهایی که در این صنعت رخ می داد مورد توجه قرار گرفته و آغازگر موجی از فیلم ها در دهه ۱۹۸۰ در مورد بمب های اتمی و جنگ های هسته ای شد. اگر چه «سندرم چین» در یک طیف ایدیولوژیکی بسیار متفاوت از سریال «چرنوبیل» قرار دارد اما در این فیلم نیز پای سازمان هایی بزرگ که قصد سرپوش گذاشتن بر اشتباهات فاجعه بار خود به بهانه کاهش هزینه ها دارند به میان آورده می شود. در واقع همین موضوع بود که مایکل داگلاس را پس از خواندن فیلم نامه جذب کرده و باعث شد وی آن را با فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» (One Flew Over the Cuckoo’s Nest) که تهیه کنندگی اش را بر عهده داشت و داستان یک مرد در برابر یک سازمان قدرتمند بود مقایسه نماید.

۹- دیپ واتر هرایزن (۲۰۱۶)

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

کسانی که به تماشای داستان هایی مربوط به فجایع انسانی واقعی علاقه دارند بهتر است فیلم «دیپ واتر هرایزن» (Deepwater Horizo) را ببینند. همکاری های مارک والبرگ و پیتر برگ همواره با فیلم هایی بسیار تاثیرگذار همراه بوده و این مورد نیز از این قاعده مستنثی نبوده است. اگر چه برگ کارگردانی با توجه فراوان به جزییات نبوده و کارگردانی چندین بلاک باستر پرهزینه را نیز در کارنامه دارد اما به خوبی می داند که چگونه عنصر انسانی را به آثارش اضافه کند. به همین دلیل است که فیلم «دیپ واتر هرایزن» یک فیلم بسیار تاثیرگذار و تکان دهنده با بازی هایی فوق العاده است، به ویژه از جانب کرت راسل و جینا رودریگز. تماشای این فیلم باعث می شود که خشم و تراژدی واقعی ناشی از این حادثه را حس و درک کنید.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این فیلم بر اساس یک فاجعه صنعتی که در ۲۰ آوریل ۲۰۱۰ در خلیج مکزیک در یکی از دکل های نفتی کمپانی بریتیش پترولیوم آغاز شد ساخته شده که آن را بزرگ ترین نشت نفت به دریا در تاریخ صنعت استخراج نفت می دانند. این فیلم به خاطر دقت تاریخی اش مورد توجه قرار گرفته و بسیاری نقش آن را در خشم عمومی علیه کمپانی بریتیش پترولیوم موثر می دانند. برخی دیگر نیز آن را به خاطر «ساده سازی سرزنش عاملان» مورد انتقاد قرار داده و کمپانی بریتیش پترولیوم نیز همانطور که انتظار می رفت این فیلم را محکوم کرده و آن را نمایشی واقعی و درست از ماجرا و این کمپانی نمی داند. اگر چه «دیپ واتر هرایزن» در باکس آفیس عملکرد خوبی نداشت اما باید آن را فیلمی قوی با کار تکنیکی بسیار موثر دانست که در دو بخش نیز نامزد دریافت جایزه اسکار شد. این فیلم را باید فیلمی تکان دهنده و پرتنش دانست که به توجه بسیار بیشتری نیاز داشت.

بیشتر بخوانید: واقعیاتی جالب و خواندنی در مورد مینی سریال «چرنوبیل» و ماجرای واقعی آن [قسمت سوم]

۸- دفاع از سرزمین (۱۹۸۶)

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

پائولین کیل، منتقد افسانه ای سینما، چنان تحت تاثیر فیلم «دفاع از سرزمین» (Defence of the Realm) ساخته دیوید دروری قرار گرفت که آن را «احتمالاً نزدیک ترین معادل بریتانیایی به فیلم همه مردان رییس جمهور [All the President’s Men]» توصیف کرده است اما با فضایی بسیار تاریک تر و تاثیرگذارتر. بدون شک شباهت های زیادی بین «دفاع از سرزمین» و «همه مردان رییس جمهور» آلن جی کاپولا یا اثر کلاسیک دیگر او با عنوان «نمای پارالاکس» (The Parallax View) وجود دارد که جذابیت و تنش موجود در داستان را تایید می نماید. این فیلم عنوانش را از قانونی به همین نام که در سال ۱۹۱۴ در بریتانیا به تصویب رسید گرفته است، قانونی که به دولت قدرت زیادی در طول دوران جنگ می بخشید؛ از جمله مصادره ساختمان ها و زمین های مورد نیاز برای جنگ یا آزادی در اقدامات شبه جنایتکارانه.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلم در مورد سرپوش گذاشتن بر سقوط یک بمب افکن هسته ای در یک پایگاه هوایی ایالات متحده در بریتانیا و اتفاقات متعاقب آن است. یکی از اعضای پارلمان بریتانیا که می خواهد این موضوع را علنی سازد به دلایلی دیگر خود را در مرکز توجه رسانه ها دیده و عقب می کشد اما دو گزارشگر به بررسی ماجرا ادامه می دهند. یکی از این شخصیت ها با بازی گابریل بیرن اسناد مربوط به سقوط بمب افکن هسته ای را یافته و مامورین دولت سعی می کنند مانع از افشای این اسناد توسط وی شوند. «دفاع از سرزمین» یکی دیگر از فیلم هایی است که در مورد مخفی کردن حوادث هسته ای توسط دولت ها ساخته شده اما متاسفانه توجهی که باید را دریافت نکرد. بدون شک کسانی که به سریال «چرنوبیل» علاقه دارند از تماشای این تریلر سیاسی کلاسیک نیز لذت خواهند برد.

۷- رشته ها (۱۹۸۴)

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

دهه ۸۰ با ساخت فیلم های تکان دهنده و ناخوشایندی مانند «وسوسه ها» (The Temptations) و «روز بعد» (The Day After) همراه بود که ماهیت شوکه کننده جنگ های هسته ای و تاثیرات آن ها را به تصویر می کشید. فیلم تلویزیونی «رشته ها» (Threads) که بسیاری آن را پاسخ بریتانیایی ها به فیلم «روز بعد» می دانند بسیار بهتر و تاثیرگذارتر از دو فیلم گفته شده است. این فیلم که عواقب بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی یک جنگ هسته ای را به تصویر می کشد، فضایی تاریک و سبک روایی تکان دهنده ای بسیار شبیه سریال «چرنوبیل» دارد. این فیلم را می توان تکان دهنده ترین و تهوع آورترین درام شبه مستند در مورد زمستان هسته ای دانسته که بسیار تاریک و ترسناک است.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

«رشته ها» که یکی از تحسین شده ترین فیلم های تلویزیونی تاریخ سینماست رویکردی مستند گونه به رنج های روزانه و بی پایانی که یک جنگ هسته ای برای مردم عادی خواهد داشت در پیش می گیرد. این سبک روایی باعث واقع بینی و قابل قبول بودن فضای فیلم شده که سکانس های قبل از حمله بسیار واقعی و تاثیرگذار و خود حمله نیز شوک کننده است و در ادامه تمام فیلم ماندگار و البته با تاثیری ترسناک می شود. این فیلم نامزد دریافت ۷ جایزه بفتا شده و سازندگان آن برای ساختش از چندین منبع تحقیقاتی کمک گرفتند. تماشای «رشته ها» می تواند برای شما با کابوس های شبانه همراه باشد اما این فیلم بدون شک فیلمی فراموش نشدنی است که ارزش تماشا کردن را دارد.

۶- کی ۱۹: ویدومیکر (۲۰۰۲)

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلمی دیگر در مورد فاجعه ای در دوران اتحاد جماهیر شوروی. اتحاد جماهیر شوروی ساخت اولین زیردریایی مجهز به موشک بالستیک خود را در سال ۱۹۵۸ آغاز کرده و نام آن را K-19 گذاشت. این زیردریایی یکی از اولین دو نمونه زیردریایی این کشور در کلاس Project 658، اولین نسل از زیردریایی های مجهز به موشک های بالستیک هسته ای بود. این زیردریایی با عجله و برای پاسخ به پیشرفت های ایالات متحده در زمینه زیردریایی های هسته ای و در جریان مسابقه تسلیحاتی بین دو کشور ساخته شد. قبل از به آب انداخته شدن، ۱۰ کارگر و یک ملوانی که در زیردریایی کار می کردند به خاطر حوادث و آتش سوزی های مرتبط با آن کشته شدند. فیلم «کی ۱۹: ویدومیکر» (K-19: The Widowmaker) که یکی از فیلم های کمتر مورد توجه قرار گرفته کاترین بیگلو است به نواقص این زیردریایی در اولین سفر دریایی خود و تلاش خدمه برای نجات آن و جلوگیری از یک فاجعه هسته ای می پردازد.

فیلم های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

شوربختانه این فیلم در باکس آفیس شکست خورد اما می توان آن را یک فیلم تریلر تکان دهنده و جذاب، اگر چه کمی طولانی دانست. هریسون فورد در این فیلم از همان کاریزمای ستارگی نمادین خود استفاده کرده است اما این بار در نقشی بسیار پیچیده تر از نقش های دیگر خود ظاهر شده و توانسته لایه های جدید جذابی در شخصیت خود در فیلم بیابد. همین اتفاق نیز در مورد لیام نیسن رخ می دهد که او نیز یک بازی جذاب و راضی کننده در فیلم ارائه داده است. تعاملات بین شخصیت ها بسیار جذاب و موسیقی فیلم نیز تاثیرگذار است. روی هم رفته می توان این فیلم را یک اثر پرتنش دیگر بر اساس فصلی از تاریخ اتحاد جماهیر شوروی و یکی از بهترین فیلم های بلاک باستر تابستانه در دوران خود دانست که متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت.

برای مطالعه قسمت دوم مطلب به این لینک مراجعه کنید.

بیشتر بخوانید: ۱۰ اتفاق وحشتناک و باور نکردنی که پس از یک آخرالزمان هسته ای رخ خواهند داد

نوشته ۱۰ فیلم جذاب، پرتنش و تراژیک برای دوستداران سریال «چرنوبیل» [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

25 جولای 2019 76 views ادامه و دانلود

مینی سریال ۵ اپیزودی «چرنوبیل» (Chernobyl) از شبکه HBO در مورد انفجار رآکتور شماره چهار نیروگاه هسته ای پریپرت در دوران اتحاد جماهیر شوروی، ریزش مرگبار تشعشعات هسته ای و پنهانکاری ناکام دولت، یک سریال اعتیاد آور و ترسناک و همزمان تاریک، خشن، دردناک و غیرقابل تصور است. اگر تماشای این سریال را به پایان رسانده و به دنبال تماشای فیلم های مشابهی هستید توصیه می کنیم که با ادامه مطلب همراه باشید. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با فیلم هایی آشنا کنیم که فضای داستانی مشابه سریال «چرنوبیل» دارند؛ چه داستانی در مورد تلاش دولت ها برای سرپوش گذاشتن بر یک فاجعه یا رسوایی باشد، چه قهرمانی که به تنهایی در جستجوی حقیقت است و تلاش انسان ها برای زنده ماندن پس از یک فاجعه زیست محیطی هولناک.

قسمت اول این مطلب را در این لینک مشاهده نمایید.

۵- سیلکوود (۱۹۸۳)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

درست پس از موفقیت فیلم «سندرم چین»، هالیوود شروع به ساخت فیلم های بیشتری با بن مایه انرژی هسته ای و ترس از آلوده شدن به تشعشعات هسته ای کرد. فیلم «سیلکوود» (Silkwood) بر اساس زندگی یک تکنیسین شیمیایی و عضو اتحادیه کارگری آمریکایی که به خاطر تلاش هایش برای توجه به مکانیزم های مرتبط با سلامت و امنیت پرسنل در نیروگاه های هسته ای شناخته می شود ساخته شد. او در نهایت در اثر یک تصادف رانندگی و پر از ابهام کشته شد. در فیلم، نقش این زن را مریل استریپ بازی می کند که آن را باید حقیقتاً یکی از بهترین نقش آفرینی های او دانست. کارن سیلکوود یک مادر، یک دوست، یک نامزد و یک کارگر ماهر و بی نقص در مرکز تولید سوخت مر-مک گی شیمارون است.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

از آنجایی که او فکر می کند فعالیت های کمپانی مذکور به سلامت کارگران صدمه وارد می کند وارد عرصه فعالیت های حزبی کارگری شده و بدین باور می رسد که مدیران مرکز گزارش های ایمنی نادرست و دروغینی ارائه داده و سعی دارند بخشی از معضلات فضای کار را پنهان کنند. در کنار فیلم های «ارین بروکوویچ» (Erin Brokovich) و «نورما رَی» (Norma Rae)، «سیلکوود» یکی از بهترین فیلم های دارای اینگونه فضای داستانی است. به عنوان یک فیلم مهم و قابل توجه، «سیلکوود» طمع و زیاده خواهی کمپانی های بزرگ، شهامت ایستادن در مقابل قدرت های بزرگ و تاکید بر خطرات تشعشعات هسته ای را به تصویر می کشد. مایک نیکولز و نورا افرون، به عنوان سازندگان فیلم، موفق شده اند تصویری واقعی، منصفانه و قابل باور از زندگی واقعی یک فرد عادی در این فیلم ارائه دهند و بازیگران فوق العاده فیلم نیز به ما کمک می کنند که هر گونه اشتباه و نقص جزئی را نادیده بگیریم.

۴- بیا و بنگر (۱۹۸۵)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

وقتی که از سازنده سریال «چرنوبیل» پرسیده شد که چه فیلمی در ساخت این سریال برایش الهام بخش بوده است او از فیلم روسی-بلاروسی کلاسیک «بیا و بنگر» (Come and See) سخن گفت که از نظر او «بهترین فیلم جنگی تمام دوران» است. بعد از تماشای این دو متوجه شباهت های فریم به فریم بسیاری خواهید شد و شاید برایتان جالب توجه باشد که فیلمی که مازین- خالق سریال «چرنوبیل»- از آن الهام گرفته فیلمی است که پیش از فاجعه چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده و هیچ ارتباطی با این فاجعه ندارد اما علت علاقه مازین به این فیلم و تلاش برای تکرار فضای آن در سریال خود کاملاً واضح و قابل درک است. مازین در این باره می گوید: «این فیلم به نحوی همزمان بسیار ملایم اما واقع بینانه است. تماشای آن دشوار اما مهم است».حق با مازین است زیرا «بیا و بنگر» یکی از ناراحت کننده ترین، دردناک ترین و کابوس آورترین فیلم هایی است که تاکنون ساخته شده است.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این فیلم آخرین ساخته الم کلیموف پس از ساخت فیلم های دیدنی «رنج» (Agony) و «وداع» (Farewell) و در مورد گروهی از نیروهای نازی آلمانی است که بلاروس را اشغال کرده اند. همزمان یک نوجوان بلاروسی به گروه های مقاومت می پیوندد و عواقب دردناک جنگ به دنبال می آیند. «بیا و بنگر» شباهتی به هیچ فیلم دیگری که تاکنون دیده اید ندارد و باید آن را شاهکار فیلمسازی در دوران اتحاد جماهیر شوروی دانست. فرانسوا تروفو گفته است که امکان ندارد بتوان یک فیلم ضد جنگ ساخت زیرا تمام فیلم های جنگی با انرژی و حس ماجراجویی شان در نهایت باعث می شوند که نبرد چیزی جذاب به نظر برسد. شاید اگر تروفو زنده می ماند و «بیا و بنگر» را می دید نظرش را در مورد فیلم های جنگی عوض می کرد. «بیا و بنگر» فیلمی است که نباید از دست داد و در حالی که این فیلم در دهه های اخیر بیش از گذشته در خارج از روسیه مورد توجه قرار گرفته اما باید از فیلم «عروج» (The Ascent) ساخته لاریسا شپیتکو، همسر کلیموف- نیز نام برد که در نوع خود شاهکاری دیگر اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید: واقعیاتی جالب و خواندنی در مورد مینی سریال «چرنوبیل» و ماجرای واقعی آن [قسمت دوم]

۳- فروپاشی (۱۹۹۰)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلم «فروپاشی» (Raspad) دومین فیلم ساخته شده در دوران اتحاد جماهیر شوروی و شاید اولین فیلم روسی در مورد فاجعه چرنوبیل و عواقب آن است که توسط میخائیل بلیکوف ساخته شده است. عنوان فیلم نه تنها نمایانگر خود فاجعه چرنوبیل است بلکه به فضا و بن مایه کلی سریال نیز اشاره دارد: از هم پاشیدن روابط انسانی، شخصی و عمومی و شاید فروپاشی کل اتحاد جماهیر شوروی. این فیلم داستان چند شخصیت در مسیرشان به سمت نیروگاه هسته ای چرنوبیل را روایت کرده و فضایی پرآشوب و به هم ریخته دارد، درست مانند شرایطی که اتحاد جماهیر شوروی در آن دوران داشت.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

اگر چه «فروپاشی» با بودجه ای بسیار اندک ساخته شده اما با تماشای آن حس خواهید کرد که در حال بازدید از محل واقعی فاجعه چرنوبیل هستید. حماقت مسئولین، وحشتی که در میان عموم مردم ایجاد شده و زندگی پرآشوب همگی به شکلی بسیار واقعی و باورپذیر به تصویر کشیده شده که فیلم را به انتخابی مناسب و جذاب برای علاقمندان به تاریخ شوروی از دیدگاه یک کارگردان روسی در دورانی که اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی بود تبدیل می کند. شاید این فیلم برای همه مخاطبان جذاب نباشد اما سبک منحصربفرد آن در ترکیب مستند و درام با بن مایه سورئال و کابوس وار را می توان از دیگر دلایل متفاوت بودن این فیلم دانست.

۲- سرزمین فراموشی (۲۰۱۱)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

فیلم فرانسوی «سرزمین فراموشی» (Land of Oblivion) که در شهر محل فاجعه چرنوبیل فیلم برداری شده ما را به زندگی مردم عادی در روز ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ با تمام پیچیدگی های شرایط آن روز می برد. این فیلم دیدنی و زیبا با یک روز زیبای بهاری در اوکراین آغاز می شود. والری کوچولو همراه با پدرش الکسی که یکی از مهندسان نیروگاه اتمی شهر است یک نهال سیب می کارد. آنیا و پیوتر ازدواج کرده و با یک درشکه به محل برگزاری عروسی می روند. آن ها در حال جشن گرفتن عشق شان بوده و سرشار از شادی هستند که ناگهان فاجعه رخ داده و همه چیز تغییر می کند. سبک روایی داستان هیچ گاه بیش از حد وارد سیاست نمی شود حتی زمانی که انتقاد از سبک مدیریت دولت در ماجرای چرنوبیل در قلب فیلم قرار دارد زیرا «سرزمین فراموشی» بیشتر فیلمی در مورد تراژدی چرنوبیل از زاویه انسانی است و در مورد امید و از دست دادن عزیزان. این فیلم در مورد مردمی است که در نتیجه حوادث آسیب می بینند.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

هر چند در داستان چیز زیادی از خود حادثه نمی بینیم اما «سرزمین فراموشی» بیشتر روی مردم و ارتباط آن ها با سرزمین شان و احساسی کن در مورد محل زندگی خود دارند تمرکز دارد و این همان چیزی است که تماشای این فیلم را به تجربه ای دردناک تبدیل می سازد. همچنین باید به سرنوشت شخصیت آنیا با بازی بی نقص اولگا کوریلنکو اشاره کرد که خود را بین رفتن و ماندن گرفتار می بیند. معمولاً پروژه های مرتبط با ماجرای چرنوبیل روی خود حادثه تمرکز کرده اند اما «سرزمین فراموشی» بهترین گزینه برای کسانی است که می خواهند شاهد درد انسانی و ترومای ناشی از اینگونه حوادث باشند.

۱-شهروند مجهول (۱۹۹۵)

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

این بار نیز یکی دیگر از ساخته های شبکه HBO و یکی از بهترین فیلم های تلویزیون تمام دوران. فیلم تلویزیونی «شهروند مجهول» (Citizen X) به تلاش های مقامات اتحاد جماهیر شوروی برای دستگیری یک قاتل سریالی به نام آندری چیکاتیلو با لقب «قصاب روستوف» می پردازد. چیکاتیلو یک قاتل سریالی بود که بین سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ بیش از ۵۲ زن و کودک را در روسیه، اوکراین و ازبکستان، پس از تجاوز به قتل رسانده و تکه تکه کرد. این فیلم فصلی دیگر از بوروکراسی فلج کننده و فاسد اتحاد جماهیر شوروی را به تصویر می کشد. در فیلم می بینیم که دولت به هیچ عنوان به این فجایع اشاره ای نکرده و سعی می کند به تصویر «همه در شوروی خوشحال هستند و هیچکس در کشور مشکلی ندارد» ادامه داده و همزمان مشکل را نادیده بگیرد.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

کریگ مازین، سازنده سریال چرنوبیل، در مصاحبه های خود به «شهروند مجهول» و تاثیر آن بر سریال خود نیز صحبت کرده است. اینکه در این فیلم نیز گروهی از مردان سعی دارند تحت بوروکراسی پیچیده اتحاد جماهیر شوروی چیکاتیلو را دستگیر کنند فضایی بسیار شبیه سریال «چرنوبیل» دارد. نقش یکی از این مردان را دونالد ساترلند بازی می کند که به خاطر آن برنده جایزه گرمی و گلدن گلوب نیز شد. شخصیت ساترلند به نحوی شبیه شخصیت بوریس شربینا (استلان اسکارشگارد) در سریال «چرنوبیل» است. «شهروند مجهول» یک فیلم قوی و موثر دیگر است که نشان می دهد ذهنیت «حفظ ظاهر» و سعی در سرپوش گذاشتن بر واقعیت تنها باعث بیشتر شدن مشکلات می شود.

فیلم ها و سریال های شبیه سریال چرنوبیل Chernobyl

در کنار فیلم هایی که به آن ها اشاره شد فیلم ها و مستندهای دیگری نیز در ارتباط با فاجعه چرنوبیل ساخته شده اند که ارزش تماشار کردن را دارا هستند: «قلب چرنوبیل» (Chernobyl Heart)، «دارکوب روسی» (Russian Woodpecke)، «نبرد چرنوبیل» (Battle of Chernobyl)، «صدای لودمیلا» (The Voice of Lyudmilla) و «نجات از فاجعه» (Surviving Disaster). فیلم «شکستن امواج» (Breaking the Waves) که در آن اکثر بازیگران سریال «چرنوبیل» حضور دارند را نیز از دست ندهید.

بیشتر بخوانید: سریال تماشایی «چرنوبیل»؛ پاسخ به ابهامات مهم مخاطبان پس از پایان داستان [قسمت اول]

نوشته ۱۰ فیلم جذاب، پرتنش و تراژیک برای دوستداران سریال «چرنوبیل» [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

25 جولای 2019 108 views ادامه و دانلود

اثری دیگر در این ساعت از وبسایت ماهور موزیک متن آهنگ خاص و بسیار زیبای کاش انتشار یافته از رضا بهرام

رضا بهرام – کاش

(بیشتر…)

25 جولای 2019 94 views ادامه و دانلود

ماه ها بعد از آن که اعلام شد لی چایلد، شخصیت «جک ریچر» (Jack Reacher) خود را به تلویزیون می آورد، ساخت این سریال به طور رسمی توسط سرویس آمازون آغاز شده و نیک سانتورا خالق سریال «عقرب» (Scorpion) نقش تهیه کننده اجرایی و شورانر سریال را بر عهده خواهد داشت. همچنین سال گذشته اعلام شد که دیگر تام کروز در نسخه های سینمایی نقش شخصیت جک ریچر را بازی نخواهد کرد و لی چایلد بار دیگر حقوق مربوط به استفاده از شخصیت رمانی خود را بازیافته و آن را به صورت پروژه ای در اختیار شبکه ها و سرویس های استریمینگ مختلف قرار خواهد داد.

سریال جک ریچر Jack Reacher

علاوه بر این وی گفته که دوست دارد شخصیت تلویزیونی جک ریچر شباهت بیشتری با آنچه که در رمان او دیده می شود داشته باشد. با توجه به اینکه دو فیلم حاوی این شخصیت یعنی فیلم های «جک ریچر» و «جک ریچر: هرگز برنگرد» فیلم های متوسطی بوده و روی هم رفته تنها ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشتند، به نظر می رسد که چنین تصمیمی از جانب خالق این شخصیت مناسب و قابل درک باشد. موفقیت اندک این دو فیلم نیز تا حدود زیادی به خاطر تام کروز و کارگردان مجموعه فیلم های «ماموریت غیرممکن»، کریستوفر مک کواری، بود که همین موضوع بر تصمیم چایلد برای تغییر سبک تصویرسازی و بازیگر اصلی نقش جک ریچر در پروژه های آینده تاثیر قابل توجهی داشت.

سریال جک ریچر Jack Reacher

چایلد گفته است بر اساس آنچه که که در کتاب او آمده، شخصیت جک ریچر باید مردی با ۶ فوت بلندی قامت (حدود ۱۸۳ سانتیمتر) و دست هایی به اندازه یک بشقاب شام باشد. بدین ترتیب جستجوها برای بازیگری با مشخصات مشابه که بهترین گزینه برای ایفای نقش ریچر باشد آغاز شده و به نظر می رسد که سرویس آمازون از تمام پتانسیل خود برای توسعه این سریال استفاده خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: «بریکینگ بد»؛ معنای عنوان یکی از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین سریال‌های تاریخ چیست؟

نوشته ساخت سریال «جک ریچر» توسط سرویس استریمینگ آمازون بدون «تام کروز» اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

25 جولای 2019 104 views ادامه و دانلود

از آغازی حیرت انگیز در اوایل دهه ۸۰ تا به شهرت رسیدن سریع و تاریخی در دهه های بعد، هیچ گروه موسیقی متالی (یا هِوی متال) در جهان نمی تواند با شهرت و اعتبار گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica) رقابت کند. و با ترانه هایی بسیار خاطره انگیز و معرف این ژانر مانند «همه را بکش» (Kill ‘Em All)، «صاعقه را بران» (Ride the Lightning)، «عروسک گردان» (Master of Puppets) و البته آهنگ خاطره انگیز «هیچ چیز دیگری اهمیت ندارد» (Nothing Else Matters) و بسیاری دیگر، جای تعجب ندارد که چرا این گروه به چنین حدی از شهرت و اعتبار در سراسر جهان رسیده است.

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

این شهرت و محبوبیت چه به خاطر اجراهای زنده پرشور و هیجان انگیز، اجراهای طولانی و یا تاریخچه حیرت انگیزشان باشد، طرفداران موسیقی راک سنگین و متال از این گروه چهار نفره سیر نمی شوند. امروزه گروه متالیکا به خاطر فروش های حیرت انگیز آلبوم هایشان، اجراهای زنده در استادیوم هایی پر از تماشاگر و تاثیر غیرقابل انکار و ماندگارش بر دنیای موسیقی در کل شناخته می شود اما حتی یک گروه موسیقی دارای شهرت و اعتبار جهانی مانند متالیکا نیز رازهای زیادی دارد که کمتر کسی از آن ها باخبر است. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با رازهایی در مورد این گروه که به احتمال زیاد از آن ها بی خبر بوده اید آشنا کنیم.

۱۰- گروه متالیکا با اجرای کنسرت در قاره قطب جنوب، اولین گروه موسیقی شد که در هفت قاره اجرا داشته است

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

تاریخ سازی در دنیای موسیقی چیزی است که گروه متالیکا به آن عادت دارد اما حتی آن ها نیز باید احساس غرور کرده باشند وقتی که به طور رسمی اعلام شد متالیکا اولین گروه موسیقی شناخته شده ای است که در ۷ قاره اجرای زنده داشته است. بله آن ها وقتی در سال ۲۰۱۳ در درون یک سازه گنبدی در قاره قطب جنوب اجرا داشتند، نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کردند. به دلیل سرمای زیاد و یخبندان بودن منطقه، این گروه با باندهای سنتی خود دسترسی نداشتند و به جای آن ها موسیقی که این گروه اجرا می کرد از طریق هدفون به گوش کسانی که در این اجرای عجیب و غریب حضور داشتند می رسید. برای جشن این اجرای ماندگار، گروه متالیکا مستندی برای یادبود آن با عنوان «همه را منجمد کن» (Freeze ‘Em Al) منتشر کرده که در آن این کنسرت تاریخی و برخی از اتفاقات پشت صحنه هنگام آماده شدن گروه برای مواجهه با چالش سرما به تصویر کشیده شده است.

۹- جیمز هتفیلد ابتدا نواختن پیانو را یاد گرفت

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

شاید برخی از طرفداران گروه متالیکا حیرت زده شوند وقتی که بفهمند نفر اول این گروه، جیمز هتفیلد، که همواره به خاطر اجراهای پرشور و ژست های دوست داشتنی و البته نعره های خاصش شناخته می شود، پیش از هر آلت موسیقی دیگری، پیانو نواختن را یاد گرفته و نه گیتار. هتفیلد یادگیری پیانو را در سن ۹ سالگی آغاز کرد. مادرش او را در کلاس آموزش پیانو ثبت نام کرده بود هر چند خود جیمز علاقه زیادی به این کلاس نداشت. هتفیلد خود در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۹ در این باره چنین گفته است: «این کار را برای چند سال انجام دادم و حقیقاً به نحوی کسل کننده بود زیرا به یادگیری قطعات کلاسیک محدود می شد، چیزهایی که در رادیو نمی شنیدم». با این وجود، جیمز هتفیلد تایید می کند که توانایی موسیقایی کنونی او بیش از همه مرهون همان پیانو نوازی های گذشته بوده است زیرا او یاد گرفته که همزمان بنوازد و بخواند، چیزی که گروه متالیکا به خاطر آن شناخته شده است.

۸- یک کاور نادر سبزرنگ از آلبوم «صاعقه را بران» به یک اثر هنری نفیس تبدیل شده است

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

طرح دومین آلبوم بزرگ گروه متالیکا با عنوان «صاعقه را بران» بسیار نمادین بوده و به خوبی نیروی ویرانگر موجود در موسیقی آن را به نمایش می گذاشت. با این وجود برخی از طرفداران فرانسوی این گروه هنگام انتشار این آلبوم با نسخه ای متفاوت مواجه شدند. به جای رنگ آبی خاصی که در کاور این آلبوم وجود داشت، در فرانسه این کاور به رنگ سبز درآمده بود. مشخص شده که این اتفاق زمان چاپ این کاور صورت گرفته که رنگ کاور را به کلی تغییر داده است. هنوز هم می توان نسخه هایی از این چاپ متفاوت را به صورت آنلاین پیدا کرد اما باید برای بدست آوردن آن مبلغ هنگفتی بپردازید. استودیو فرانسوی برنت رکوردز تنها ۴۰۰ نسخه از این طرح سبز رنگ را چاپ کرده که آن را به یک آیتم نادر برای افراد علاقمند به جمع آوری قطعات هنری تبدیل کرده است.

۷- کرک هَمِت نواختن حرفه ای گیتار را از یکی از استادان این ساز آموخته است

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

قبل از اینکه گروه متالیکا شکل بگیرد، کرک همت یکی از اعضای گروه موسیقی Exodus بود. در سال های اول فعالیتش در موسیقی، همت در کلاس های آموزش گیتار جو ساتریانی که از اولین گیتاریست های مشهور دنیای موسیقی راک بود شرکت می کرد. این استاد گیتار الکتریک در سال ۱۹۸۱ آموزش هایی به همت داد که به گفته خود او در بالا بردن استعداد و توانایی های او در نواختن گیتار اهمیت فوق العاده ای داشته است. وی در مصاحبه ای در مورد استاد موسیقایی سابق خود چنین گفته است: «از همان لحظه اول که او را ملاقات کردم، او همواره فوق العاده زیبا می نواخت با تمام صدها و ریزه کاری هایی که هیچ کس تا آن زمان اجرا نکرده بود و شاید هنوز هم کسی ننواخته است. منظورم این است که او به عنوان یک موسیقیدان، شخصیتی منحصربفرد بود». از یک افسانه به افسانه ای دیگر، ساترینی تاثیری بزرگ بر گیتاریست آینده گروه متالیکا داشت، چیزی که همت با متانت هنوز هم فراموش نکرده است.

۶- گروه متالیکا بیش از ۸۰ کارمند تمام وقت دارد

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

وقتی که یک گروه موسیقی به بزرگی متالیکا هستید، بسیار بیشتر از چند نفر در فهرست حقوق بگیران خود خواهید داشت. گروه متالیکا دارای نزدیک به ۱۰۰ عضو است که پشت صحنه برای این گروه کار می کنند. تعداد افرادی که به صورت تمام وقت برای متالیکا کار می کنند ۸۳ نفر است که عدد بسیار قابل توجهی برای یک گروه موسیقی به شمار می آید. جالب این که آن ها هنگام ضبط آلبوم چند تکه ای «سنت انگر» (St. Anger) یک روانشناس نیز در کنار خود داشتند.

۵- یکی از آلبوم های گروه متالیکا پرسروصداترین آلبومی است که تاکنون ضبط شده است

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

همه می دانیم که متالیکا دوست دارد ترانه هایش بسیار پرسروصدا باشد اما در آلبوم «آهنربای مرگ» (Death Magnetic) در سال ۲۰۰۸ آن ها این صدای بلند را به سطحی تازه بردند. اگر چه این آلبوم بهترین آلبوم متالیکا نبود اما بدون شک پرسروصداترین آلبوم آن ها بود. سطح صدای موجود در این آلبوم چنان بالا بود که بسیاری از کارشناسان تدوین صدا اعلام کردند تاکنون با چنین صدای بلندی در موسیقی مواجه نشده اند.

بیشتر بخوانید: ثروتمندترین خوانندگان جهان که بیشترین درآمد را در عرصه موسیقی دارند

۴- جیمز هتفیلد و لارس اولریک صداپیشگی شخصیت های یک کارتون کودکان را بر عهده داشته اند

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

شاید فکر کنید تنها انیمیشنی که گروه متالیکا در آن نقش داشته اند انیمیشن «سیمپسون ها» (The Simpsons) بوده است. جیمز هتفیلد و لارس اولریک در سال ۲۰۰۴، صداپیشگی دو تن از شخصیت های سریال کارتونی «دَیو بربر» (Dave the Barbarian) در اپیزود Here There Be Dragons را بر عهده داشتند. این دو در نقش دو اژدهای نوجوان صداپیشگی خارق العاده از در این کارتون شبکه دیزنی از خود ارائه دادند که در آن به آلبوم های معروف خود نیز اشاراتی داشتند.

۳- جیمز هتفیلد در یک خانواده مذهبی مسیحی بزرگ شده است

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

با دیدن عنوان و متن آهنگ هایی مانند «بگرد و نابود کن» (Seek and Destroy)، «سنت انگر» و «رقص شیطان» (The Devil’s Dance) و بسیاری دیگر از آهنگ های گروه متالیکا شاید فکر کنید که اعضای این گروه از جهنم آمده اند یا آنطور که گفته می شود عقاید شیطانی و شیطان پرستی دارند. اما این موضوع واقعیت ندارد. دستکم این موضوع در مورد جیمز هتفیلد صحت ندارد که در یک خانواده بسیار مذهبی و سختگیر مسیحی بدنیا آمده و بزرگ شده است. پدر او مالک یک کمپانی حمل و نقل کامیونی و مادرش خواننده اپرا بود و هر دو خانواده هایی عمیقاً باورمند به خداوند داشتند. بسیاری از اشعار هتفیلد در ترانه های گروه از دوران کودکی و نوجوانی اش نشأت می گیرد، در حالی که شیاطین، هیولاها و موجودات ماوراء الطبیعه حضوری ثابت در بسیاری از آثار گروه دارند. هتفیلد در آلبوم «خدایی که شکست خورد» (The God That Failed) به عقاید مذهبی والدینش می پردازد. وی در این آلبوم به خودداری مادرش از استفاده از هر گونه دارو به خاطر باورهای مذهبی اش اشاره می کند که در نهایت مرگ تراژیک وی را در پی داشت.

۲- اولریک، همت و نیوستد هنگام ساخت «آلبوم سیاه» از همسرانشان طلاق گرفتند

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

ساخت آلبومی به محبوبیت و شهرت «آلبوم سیاه» خود یک دستاورد بزرگ است اما این که هنگام ساخت این آلبوم، اعضای گروه در بدترین شرایط روحی و زندگی شخصی بوده و مشکلات بسیار زیادی داشتند این موفقیت را دلسرد کننده می سازد. لارس اولریک، کرک همیت و جیسون نیوستد هنگام ضبط این آلبوم در حال جدا شدن از شرکای زندگی خود بودند. همت در سال ۲۰۱۱ درباره این دوران چنین گفته است: «از لحاظ روحی کاملاً ویران بودم. سعی می کردم آن احساسات گناه و شکست را گرفته و در موسیقی کانالیزه کنم تا از آن چیز مثبتی بسازم. جیسون و لار هم همینطور، و فکر می کنم این موضوع نقش مهمی در موفقیت و تاثیر آلبوم سیاه داشت».

۱- آخرین آلبوم متالیکا اولین آلبوم این گروه است که کرک همت در نوشتن ترانه های آن دخالت ندارد

 گروه موسیقی «متالیکا» (Metallica)

تازه ترین اثر گروه متالیکا با عنوان «ساخته شده برای خودنابودی» (Hardwired… to Self-Destruct) بازگشتی حیرت انگیز به دوران اوج این گروه متال بود که آهنگ های خارق العاده ای مانند «پریشانی» (Confusion)، «دیگر خواب نبین» (Dream No Mor) و «استخوان را تف کن» (Spit Out The Bone) در آن جلب توجه می کنند. با این وجود بسیاری از طرفداران گروه متالیکا حیرت زده شدند وقتی گفته شد که کرک همت در نوشتن ترانه های این آلبوم دخالتی نداشته است، اتفاقی که اولین بار بود رخ می داد. این غیبت غیرمنتظره از آنجا نشأت می گرفت که او بیش از ۲۵۰ ایده ترانه ای خود را به خاطر گم کردن گوشی هوشمندش از دست داد. همت در مورد این اتفاق ناخوشایند چنین گفته است: «این اتفاق برای من ویرانگر بود. باید دوباره از صفر شروع می کردم در حالی که همه چیزهایی برای ترانه های خود داشتند». علیرغم این موضوع، آخرین آلبوم گروه متالیکا موفق بوده هر چند عدم مشارکت کرک همت در این آلبوم بسیار تاسف برانگیز است.

بیشتر بخوانید: حضور مرد اول گروه موسیقی «متالیکا» در فیلم جنایی «تد باندی»

نوشته ۱۰ واقعیت جالب و شنیدنی در مورد گروه موسیقی «متالیکا» که احتمالاً از آن ها بی خبر بودید اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

24 جولای 2019 131 views ادامه و دانلود

فیلم های عاشقانه طرفداران زیادی دارند. ما گاهی چنان شیفته ی زوج های عاشق این فیلم ها می شویم و رابطه ی جذاب آن ها را باور می کنیم که برایمان قابل تصور نیست بازیگرانی که نقش عاشق و معشوق را در این فیلم ها بازی می کنند در زندگی واقعی چنین رابطه ای باهم ندارند. با این حال، واضح است صرف اینکه دو بازیگر در فیلمی رابطه ی عاشقانه ای باهم داشته باشند به این معنی نیست که آن ها در واقعیت هم از همدیگر خوش شان می آید. در واقع بعضی از عاشق و معشوق های سینما نه تنها رابطه ای در پشت صحنه باهم ندارند بلکه حتی نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. در ادامه با تعدادی از زوج های فیلم های عاشقانه ی هالیوودی آشنا خواهیم شد که در واقعیت از هم متنفر بودند.

۱- لئوناردو دیکاپریو و کلر دینز در «رومئو + ژولیت» (Romeo + Juliet)

اختلاف زوج های فیلم های عاشقانه

این فیلم عاشقانه شاید یکی از مشهورترین اقتباس های سینمایی از نمایشنامه ی «رومئو و ژولیت» شکسپیر باشد، اما طبق شایعات، ستاره های اصلی فیلم در پشت صحنه اصلاً رابطه ی خوبی باهم نداشتند. به گفته ی وبسایت Telegraph، دینز رفتارهای دیکاپریو را بسیار ناپخته می دانست و شوخی های زننده ای که دیکاپریو دائماً با عوامل فیلم می کرد برای او بسیار آزاردهنده بود.

از طرفی دیگر، گفته می شود دیکاپریو معتقد بود دینز زیاد از حد محتاط و عصبی بود. طبق شنیده ها، دیکاپریو و دینز در پشت صحنه، با یکدیگر حتی صحبت هم نمی کردند. از قرار معلوم ممکن بود این دو بازیگر بار دیگر در سال ۲۰۱۱ در فیلم «جی. ادگار» (J. Edgar) کلینت ایستوود با یکدیگر همبازی شوند اما طبق شنیده ها، دینز پیشنهاد بازی در این فیلم را به خاطر بازی در فیلم «سرزمین مادری» (Homeland) رد کرد.

۲- پاتریک سوویزی و جنیفر گری در «رقص کثیف» (Dirty Dancing)

صحنه های رقص سوویزی و گری در این فیلم مشهور چنان جذابیتی داشت که به نظر می آمد این دو بازیگر خود از رقص باهم لذت می بردند اما حقیقت آن است که رابطه ی آن ها فقط در فیلم عاشقانه به نظر می رسید.

سوویزی در کتاب خاطرات خود به نام The Time of My Life فاش کرد که او معتقد بود همبازی زنش حرفه ای نبود و کار با گری برای او به شدت آزاردهنده بود. طبق گفته های سوویزی، گری بیش از حد احساساتی بود و هر انتقادی که از او می شد شروع به گریه می کرد.

او در خاطرات خود درباره ی گری اظهار کرده: «گاهی هم حالتی احمقانه پیدا می کرد، دائماً می خندید و ما را مجبور می کرد هر سکانس را بارها و بارها تکرار کنیم.»

۳- رایان گاسلینگ و ریچل مک آدامز در «دفترچه خاطرات» (The Notebook)

فیلم «دفترچه خاطرات» را شاید بتوان یکی از عاشقانه ترین فیلم های تاریخ معاصر دانست، اما در پشت صحنه ی فیلم هم فضا رمانتیک نبود. گرچه گاسلینگ و مک آدامز در فیلم عاشق یکدیگر بودند و بعدها هم در زندگی واقعی رابطه ی عاشقانه ای میان آن ها شکل گرفت، اما آن ها در زمان فیلمبرداری این فیلم اصلاً از یکدیگر خوش شان نمی آمد.

نیک کاساوتیس، کارگردان فیلم «دفترچه خاطرات» در مصاحبه ای فاش کرد که اختلافات گاسلینگ و مک آدامز به قدری بالا گرفته بود که در مقطعی از فیلمبرداری، گاسلینگ از کاساوتیس خواست بازیگر دیگری را جایگزین مک آدامز کند و به او گفت: «نمی تونم. با اون (مک آدامز) نمی تونم کار کنم. اینطوری به هیچ جا نمیرسم.»

خوشبختانه بعد از یک پادرمیانی مختصر، گاسلینگ و مک آدامز توانستند با یکدیگر کنار بیایند و کار فیلمبرداری را به پایان برسانند. آن ها در نهایت هم به یکدیگر علاقمند شدند، گرچه بعد از مدتی رابطه ی آن ها به هم خورد و هر دو با افراد دیگری ازدواج کردند.

۴- جولیا رابرتز و نیک نولتی در «من عاشق دردسرم» (I Love Trouble)

به گفته ی وبسایت LosAngelesTimes، این دو بازیگر از همان ابتدای کار از همدیگر خوششان نمی آمد و هر چه فیلمبرداری جلوتر می رفت، کشمکش میان این دو بیشتر هم می شد. طبق شنیده ها، رابرتز از غرور مردانه ی نولتی خوشش نمی آمد و دائماً به او توهین می کرد. گفته می شود نولتی که از کج خلقی ها و رفتارهای رابرتز به تنگ آمده بود، از قصد دست به کارهایی می زد که او را عصبانی کند.

از قرار معلوم این اختلاف آنقدر بالا گرفت که دو بازیگر حاضر نشدند بسیاری از سکانس های فیلم را باهم بازی کنند و آن صحنه ها با بدل آن ها فیلمبرداری شدند. در سال ۲۰۰۹، رابرتز در مصاحبه ای تلویزیونی به شکل بسیار توهین آمیزی ادای یکی از همبازی های سابقش را در آورد که بعدها معلوم شد آن شخص نیک نولتی بوده.

۵- جانی دپ و آنجلینا جولی در «توریست» (The Tourist)

از قرار معلوم کار با بازیگران خیلی معروف هم مشکلات خودش را دارد چون خودپسندی آن ها مانع از کنار آمدن شان با یکدیگر می شود، یعنی همان اتفاقی که آنطور که گفته می شود میان دپ و جولی در فیلم «توریست» رخ داده بود.

به گفته ی وبسایت UsWeekly، سازندگان این فیلم انتظار داشتند چنان رابطه ی جذابی میان این دو بازیگر در برابر دوربین شکل بگیرد که تماشاچیان را فوراً مجذوب خود سازد، اما این اتفاق نیفتاد.

طبق شنیده ها، جولی به خاطر آنکه دپ تعهد لازم به نقشش را نداشت و از کوتاه کردن موهایش و تغییر وزنش برای هماهنگ شدن با نقشش خودداری کرده بود، پاک از دپ مأیوس شده بود. به علاوه، گفته می شود خوشگذرانی های شبانه ی دپ باعث شده بود او با تأخیر سر صحنه ی فیلمبرداری حاضر شود و به همین خاطر جولی نگران بود این مسأله روی بازی دپ تأثیر بگذارد.

از طرفی دیگر، دپ جولی را آدم بدقلقی می دانست که احساس مهم بودن می کرد و زیاد از حد به فکر آرایش و موهایش بود یا می خواست همه چیز را کنترل کند. به گفته ی وبسایت UsWeekly، دپ در تمام مدت فیلمبرداری در کاروان اختصاصی اش می ماند و فقط برای گرفتن سکانس هایش بیرون می آمد.

۶- داستین هافمن و مریل استریپ در «کریمر علیه کریمر» (Kramer vs. Kramer)

از قرار معلوم هافمن و استریپ از همان اولین لحظه ی آشنایی شان رابطه ی بدی باهم پیدا کردند.

طبق مطلبی که از قول استریپ در سال ۱۹۷۹ در نشریه ی تایم منتشر شد، آشنایی این دو بازیگر به زمانی برمی گردد که استریپ به پیش هافمن رفته بود تا برای بازی در نمایشی که هافمن کارگردانی آن را برعهده داشت، تست دهد. به گفته ی استریپ، هافمن وقتی وارد شد، در حالی که خودش را معرفی می کرد آروغی زد و دستش را روی سینه اش گذاشت. همان لحظه استریپ در دلش به هافمن گفت: «خوک نفرت انگیز.»

سال ها بعد، این دو در فیلم «کریمر علیه کریمر» در نقش یک زوج در حال طلاق با یکدیگر همبازی شدند، اما آنطور که گفته می شود رفتار هافمن با استریپ بهتر نشده بود. در جریان فیلمبرداری این فیلم، یک بار استریپ از رابرت بنتون، نویسنده و کارگردان کار، خواست تغییراتی در یکی از سکانس ها ایجاد کند. وقتی بنتون با خواسته ی استریپ موافقت کرد، هافمن خشمگین شد و با فریاد گفت: «مریل چرا دست از پرچمداری برای فمینیسم برنمیداری و سکانس رو هر جور که هست بازی نمیکنی؟»

در اتفاقی دیگر، گفته می شود هافمن تصمیم گرفت تغییراتی ناگهانی در یکی از سکانس ها ایجاد کند که یکی از آن ها پرت کردن یک لیوان شراب به سمت دیوار بود. استریپ از قرار معلوم از این ماجرا بی خبر بود و به همین خاطر تمام موهای او پر از خرده شیشه شد.

یک بار هم در یکی از صحنه ها هافمن به معنای واقعی کلمه به استریپ سیلی زد. گرچه استریپ در مصاحبه ی خود با وبسایت NewYorkTimes اظهار کرد که او متوجه است که بازیگرها گاهی مجبورند خشونت به خرج دهند، اما او فکر می کند که هافمن زیاده روی کرده بود.

استریپ در اینباره گفته: «اون اولین فیلم من بود و اولین برداشت من تو اولین فیلمم. اون (هافمن) به من سیلی زد که تو فیلمم هست و می تونین ببینین. اون زیاده روی کرد.»

با این اوصاف تعجبی ندارد که وقتی در جریان یک بازی در مصاحبه ای تلویزیونی از استریپ پرسیده شد از میان اسم های مطرح شده که یکی از آن ها داستین هافمن بود، ترجیح می دهد کدام شخص را بکشد، او بی معطلی هافمن را انتخاب کرد.

علاوه بر این ها، سه زن هم تا به حال هافمن را به بدرفتاری جنسی متهم کرده اند.

نوشته زوج های فیلم های عاشقانه هالیوودی که در واقعیت از هم متنفر بودند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

24 جولای 2019 230 views ادامه و دانلود