آهنگ های پیشنهادی

تابستان داغ امسال جان می‌دهد که از خانه بیرون نروید و زیر خنکای کولر و پنکه روزگارتان را سپری کنید. در این روزهای بلند اما نه تلویزیون برنامه خاصی دارد و مجریان معروف تلویزیونی نیز که یا از کار بیکار شدند یا با آرشیو صدا و سیما به فرنگ رفته‌اند. سینماها دور هستند و رستوران‌ها هم که هر روز بر قیمت منوهایشان افزوده می‌شود. سفر کردن کار لاکچری جماعت شده و تقریبا تفریحی برای پر کردن اوقات فراغت نمانده به جز کتابخوانی و کتاب خواندن. در مطلب معرفی کتاب روزیاتو سعی داریم تا گذراندن این اوقات فراغت را برای شما آسان‌تر کنیم.

لابد می‌گویید کتابخوانی هم آنچنان در این وانفسای گرانی کاغذ ارزان در نمی‌آید ولی خب باید یادآور شویم که اولا یک کتاب می‌تواند تا چند روز خواننده‌اش را به دنبال خود بکشد (بسته به سرعت خوانش طرف دارد) و هم اینکه کتب الکترونیکی و فروشگاه‌های فعال در این زمینه روز به روز کاربردی‌تر می‌شوند و امروزه تقریبا تمامی آثار منتشر شده جدید در بازار نشر کاغذی در این برنامه‌ها با یک سوم قیمت یافت می‌شود.

در این مطلب قصد داریم تا فصل تابستان را برای شما با حال و هوایی ادبی‌تر و فرهنگی‌تر برپا کنیم و کتبی را معرفی کنیم که سرشان به تنشان می‌ارزد. در همین گرانی‌ها باید دقت بیشتری در انتخاب کتابها داشت؛ سعی کردیم تا به سلایق مختلف کتابخوان‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشیم و معرفی آثار محدود به یک ژانر و سبک نشود.

لازم به ذکر است در بخش معرفی کتاب روزیاتو، سعی داریم به جز بررسی کوتاه روی کتاب‌ها، صحبتی از خود پدیدآورنده یا مترجم کتاب نیز داشته باشیم تا ارتباط بیشتری بین اهالی کتاب و خوانندگان کتاب برقرار کنیم.

معرفی کتاب

زیستن در لحظه نوشته جوزف گولداستن – ترجمه زهرا جمشیدی فر

جوزف گولدستین هم معلم است و همچنین هم‌موسس ارگان غیر دولتی IMS که در آن به تعالیم روانشناسی بر مبنای تعالیم بوداییم می‌پردازند. او به همراه جک کرنفیلد و شارون سالزبرگ این مجموعه را در سال ۱۹۷۵ تاسیس کرده و تاکنون شاگردان زیادی داشته است. موسسه IMS کتاب‌های زیادی در زمینه بوداییسم منتشر ساختند ولی کتاب زیستن در لحظه فارغ از این کتب حساب می‌شود.

کتاب زیستن در لحظه که از مجموعه مقالات گولداستن برگرفته شده نوشته‌هایی دوستانه از سمت این اندیشمند به خوانندگانش برای دست یافتن به یک زندگی بهتر است. کتاب می‌خواهد کاری کند تا زندگی برای خوانندگانش آسان‌تر از چیزی که باید باشد بشود و سختی‌های آن را تا جای ممکن با کمک تمارینی که در کتاب آمده بکاهد. خواننده کتاب با فونت و صفحه‌بندی خودمانی روبرو می‌شود که نسبت به سایر کتب موجود در بازار متفاوت است و در نگاه اول شاید این مساله کمی غریب به نظر برسد ولی هدف ناشر از طراحی کتاب به این شکل، ساده کردن و دوستانه‌تر کردن رابطه کتاب و خوانندگانش بوده است.

تصاویری که در کتاب وجود دارد نیز مصداق همین فعالیت ناشر است و کاری کرده که مفاهیم عمیق کتاب به ساده‌ترین شکل ممکن در کالبد خواننده فرو بروند. کتاب از همان ابتدای امر تکلیفش را با خواننده‌اش مشخص می‌کند و او را وارد وادی می‌کند که به قول نویسنده: «همیشه اولش سخت است» ولی به تدریج این مسیر را هموار می‌سازد. تمرین‌هایی که جوزف در این مقالات برای خوانندگانش در نظر گرفته درس زندگی است و هر یک از فصول کتاب محتوای بیشتری از یک کلاس روانشناسانه با هزینه‌های گزاف را در پی خواهد داشت.

حجم کوتاه کتاب و نثر ساده و دقیق آن (که از زبردستی مترجم به دست آمده؛ مترجمی که خود در همین زمینه فعالیت می‌کند و توانسته دانش خود را با قدرت ترجمه ترکیب کند) باعث شده که زیستن در لحظه بتواند یک روز تعطیل تابستانی را از حال و هوایی غم‌انگیز و تکراری به روزی دل‌انگیز و تحول آور تبدیل کند. کتاب تاثیرات بلند مدتی روی خواننده می‌گذارد و نگاهی ژرف نگرانه به زیستن دارد و نمی‌خواهد گذرا از مسائل زندگی عبور کند.

توصیه‌ها و حرف‌هایی که نویسنده در کتاب آنها را مطرح می‌کند، مواردی هستند که تقریبا جزو دسته بدیهیات زندگی قرار دارند و شاید بارها و بارها آنها را شنیدیم اما نتوانستیم به مفهوم اصلی آنها اعتقاد پیدا کنیم. جوزف گولدستن سعی می‌کند در این اثر، توصیه‌ها و نصیحت‌های خودش را به طرزی دوستانه بیان کند و با ذکر دلیل و مثال آنها را تبدیل به ایمانی قلبی برای خواننده‌اش کند. خواننده کتاب زیستن در لحظه حتی اگر بخواهد در برابر قدرت روانشناسانه اثر مقاومت کند، نمی‌تواند و جذب متون این معلم با تفکرهای نوین می‌شود.

متن زیر را نیز مترجم در اختیار روزیاتو قرار داده و درباره کتاب توضیحات کوتاهی ارائه کرده که خواندنش خالی از لطف نیست:

این اثر ترجمه کتابی است که به ما می آموزد هر آنچه باعث نگرانی و اضطراب ما میشود، گریز از آگاهی است. آگاهی از لحظه ی حال و حضور ما در ثانیه به ثانیه زندگی. اینکه ما در گذشته یا آینده دنبال رد پایی از خوشبختی یا رضایت جستجو کنیم، حال حاضر ما را نابود می کند. آگاهی از احساسات، مراقبه و توجه و پذیرش بدون قضاوت از حالات جسمانی و روانی، معنای واقعی و پیام اصلی این مجموعه کوتاه مصور است که تلاش می کند ما را با نگه داشتن در لحظه و جدا کردن از حسرتهای گذشته و نگرانیهای آینده بر مدار سلامت نگهدارد. هر آنچه لازم است تا بر این تکنیک تسلط یابید، در این کتاب خواهید یافت.

معرفی کتاب

۲- احضار کطولحو نوشته هاوارد فیلیپس لاوکرفت ترجمه پیمان اسماعیلیان

۳- سایه‌های کطولحو نوشته هاوارد فیلیپس لاوکرفت ترجمه سیما تقوی

۴- دختران کطولحو نوشته هاوارد فیلیپس لاوکرفت ترجمه سیما تقوی

اچ پی لاوکرفت (همان هاوارد فیلیپس لاوکرفت) نویسنده قدر و بزرگی است که متاسفانه تا به امروز در بین کتابخوانان ایرانی مهجور باقی مانده است. تقریبا هیچ ناشری کتاب درست و درمانی از این نویسنده منتشر نکرده و هیچ مترجمی هم جرات رویارویی با جهان پیچیده و به شدت ترسناک لاوکرفت را نداشته است.

صحبت کردن از لاوکرفت و جهانی که در کتاب‌هایش پدید آورده طومارها مطلب را می‌طلبد. این نویسنده و دنیای پیچیده‌اش آنقدر برای خوانندگان کتاب ایرانی مرموز و ناشناخته است که می‌توان سطر سطر درباره‌اش نوشت و همچنان اطلاعات جدیدتری از او ارائه کرد. لاوکرفت را نابغه و دیوانه و استاد وحشت در ادبیات می‌نامند. او بسیار جلوتر از زمانه خود بوده و آثارش امروزه بیشتر از زمانه حیاتش در بین اهل کتاب گل کرده است.

نشر پیدایش به همراه دو مترجم توانای کشورمان یعنی پیمان اسماعیلیان و سیما تقوی، آستین بالا زده و پا به جهان لاوکرفتی گذاشته است. پیمان اسماعیلیان وظیفه خطیر ترجمه کتاب مشهور و پر آوازه احضار کطولحو را بر عهده داشته؛ کتابی که به نوعی سرآغاز جهان شگفت انگیز لاوکرفت بوده و تاکنون دستمایه ساخت چندین بازی ویدئویی قرار گرفته و هالیوودی‌ها را نیز به خود جلب کرده اما همانطور که گفتم، هالیوود هم از اینکه وارد این جهان بشود می‌ترسد.

کطولحو موجود،ایزد،هیولا (هرچه که دوست دارید بنامیدش) است که تلفظ انگلیسی‌اش Cthulhu نوشته می‌شود تا هیچ‌کس نتواند آن را درست ادا کند. لاوکرفت در زمان حیات خود اعلام کرده بود که این موجود برای این دنیا نیست و نتیجتا اسم آن نیز در هیچ زبان و گویشی قابل بازگو کردن نیست. او دنیای ما را با دنیای ماوراالطبیعه‌ای از ایزدان و هیولاها در داستان‌هایش ترکیب می‌کند و چیزی را خلق می‌کند که سطر به سطر خواندنش جرات می‌خواهد. غرق شدن در کلمات لاوکرفت کار سختی نیست و او خودش طوری در این کشتی گیر کرده در طوفان افکارش ناخدایی می‌کند که هر خواننده‌ای را غرق در اقیانوس پهناور جهانش می‌کند.

با استقبال از کتاب احضار کطولحو که در نمایشگاه کتاب امسال به طبع چاپ و به دست مخاطبین رسید، ناشر دست به ترجمه دو کتاب دیگر از سری کتب کطولحو زده و این بار از مترجم توانای دیگری به نام سیما تقوی بهره برده است. تقوی دو فن فیکشن مهم و جذاب از جهان کطولحو را برگزیده و در این انتخاب نهایت دقت را به جا آورده تا کتبی را به مخاطب عرضه کند که او را بعد از احضار کطولحو، به ژرفای نگاه ویژه و خاص لاوکرفت پرتاب کند.

معرفی کتاب

دو کتاب سایه‌های کطولحو و دختران کطولحو به ترتیب دو فن فیکشن (کتابی که توسط نویسنده‌ای دیگر پیرامون یک موضوع مشهور نوشته می‌شود) هستند که توانسته‌اند به همان اندازه آثار استاد و پیشوایشان، موفق ظاهر شوند. دختران کطولحو داستان‌های کوتاهی از این مجموعه است و ما را با ابعاد ناگفته‌ای از دنیای پیچیده لاوکرفت آشنا می‌سازد و سایه‌های کطولحو نیز با حجمی بیشتر شامل داستان‌های به شدت هولناکی از کطولحو و زوایای پنهانش است.

تقوی با علم و دانشی که بر سر دنیای لاوکرفت و پیرامون ادبیات وی دارد توانسته به خوبی حال و هوای داستان‌ها را پیاده سازی کند. ترجمه این آثار دست کمی از ترجمه سخت کتاب احضار کطولحو نداشته و هر دو کتاب نیاز به یک مهارت و آگاهی کامل نسبت به ادبیات نویسنده داشتند.

سیما تقوی که خود از شیفتگان لاوکرفت است و در مقدمه‌ای که برای کتاب‌ها نوشته این شیفتگی را با پوست و استخوانش تبدیل به کلمات کرده است متنی را برای این دو کتاب در اختیار روزیاتو و خوانندگان کتاب و طرفداران اچ پی لاوکرفت قرار داده که می‌تواند مخاطب را بیش از پیش با فضا و اتمسفر عجیب و غریب این کتب آشنا کند. با هم این متن را به قلم سیما تقوی می‌خوانیم:

اندر باب دختران کطولحو 

نسل بشر، انسان…براستی اینها چیستند؟ موجوداتی که به تاریخ زمین تنها در یک چشم برهم زدن بوجود آمده‌ا‌ند و عملا چیزی از دوران حکومتشان بر این سیاره – حتی تصورش هم خنده‌دار است که گمان بریم انسان، پادشاه زمین است! – نمی‌گذرد.

چه علم و دانش ناچیزی دارد انسان، چه تصور باطلی دارد و چه غرور ویرانگری که تصور می‌کند پادشاه زمین است، آنهم زمینی که نه از اعماق دریاهایش می‌داند، نه از غارهای کوهستانش و نه از اسرار جنگل‌هایش و تنها خود را می‌بیند و اطرافیان خود را… حجاب تاریک غرور چشم‌هایش را بر واقعیاتی که در اطرافش جریان دارد بسته است و نمی‌بیند، که در اعماق دریاهای همین سرای پادشاهی‌اش چه بزرگانی خفته‌اند، در اعماق سرزمین‌های یخزده جنوبگان چه شهرهای باشکوه و کهنی مدفون شده و نه حتی در تصورات تب‌آلود خویش می‌تواند به درک صحیحی از آن خفته کهکشان‌ها برسد…انسان چه می‌داند که ستارگان چیستند و جایگاه صحیحشان کجاست؟ چه می‌داند که دروازه‌های زمان و مکان که به رنگ‌هایی باشکوه می‌درخشند چیستند و چه قدرت غیرقابل تصوری کلید آنها را در دست دارد و آنگاه که زمانش برسد، آنگاه که ستارگان در جایگاه مقدر شده خود قرار گیرند پس این دروازه‌ها باز شوند و خدایان کهن قدم بر زمین گذارند و آنزمان است که پادشاهی زمین، معنی دوباره خواهد یافت و آنان که به حق، لایق پادشاهی هستند دگرباره بر زمین قدم خواهند گذارد و عصری جدید آغاز خواهد شد…عصری از خون، از جنون، از فریادهای بی‌پایان و کابوس‌های دائمی!

آنگاه که شهر مدفون اعماق دریاها خود را از میان امواج بلند و تاریک بیرون کشد، و دروازه‌های معبد باز شوند، و آن خفته دریاها بیدار شده، برخیزد پس آن زمان امواج جنون چونان بادهایی ویران‌کننده زمین را در خواهند نوردید و سایه‌هایی تاریک را از اعماق جنگل‌های انبوه بیرون خواهند کشید…پس مهی زرد از آسمان فرود خواهد آمد و مادر عالیقدر راه خود را از میان درختزارها باز خواهد کرد و به پیش خواهد تاخت!

آنزمان دور نیست و حتی اینطور می‌توان گفت که شروع شده، که سال‌های سال است که شروع شده و چه بسیار داستان‌ها و روایاتی جنون‌آمیز از رویت ایشان در سراسر جهان و در میان ملل مختلف، سینه به سینه نقل می‌شود…نوری که از آسمان به میان مزرعه‌ای فرو افتاد، آزمایشی علمی که به نتیجه‌ای غریب منجر شد، کتابی خطی که نه کسی می‌دانست از کجا آماده و نه کسی می‌دانست که چه قدرت‌هایی در خود نهفته دارد و شاهدانی که از میان درخت‌زارها بیرون آمده طلب قربانی می‌کردند…تمام اینها نشانه‌های نزدیک شدن ستارگان به جایگاه‌شان است، نشان از باز شدن دروازها، نشان از بازگشت خدایان قدیم و تو ای انسان، چه بهتر خواهد بود که این روایات را بازخوانی و برای دیگران بازگویی… زیرا کسی چه می‌داند که چه کسی در خانه‌ات را به صدا درخواهد آورد و از تو خواهد پرسید، که آیا می‌خواهی در مورد مادر عالی‌قدر شُب-نیگورات چیزی بدانی؟ و یقینا جوابی که تو خواهی داد، سرنوشت زندگی تو و هرآنکس که در سرای تو می‌زید را تعیین خواهد کرد…پس چه بهتر که با علم به آینده و ایمانی قوی و البته آغوشی باز، به استقبال شاهدانش بروی!

در باب سایه‌های کطولحو 

او مردی فراتر از زمان خود بود…

برخی اعتقاد دارند که او مانند دیگر انسان‌ها نبود، که بطور کلی اصلا انسان نبود و روحی بود در هیبت انسانی که از سوی پادشاهان و خدایان کهن به میان انسان‌ها فرستاده شده بود تا بیم دهد و نوید، تا روایت کند آنچه بر گذشتگان گذشته و آنچه مقدر بود بر سر آیندگان بیاید، که اشاره کند به آسمان‌ها، به اعماق کهکشان، به دریاهای تاریک و طوفانی و جنگل‌های انبوه زمین و به آن بزرگواران و والایانی که در اقصی نقاط زمین پنهان شده، یا در میان جوامع انسانی همزیستی پیشه کرده‌اند…اما آیا آنان که او را فرستاده بودند خیرخواه ما بودند؟ آیا سرنوشت ما برای ایشان مهم بوده و صرفا بدلیل نگرانی از آینده تیره‌ای که در پیش گرفته بودیم نماینده‌ای به سراغمان فرستاده بودند؟

به طور قطع و یقین خیر که ما برای ایشان به همان اندازه اهمیت داریم که سرنوشت مورچه‌ای در حال غرق شدن برای ما اهمیت دارد که وجود ایشان آنقدر بزرگ و قدرتشان آنقدر متناهی است که انسان ذره‌ای برایشان اهمیت ندارد نه از این رو که قدرتمندند و هر آنچه بخواهند می‌کنند، که وجود ما در پهنه کهکشان آنقدر ناچیز و نادیدنی است که وقت باارزش خود را صرف مطالعه ما زیر میکروسکوپ‌های عظیمشان نمی‌کنند و البته که بسیاری از ایشان در میان ما سکنی گزیده، برخی حتی معابد بسیار دارند و معتقدینی که شب‌ها، در میان جنگل‌های تاریک و حین تقدیم قربانی به مادر عالی‌قدر خود، نامشان را با حسرت و اندوه صدا می‌زنند و امیدوارند که شاید…شاید آن شب، ستارگان همانجا باشند که مقدر شده و شاید دروازه‌ها گشوده شود و ایشان بار دیگر بر خاک زمین قدم گذاشته، عصر جدیدی آغاز کنند.

که شاید کلاغ‌ها بازگردند…آن غریب، آن باروهای سفید و سنگی درخشان در ساحل دریایی خشم‌آلود و تاریک، در میان ویرانه‌های ساختمان‌های قدیمی و اشباحی هولناک که در میانشان قدم می‌زنند!

که شاید آن تندیس‌های سنگی باشکوه کتابخانه‌های مقدس از خواب عمیق خود که نه خواب است، و نه بیداری که چیزی مابین است، برخیزند و قدرت‌های خویش را از میان هزاران هزار کتاب خطی و قدیمی بیرون کشند و هیبت واقعی خود بر تمامی آن مراقبینی که عمر ناچیز خود را صرف خدمت به ایشان کرده بودند، هویدا سازند!

که شاید آن ساختمان غریبی که کیلومترها همراه صاحب اصلی خود از جایی به جای دیگر نقل‌مکان کرده بود باردیگر بر فراز آن تپه پدیدار شود و از میان دروازه‌هایش مردی دانشمند و همکارش بهمراه دراز مارهای خود بیرون آیند…شاید که به اسرار دروازه‌های میان دنیاهای مختلف پی برده و برای بردن بافومه آمده باشند؟

ما نمی‌دانیم او که بود اما می‌دانیم که در میان ما بود، از ما بود و از میان ما برخواسته بود و قصه‌گویی بود ماهر که او نیز مانند همان قدرت‌های نادیدنی و درک‌ناشدنی که او را انتخاب کرده بودند چندان اهمیتی برای بشریت قائل نبود و تنها وظیفه‌ای داشت مقدس که باید به آن عمل می‌کرد…پس برای ما نوشت، از اسرار کهکشان، از اسرار دریاها و کابوس‌های تاریک، از شهرهای نادیدنی که جز در رویا کسی توان ورود به آنها نداشت و ما خواندیم و شیفته‌اش شدیم.

پس آنگونه که مردمان شیفته برای عزیز خود هرکار می‌کنند ما نیز معابدی برای او در ذهن خود ساختیم و کتاب‌های بسیار در موردش نوشتیم زیرا که شایسته فراموشی نبود که او مردی بزرگ بود، هرچند با اخلاقیاتی بسیار مشابه به کهن‌زادگان اما او بواقع انسانی بود چون ما، با هراس‌های ما و با بیم و امیدهای ما…آنکس که دید و روایت کرد و چشم‌های ما را به دنیایی نادیدنی و بسا هولناک، باز کرد و چه دنیای زیبایی، چه اسرار تاریکی، چه مخلوقات غریبی، چه خنیای زیبایی!

معرفی کتاب

۵- سالتو نوشته مهدی افروز منش

مهدی افروز منش دبیر اجتماعی جراید زیادی از جمله روزنامه شرق و اعتماد و بهار بوده و سابقه مطبوعاتی‌اش و حیطه کاری‌اش در حوزه اجتماعی باعث شده که بتواند قصه هر دو کتابش را بیشتر و بیشتر به جامعه نزدیک کند. افروز منش متولد سال ۱۳۵۷ است و اولین کتابش با نام تاول را در سال ۱۳۹۳ نوشت؛ رمانی که از زمان انتشار تاکنون نقل محافل ادبی بوده و خوانندگان رمان‌خوان حرفه‌ای به آن جذب می‌شوند.

همانطور که تاول ریتم بسیار تندی داشت و به اصطلاح یک رمان خوش خوان به حساب می‌آمد، سالتو نیز همین رویه را پیشی گرفته و نه تنها از رمان پیشین باز نمی‌ماند بلکه با اختلاف از تاول جلو هم می‌زند. سالتو درگیر آن کلیشه‌های دیالوگ‌های تاول نمی‌شود و منطق روایی و زمانی دقیقی برای شخصیت اصلی‌اش دارد. انگار که افروزمنش به تمامی انتقادات نسبت به کتاب تاول گوش داده و پیشرفت بسیار مناسبی را در کتاب جدیدش برای خود رقم زده است. حاصل شدن این پیشرفت در کارنامه ادبی او خود نکته بسیار خوبی است و نشان از پختگی بیشتر و مطالعه بیشتر افروزمنش و به دست یافتن مهارت‌های جدیدی است که در کتاب سالتو آنها را به رخ می‌کشد و همه را مبهوت قصه‌ پر فراز و نشیب قهرمانش می‌کند.

قهرمان سالتو از قهرمان تاول کاراکتر دلنشین‌تری است و بهتر می‌توان با او همذات پنداری کرد. جعفر و انگیزه‌اش در کتاب قبلی از او شمایل یک ضدقهرمان را می‌ساخت و برعکس پسرک قهرمان سالتو به معنای تام قهرمانی است که قربانی جامعه شده و نویسنده او را از دل وقایع بی‌رحمانه روزار به سمت یک زندگی بهتر هدایت می‌کند.

سالتو داستان پسری است علاقه‌مند به کشتی که در دنیای زیرزمینی خلاف و خلافکاران بزرگ می‌شود؛ آنهم در حاشیه شهر تهران. رمان سالتو نثر روان و ریتمی تند دارد و افروزمنش بدون وارد کردن جملات سخت، قصه سرسختانه سیاوش، (قهرمان داستان که البته گویا قرار بوده اسمش سیامک باشد) را روایت می‌کند. سیاوش کودک کاری است که کم کم زندگی‌اش تغییر پیدا می‌کند و خوندن تغییرات این مسیر در کنار قصه‌ای که نکات آشنای زیادی از جمله شهر تهران و انقلاب ۵۷ و جنگ و… در آن است، برای خوانندگان دلنشین است. شخصا مدتی کوتاه با کودکان کار سر و کار داشتم و مواردی که افروزمنش درباره آنها نوشته را نه دور از واقعیت می‌بینم و نه البته خود واقعیت. نویسنده داستان کودکان کار را به قصه‌نویسی نزدیک کرده و با شاخ و برگ دادن به زندگی عجیب و غریب و زیرزمینی این بچه‌ها، قصه‌ای از دل آن خلق کرده که خواننده را جذب می‌کند.

نویسنده در کتاب هم از کشتی می‌نویسد و هم از مواد مخدر و هم نگاهی دارد به مناطقی از تهران که شاید پیش از این فقط درباره آنها شنیده بودیم. این نگاه سه زاویه‌ای و ترکیبش با یکدیگر کار سختی بوده که افروزمنش در سالتو از پس آن سربلند بیرون آمده است. سالتو را نمی‌توان یک رمان ورزشی قلمداد کرد و یا یک رمان پلیسی و حتی یک رمان اجتماعی اما می‌توان رگه‌هایی از هر سه سبکی که نام برده شد را به راحتی در میان سطور کتاب پیدا کرد.

داستانک‌هایی که افروز منش در سالتو به آنها می‌پردازد، همگی در خدمت قصه هستند و حذف هر یک از آنها لطمه بزرگی به شاکله اصلی داستان می‌کند؛ این موضوع نشان می‌دهد که خرده روایت‌ها هم حساب شده و دقیق از سوی نویسنده وارد بازی می‌شوند و صرفا برای پر کردن صفحات و طولانی‌تر کردن کتاب نوشته نشده‌اند. خرده روایت‌ها در سالتو با تاریخ معاصر ایران گره خورده است و همین موضوع جذابیت کتاب را دو چندان می‌کند.

افروزمنش بین پایین شهر و بالای شهر و مردمان هر دو قشر این مناطق گریز می‌زند و شخصیت پردازی‌‌اش برای کاراکترهای جنوب شهر به مراتب بهتر از دیگر افراد از آب در آمده است و این نشان از دغدغه مندی و آگاهی کامل او نسبت به این مناطق و دردمندی‌هایشان است. ناگفته نماند که پایان بندی داستان سالتو نیز نسبت به اثر قبلی افروز منش (تاول) انسجام بیشتری دارد و نویسنده چارچوب قصه خود را به خوبی چکش کاری می‌کند و آن را با پیچ و مهره‌‌هایی محکم و دقیق می‌بندد.

در روزهای اخیر واکنش‌هایی از سوی عده‌ای از جمله نویسنده پیش آمده که فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» به نوعی کپی برداری از رمان سالتو است. شخصا نمی‌توانم این موضوع را تایید کنم چرا که اتمسفر حاکم روی داستان هر دو اثر تا حدی مشابه به هم است و بعید نیست که کارگردان با خوانش سالتوی افروز منش الهاماتی برای ساخت فیلمش گرفته باشد اما اینکه فیلمنامه را کپی برداری از سالتو کرده باشد گزاره چندان درستی نیست.

حضور شخصیت‌های متنوع از اقشار، طبقات، دسته‌ها و گروه‌های متنوع در داستان ایرانی می‌تواند یک خلا را پر کند که در آن مخاطب ایرانی در تلاش برای همذات‌پنداری با شخصیت‌های هم‌وطن و برخوردار از شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… مشابه با خود است.  این رمان نیز، با پردازش شخصیت ورزشکاری در آرزوی قهرمانی جهان در بستر حوادث و ماجراهای گوناگونِ برخاسته از جبر حاکم بر اجتماع، محله و رویدادهای زندگی‌اش، توانسته نقش خود را در پر کردن بخشی از این خلأ ایفا کند.

افروزمنش در صحبت‌های کوتاهی که با تیم روزیاتو داشت اعلام کرده که رمان‌های تاول و سالتو در حقیقت دوگانه‌ای از یک سه گانه شهری هستند و نوید این موضوع را می‌دهد که کتاب سومی نیز در راه است؛ کتابی که به گفته او می‌تواند این سه‌گانه را تکمیل کند و حرف‌های نگفته‌اش را در آن به رشته تحریر در بیاورد.

نوشته معرفی کتاب‌های تابستانه: افسانه کطولحو، زیستن در لحظه و سالتو اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

31 جولای 2019 54 views ادامه و دانلود

اکنون دهه هاست یک یک فیلم جدید از کوئنتین تارانتینو به خودی خود یک واقعه بسیار بزرگ و قابل توجه در هالیوود به شمار می آید. هر چند سال یک بار، دنیای سینما دیوانه آخرین اثر یک کارگردان کالت می شود و همه از خود می پرسند که این فیملساز نابغه این بار چه چیزی برای عرضه کردن دارد. اکنون که نهمین اثر او با عنوان «روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood) به عنوان مورد انتظارترین فیلم سال بالاخره اکران عمومی شده همه در حال مقایسه این فیلم با کارهای قبلی تارانتینو و ماجراهای واقعی رخ داده در زمان داستانی فیلم هستند.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

داستان «روزی روزگاری در هالیوود» همزمان با قتل های خانواده مانسون رخ می دهد اما این خانواده و قتل های آنان موضوع مورد بحث اصلی فیلم نیست. فیلم های کوئنتین تارانتینو همواره به خاطر خشونت فراگیر و بازی های تکرار نشدنی بازیگرانشان شناخته می شوند اما جزییات کوچکتری نیز در این فیلم ها وجود دارد که دانستن آن ها بر جذابیت تماشای این فیلم ها می افزاید. تارانتینو که خود از کودکی عاشق سینما و فیلمسازی بوده در فیلم هایش همواره ارجاعات بسیاری به فیلم ها، نمایش ها، کمیک ها، شخصیت ها، آهنگ های محبوب و حتی فیلم های دیگر خود دارد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با واقعیات و جزییاتی جالب و شنیدنی در مورد «روزی روزگاری در هالیوود» آشنا کنیم.

قسمت اول این مطلب را می توانید در این لینک مشاهده نمایید.

شارون تیت، ستاره واقعی اما ساکت «روزی روزگاری در هالیوود»

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

با سه برگ برنده استعداد، زیبایی حیرت انگیز و دلربایی، شارون تیت هالیوود را در حال پرستش خود می دید. در واقع نقش او در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» که توسط مارگو رابی ایفا می شود تقریباً همه جا واژه «هالیوود» را روی لباس هایش دارد. از آنجا که داستان فیلم در هالیوود و در طی سالی رخ می دهد که زندگی کوئنتین تارانتینو در آن شکل می گیرد و با مرگ شارون تیت شناخته می شود، شاید فکر کنید که شخصیت اصلی جدیدترین فیلم تارانتینو کسی نیز جز شارون تیت.

شاید همین موضوع باعث شده که دیالوگ های اندک شخصیت شارون تیت در فیلم خبرساز شود زیرا همواره گفته می شود که تارانتینو دیدگاه مثبتی به زنان چه در فیلم هایش و چه در دنیای واقعی ندارد و به همین دلیل روی آن ها سرمایه گذاری چندانی نمی کند (دستکم در مقایسه با شخصیت های مرد)، چیزی که تارانتینو بارها آن را رد کرده است. رابی دیدگاه متفاوتی دارد و با عنوان «از دست دادن معصومیت» از شخصیت خود در فیلم یاد کرده که می تواند به بهترین شکل ممکن بدون صحبت کردن به نمایش درآید. تارانتینو بعدها گفت که «روزی روزگاری در هالیوود» داستان ریک است در حالی که شارون تیت «روحی فرشته وار روی زمین است. تا حدودی او در فیلم حضور ندارد، او در قلب ماست».

«روزی روزگاری در هالیوود» سکانس های بسیار و زمانی محدود دارد

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

مهم نیست که رسانه و محمل خلق یک اثر هنری چه باشد، همواره هنرمند با نوعی از محدودیت های مالی، اجتماعی، قانونی و لجستیکی مواجه می شود. یکی از محدودیت های فیلمسازی به مسئله زمان مربوط می شود، نه تنها مدت زمانی که برای ساخت فیلم لازم است بلکه طول خود فیلم. یک فیلم ۳۰ ساعته برای سالن سینما و سینماروها مناسب نیست، از این رو برخی از سکانس ها و گاهی نیز کل یک شخصیت نادیده گرفته می شود. اولین نسخه از فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» حدود ۴ ساعت و نیم طول داشت اما این عدد برای نسخه به نمایش درآمده در جشنواره کن به ۲ ساعت و ۳۹ دقیقه کاهش یافت.

بدون تردید بسیاری از سکانس ها در مرحله تدوین حذف شدند که مایه تاسف است زیرا «روزی روزگاری در هالیوود» مانند میزی پر از غذاهای متنوع است که به سختی می توان برخی را حذف کرد. مارگو رابی، آل پاچینو، کرت راسل، لوک پری و بسیاری نام های بزرگ دیگری که در این جمله حذف کرده ایم نیز وقت بسیار کمی در فیلم تارانتینو از لحاظ بصری و دیالوگی داشته اند و حتی برخی از بازیگرانی که در فیلمبرداری ها حضور داشته اند فرصت حضور در نسخه نهایی فیلم را نیافته اند. خوشبختانه تارانتینو اعلام کرده که شاید بزودی نسخه خاص خود را از این فیلم تدوین کند که طولانی تر باشد.

آیا «روزی روزگاری در هالیوود» دنیای سینمایی تارانتینو یا برعکس آن است؟

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

در سال ۲۰۱۶، کوئنتین تارانتینو در صحبت با یک برنامه تلویزیونی استرالیایی از ارتباط فیلم هایش با یکدیگر گفت: «دنیایی واقعی تر از دنیای واقعی وجود دارد و تمامی شخصیت ها در آن سکونت دارند. اما بعد از آن نوبت به دنیای فیلم می رسد… از این رو قاعدتاً وقتی شخصیت های سگ های انباری یا پالپ فیکشن، وقتی به سینمای می روند، برای دیدن فیلم بیل را بکش خواهند رفت. از گرگ و میش تا سحر چیزی است که آن ها خواهند دید». اما در مورد «روزی روزگاری در هالیوود» چه؟ فیلمی که در مورد فیلمسازی است و به گفته تارانتینو در مورد سالی است که زندگی او را شکل داد. آیا این فیلم نیز یکی دیگر از فیلم های با ارزش دیدن در دنیای تارانتینویی است یا تنها جایی که دیگر فیلم ها ساخته می شوند را به تصویر می کشد؟

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

تارانتینو در «جانگوی آزاد شده» (Django Unchained) و «حرامزاده های بی شرف» (Inglourious Basterds) تاریخ را بازنویسی می کند و به طور واضح گفته که می خواسته یک سه گانه بازنگری تاریخ بنویسد. بسیاری بر این باورند که «روزی روزگاری در هالیوود» تکمیل کننده این سه گانه خواهد بود. اما شاید ریک دالتون و کلیف بوث به شکلی پنهان زوج بازیگر-بدلکار در آن فیلم ها باشند. لئوناردو دی کاپریو (ریک) در «جانگوی آزاد شده» حضور داشت و برد پیت (کلیف) نیز در «حرامزاده های بی شرف» بازی می کرد. همچنین گل سینه هایی که این شخصیت ها در فیلم می پوشند، یک لینک بصری بسیار واضح به فیلم های قبلی شان ساخته تارانتینو است. همچنین در فیلم «حرامزاده های بی شرف» هیتلر و دیگر شخصیت های مشهور حزب نازی را می بینیم که در سینمای پاریس سوزانده می شوند در حالی که در «روزی روزگاری در هالیوود» دی کاپریو را در یکی از سکانس ها در حال سوزاندن نازی ها با شعله افکن می بینیم.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم ترسناک برتر تاریخ سینما با مضمون فرقه های مذهبی [قسمت دوم]

«روزی روزگاری در هالیوود» با بروس لی در ارتباط است

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

شاید شما نیز مانند بسیاری از ما هنوز نسخه منتشر شده فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» را ندیده باشید اما دستکم در تریلرهای منتشر شده، شخصیت بروس لی را می بینیم که در حال مبارزه با کلیف بوث است و برخلاف تصور، بوث پیروز می شود که این موضوع خوشایند برخی از تماشاگران نبوده زیرا از نظر آن ها وی هیچ شانسی در برابر بروس لی ندارد و برخی دیگر نیز آن را نژادپرستی یا توهین به بروسلی تعبیر کرده اند. در واقع تارانتینو برای به تصویر کشیدن شخصیت بروس لی در فیلم خود از شخصیت کاتو در سریال «زنبور سبز» (The Green Hornet) الهام گرفته که بروس لی در آن نقش این شخصیت را بازی می کرد و از لحاظ سبک مبارزه تفاوت زیادی با سبک دیگر فیلم های او و سبک رزمی خاص خودش داشت.

آیا «روزی روزگاری در هالیوود» همان «تابستان سَم» اسپایک لی است؟

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

تعبیر و تفسیر هنر بسیار شخصی است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است و حتی زمانی که اینطور نیست نیز، افراد چیزی را می بینند که خود دوست دارند ببینند. در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» نیز ممکن است سینماروها آن را به مثابه فیلمی در مورد قتل های خانواده مانسون تماشا کنند. در تریلرهای منتشر شده به نظر می رسید که همه چیز به چارلز مانسون منتهی می شود که نقش او را دیمون هریمن بازی می کند. شخصیت برد پیت به محل زندگی رهبر این فرقه مرگبار می رود، با بروس لی زد و خورد می کند که به صورت غیرمستقیم به قتل های خانواده مانسون اشاره دارد. شخصیت لئوناردو دی کاپریو همسایه شارون تیت است اما آنطور که تارانتینو می گوید فیلم او در مورد چارلز مانسون نیست، فیلم او در مورد سال ۱۹۶۹ است.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

تهیه کنندگان فیلم گفته اند که «روزی روزگاری در هالیوود» در مورد از دست دادن معصومیتی است که در سال ۱۹۶۹ با قتل های خانواده مانسون رخ داد و در مورد رابطه نزدیک بین شخصیت های ریک و کلیف. اما بسیاری شباهت ها یا ارجاعاتی بین این فیلم با یکی از فیلم های دشمن قدیمی اش، اسپایک لی، می بینند. دقیقاً ۲۰ سال قبل و در جولای ۱۹۹۹، فیلم «تابستان سَم» (Summer of Sam) ساخته اسپایک لی اکران شد. اگر چه این فیلم ظاهراً در مورد یک قاتل سریالی معروف به نام دیوید برکوویتز است اما به گفته خود اسپایک لی این فیلم در واقع در مورد تابستان سال ۱۹۷۷ است و مقدمه ای بر دوره ولنگاری و لا ابالیگری منتهی به شیوع ایدز. این همان تابستانی است که لی تصمیم گرفت فیلمساز شود که همان اتفاقی است که در سال ۱۹۶۹ برای کوئنتین تارانتینو رخ داد.

خواهر شارون تیت و تغییر دیدگاه او در مورد «روزی روزگاری در هالیوود»

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

حتی اگر تارانتینو را یک نویسنده-کارگردان با قریحه و خلاق بدانید نیز شاید متوجه شده باشید که این ویژگی بزرگ ترین نقطه قوت شخصیتی و کاری او نیست. او تاریخچه درازی از مصاحبه های پرتنش، استفاده از واژه «کاکا سیاه» به شکل گسترده در فیلم هایش و به نمایش گذاشتن خشونت به واضح ترین و شوکه کننده ترین شکل ممکن دارد. چه این دو مورد آخر را از لحاظ هنری معنادار بدانید یا نه، نگرانی دبرا تیت، خواهر شارون تیت، از تصویری که تارانتینو از قتل خواهرش ارائه می دهد قابل درک است. حتی این موضوع که تاریخ اکران اولیه فیلم با ۵۰اُمین سالگرد قتل های خانواده مانسون مصادف شده بود نیز تسکین دهنده نگرانی خواهر تیت نبود. او گفته که سلبریتی های هالیوود و بازیگران و سازنده فیلم هیچ اهمیتی به قتل شارون نداده و تنها دنبال پول و شهرت هستند و با این فیلم خود تنها خانواده تیت و بازماندگان آن کشتار را آزرده خاطر می سازند. البته تارانتینو بعدها با او تماس گرفته و تاریخ اکران فیلم را تغییر داد اتفاقی که با تغییر دیدگاه دبرا نسبت به فیلم همراه شد. او در مصاحبه ای پس از این ماجرا گفت: «تارانتینو چیزی جز احترام نسبت به من نداشته و بسیار صادق بوده است. امید بسیار زیادی به این پروژه دارم».

«روزی روزگاری در هالیوود» یک یاغی مطرود را به تصویر می کشد

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

مدت ها قبل از اینکه جنبش MeToo دنیای هالیوود را به بازنگری و تفکر وادارد، رومن پولانسکی که نقش او را در «روزی روزگاری در هالیوود» رافال زاویروچا بازی می کند، نشان داد که ساختن آثار هنری فوق العاده از شما شخصیت بزرگ و خوبی نمی سازد. این کارگردان که روزگاری یکی از محبوب ترین و تحسین شده ترین کارگردانان سینما بود با فیلم «بچه رُزماری» (Rosemary’s Baby) در سال ۱۹۶۸ نام خود را در تاریخ سینما ثبت کرد اما در سال ۱۹۷۷ و پس از اعتراف به دادن مواد مخدر و تجاوز به سامانتا گیمر ۱۳ ساله به فرانسه فرار کرد. در دهه های پس از آن، زنان بیشتری رومن پولانسکی را به اتفاقاتی مشابه متهم کردند که در نهایت آکادمی اسکار را وادار به اخراج او کرد. تارانتینو همواره گفته که از طرفداران آثار پولانسکی است و به خصوص فیلم «بچه رُزماری». او شخصاً با این کارگردان جنجالی دیدار کرده و حتی در مصاحبه با هاوارد استرن در سال ۲۰۰۳ از رفتار شنیع پولانسکی دفاع کرده و ادعا کرده که آنچه بین او و آن دختر ۱۳ ساله رخ داده تجاوز نبوده و آن دختر را مقصر اصلی دانسته است.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

تارانتینو بعدها در سال ۲۰۱۸ و پس از ماجرای رسوایی های اخلاقی هاروی واینستاین که دوست نزدیک و همکار او بود، رسماً از گیمر به خاطر گفته هایش عذرخواهی کرد. امسال نیز همسر کنونی رومن پولانسکی، امانوئل سیگنر، که یک بازیگر فرانسوی است نیز به انتقاد از تارانتینو پرداخته و ادعا کرد که وی از «رومن و داستان تراژیکش» سود برده بدون این که با او مشورت کند در حالی که هالیوود همچنان به پس زدن و دوری از این کارگردان ادامه می داد. البته پولانسکی تاکنون از عدالت فرار کرده، با زنی که ۳۳ سال از خود جوان تر است ازدواج کرده و همچنان به فیلمسازی در خارج از ایالات متحده ادامه می دهد. پس شاید زندگی چندان نیز عادلانه نبوده و زندگی پولانسکی چندان هم تراژیک نبوده است.

بیشتر بخوانید: ممنوعه برای رمانتیک ها؛ ۱۰ مورد از بهترین فیلم های ضد عشق تاریخ سینما [قسمت دوم]

نوشته واقعیاتی جالب و شنیدنی در مورد «روزی روزگاری در هالیوود»؛ شاهکار جدید کوئنتین تارانتینو [قسمت دوم] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

30 جولای 2019 68 views ادامه و دانلود

می خواهیم در مورد «روزی روزگاری در هالیوود» صحبت کنیم، همان فیلمی که بیشتر از یک سال است بسیاری از سینمادوستان انتظارش را می کشیدند. در سیرکی سلولوئیدی که آن را هالیوود می نامیم، فیلم های بلاک باستر حکومت می کنند. آنطور که استیون اسپیلبرگ می گوید، یک استودیو ترجیح می دهد ۲۵۰ میلیون دلار برای ساخت یک فیلم با احتمال موفقیت بالا در باکس آفیس هزینه کند تا اینکه چندین فیلم واقعاً جذاب و شخصی یا حتی تاریخی بسازد که ممکن است زود فراموش شده و در باکس آفیس سقوط کنند. اما در دریایی از ابرفیلم های کلیشه ای، کوئنتین تارانتینو مانند فانوس دریایی ریسک پذیری خلاقانه می درخشد که فیلم هایی بسیار جذاب، به شدت شخصی و به نحوی تاریخی می سازد.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

یکی از این فیلم ها، «روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood) است که در جشنواره کن ۲۰۱۹ به نمایش درآمده که گفته می شود پس از اکران با ۶ دقیقه کف زدن ایستاده حاضران در سالن مواجه شده است. بسیاری جدیدترین فیلم تارانتینو را یک شاهکار عمیق توصیف کرده اند. این فیلم به تازگی در سینماهای ایالات متحده اکران شده و فروش آن از انتظارات بالاتر و از دیگر فیلم های تارانتینو، دستکم در هفته اول اکران، بیشتر بوده است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با نکاتی جالب در مورد «روزی روزگاری در هالیوود»، جذاب ترین فیلم سال آشنا کنیم.

«روزی روزگاری در هالیوود» یک نامه عاشقانه است

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

کوئنتین تارانتینو روزگاری گفته بود که تمامی فیلم هایش به شکل دردناکی شخصی هستند و در سال ۲۰۱۹ او «روزی روزگاری در هالیوود» را «شاید شخصی ترین» فیلم خود دانست. سالی که داستان فیلم در آن روایت می شود، ۱۹۶۹، اهمیت ویژه ای دارد. تارانتینو در این باره چنین می گوید: «این همان سالی است که مرا شکل داد. آن زمان ۶ ساله بودم. این دنیای من است و این نامه عاشقانه من به لس آنجلس». او در ابتدا سعی داشت این نامه را در قالب یک رمان بنویسد و ۵ سال نیز روی آن کار کرد. اما چرا در یک نامه عاشقانه درباره دوران کودکی باید در مورد قتل هولناک یک بازیگر مشهور باردار سخن گفته شود؟ نمی دانیم اما به گفته مادر تارانتینو، او در دوران کودکی داستان هایی غمناک مربوط به روز مادر می نوشته که در آن تارانتینو کوچک مادرش را می کشته است. جالب این که عشق به مادر و علاقه او به خشونت روی پرده بدون ارتباط به نظر نمی رسند.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

«رهایی»

تارانتینو در مصاحبه با روزنامه تلگراف گفته است: «مادرم همیشه مرا به سینما می برد زیرا این کار ارزان تر از استخدام یک پرستار بچه بود». او در این دوران فیلم هایی خشن با درجه R مانند «رهایی» (Deliverance) با بازی برت رینولدز را نگاه می کرد، همان بازیگری که قبل از مرگ نقشی کوتاه در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» داشت. همچنین مشخص شده که عنوان فیلم نیز به علایق و زندگی تارانتینو بی ارتباط نیست. عنوان جدیدترین اثر تارانتینو شباهت زیادی به فیلم های «روزی روزگاری در غرب» (Once Upon a Time in the West) و «روزی روزگاری در آمریکا» (Once Upon a Time in America) به کارگردانی سرجیو لئونه دارد، کارگردانی که به اعتراف خود تارانتینو بیشتری تاثیر را بر جهان بینی سینمایی و کارهای او داشته است.

آخرین ماجراجویی آقای دزد پیش از موقع به اتمام رسید

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

برت رینولدز برای بازی در نقش یک مزرعه دار به نام جرج اسپان که ملکش را در اختیار چارلز مانسون قرار داده بود انتخاب شد و این انتخاب از چندین جهت دارای اهمیت بود. رینولدز اولین نقش بزرگ و تاریخ ساز خود را در سال ۱۹۷۲ در فیلم «رهایی» انجام داد که فیلمی نمادین در موج جدید هالیوود بود، موج جدیدی که از اواخر دهه ۱۹۶۰ شروع شده بود. هالیوود جدید بیشتر به موضوعات بالغ تر پرداخته و صحنه های خشونت مضاعفی در تولیدات آن دیده می شد. این ترندهای جدید فضای ضدفرهنگی و شورشگرانه آمریکای هیپی های جوان را منعکس می کرد که بلاک باسترهای آن دوران هالیوود را به انتقاد می کشید. ماجراها و قتل های خانواده مانسون تا حدودی بخش تاریک، خطرناک و تحت تاثیر مصرف مواد این جنبش ضد فرهنگی را نمایان ساخت و به نوعی مرگ عصر صلح و عشق را اعلام نمود.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

برت رینولدز به شکل عمدی برای نقشی در نظر گرفته شد که بازیگرش به شکل ناخواسته در کشتن این جریان ضد فرهنگی که در هالیوود جدید گسترده شده بود نقش داشت. جالب این که شخصیت های اصلی فیلم تارانتینو، ریک دالتون و کلیف بوث، بر اساس زوج بازیگر-بدلکار شبیه برت رینولدز و هال نیدهام شکل گرفته اند. ریک و کلیف که بازماندگان عصر طلایی هالیوود هستند با ترس مرگ حرفه خود به دلیل همان جریان ضد فرهنگی مواجه می شوند. رینولدز پیش از آنکه بتواند سکانس های مربوط به نقشش را بازی کند به دلیل سکته قلبی درگذشت و نقش او به دوست قدیمی و همبازی او، بروس درن، رسید. نکته جالب دیگر اینکه درن در فیلم جنایی «برب ها» (The Burbs) در سال ۱۹۸۹۰ نقش همسایه خانواده قاتل را بازی می کرد، فیلمی که فیلمنامه نویسش آن را «ملاقات اوزی و هریت با چارلز مانسون» توصیف کرده بود.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم دیدنی که شخصیت‌های شرور آن‌ها بسیار دوست داشتنی‌تر هستند [قسمت دوم]

کوئنتین تارانتینو با ریک و کلیف واقعی کار کرده بود

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

لئوناردو دی کاپریو و برد پیت در «روزی روزگاری در هالیوود» نقش دو دست و بازیگر سریال های تلویزیونی وسترن به نام ریک دالتون و بدلکارش کلیف بوث را بر عهده دارند. به گفته دی کاپریو، «ریک و کلیف، آن ها بخشی از گروه قدیمی هالیوود هستند اما همزمان سعی دارند مسیر خود را در این دنیای جدید انقلاب هیپی ها و عشق آزاد پیدا کنند». در حالی که ریک سعی دارد از غروب زودهنگام زندگی حرفه ایش جلوگیری کند، خود را در مجاورت محل زندگی شارون تیت می یابد، که قدرت ستارگی او در حال رسیدن به آسمان است و شوهرش، رومن پولانسکی، «جذاب ترین کارگردان شهر» در آن روزگار است. به گفته تارانتینو، «شارون و رومن نماد هالیوود جدید هستند و ریک ریک به وضوح بخشی از آن نیست. او این دنیای جدید را درک نمی کند».

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

ریک و بدلکار مورد اعتمادش نه تنها نماد تقلای انتزاعی علیه این کهنگی و منسوخ شدن در شرف رخ دادن است بلکه داستان آن ها ریشه در اشخاص واقعی دارد که تارانتینو با آن ها کار کرده است. تارانتینو گفت است که ریک واقعی (که از اشاره به نام واقعی اش خودداری کرده) مدت هاست در عرصه هالیوود فعالیت داشت و یک بدلکار قدیمی دارد که بیش از ۲۰ سال با هم کار کرده اند. این بدلکار برای آن بازیگر کار کرده و نه تارانتینو، کارگردانی که رابطه نزدیک این دو را جذاب و الهام بخش دیده بود. تارانیتنو در این باره می گوید: «ما هیچ کاری برای یک بدلکار نداشتیم اما یک ذره کار وجود داشت» که بازیگر مذکور می خواست بدلکارش برای ایفای آن مورد استفاده قرار گیرد. تارانتینو می خواست به بررسی رابطه این دو در انتهای دوران حرفه ایشان بپردازد.

اژدها وارد می شود

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

فیلم یکی دو مشت ریک و کلیف با مشت یک اینچی بروس لی همراه می شود که در فیلم نقش او را مایک موه بازی می کند. این ستاره افسانه ای ورزش های رزمی رابطه جالبی با قتل های خانواده مانسون داشت که متیو پولی در کتاب «بروس لی: زندگی» (Bruce Lee: A Life) به آن پرداخته است. جالب تر این که رومن پولانسکی برای مدتی بر این باور بود که بروس لی این قتل ها را انجام داده است. بروس لی تا حدودی با کمک یک گریمور و آرایشگر سینمایی به نام جی سبرینگ توانست وارد دنیای هالیوود شود، مردی که پیش از ازدواج تیت با پولانسکی مدتی با این بازیگر شناخته شده رابطه داشت. سبرینگ نیز همراه با تیت و سه نفر دیگر در خانه این بازیگر توسط افراد مانسون به قتل رسید. بروس لی همچنین شخصاً تیت و پولانسکی را می شناخت.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

او نحوه لگد زدن در فیلم «غارتگران» ( The Wrecking Crew) را به تیت یاد داده، به صورت خصوصی به پولانسکی آموزش ورزش های رزمی داده و به خانه آن ها می رفت. بعد از مرگ همسر و فرزند به دنیا نیامده اش، پولانسکی که به شدت داغدار بود به شیوه خود به جستجوی قاتل پرداخت. او بر این باور بود که قاتلان از نزدیکان و حلقه نزدیک به خود او بوده اند و به خاطر یک اتفاق عجیب و غریب به بروس لی شک کرده بود. یک عینک در صحنه قتل به جای مانده بود- احتمالاً توسط قاتلین- و در طی یک جلسه آموزشی با پولانسکی که مدتی پس از قتل ها انجام شد لی هنگام صحبت با پولانسکی گفت: «عینکم را گم کرده ام». پولانسکی که با شنیدن این جمله از درون دچار آشوب و تردید شده بود، لی را تا یک مغازه عینک فروشی همراهی کرده و مخفیانه نسخه عینک بروس لی را با عینکی که در صحنه قتل به جای مانده بود مقایسه کرد هر چند مشخص شد که با هم ارتباطی ندارند.

مرگ در جلو و پشت دوربین «روزی روزگاری در هالیوود» را رها نکرد

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

به شکلی واضح «روزی روزگاری در هالیوود» با مرگ بازیگرانش جنجالی تر از قبل شد. همانطور که می دانید شارون تیت و بروس لی در دوران اوج کاری خود مرگ هایی شوکه کننده و نابهنگام داشتند. همچنین در فیلم تارانتینو شاهد شخصیت داستانی اسکات لنسر در نقش یک بازیگر تلویزیونی با بازی لوک پری هستیم که آخرین بازی این بازیگر بوده و با پایان فیلم برداری ها در اثر یک سکته قلبی بزرگ جان باخت. شاید بتوان گفت که نقش پری در فیلم از وین ماوندر الهام گرفته شده است که در سریال وسترن «لنسر» (Lancer) نقش یک اسکات لنسر متفاوت را بر عهده داشت. لنسر که با دیوید کارادین، بازیگر فیلم های «بیل را بکش» (Kill Bill) به کارگردانی تارانتینو، در فیلم «کونگ فو» (Kung Fu) همبازی بود نیز در سال ۲۰۱۸ به علت سکته قلبی درگذشت. برت رینولدز نیز قرار بود نقشی نسبتاً کوتاه در «روزی روزگاری در هالیوود» داشته باشد و در حال تمرین دیالوگ هایش بود که در اثر یک سکته قلبی مرگبار درگذشت.

«روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time in Hollywood)

حتی برد پیت و لئوناردو دی کاپریو نیز ارتباطات عجیب و غریبی با مرگ بازیگران داشتند. پیت گفته که با برندون لی، پسر بروس لی، آشنا بوده و او روزگاری به پیت گفته بود که فکر می کند مانند پدرش در جوانی خواهد مرد. سال بعد برندون برای بازی در فیلم «کلاغ» (The Crow) انتخاب شده و در جریان فیلمبرداری و در اثر اصابت گلوله ای واقعی که قرار بود گلوله مشقی باشد کشته شد. دی کاپریو نیز در دوران جوانی اشت رویای ملاقات با ریور فینیکس را داشت. این رویا تا حدودی در یک مهمانی در حال تحقق یافتن بود که قبل از اینکه دی کاپریو بتواند با او دست دهد، فینیکس در میان جمعیت حاضر گم شد. همان شب فینیکس به علت اوردوز مواد مخدر درگذشت.

بیشتر بخوانید: ۱۵ فیلم پرحادثه و دیدنی که غم انگیزترین و مرگبارترین پایان بندی ها را دارند [قسمت دوم]

نوشته واقعیاتی جالب و شنیدنی در مورد «روزی روزگاری در هالیوود»؛ شاهکار جدید کوئنتین تارانتینو [قسمت اول] اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

30 جولای 2019 56 views ادامه و دانلود

ابتدا شاهد سری کتاب ها بودیم و پس از آن نوبت به بازی هایش رسید. اکنون می خواهیم شاهد یک سریال امیدوار کننده از سرویس نتفلیکس باشیم که بسیاری آن را با «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) مقایسه می کنند. طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند. کتاب ها خوب بوده و بازی های اقتباسی از این رمان ها نیز با استقبال مواجه شده اند و همین برای انتظار موفقیتی تازه بر روی پرده تلویزیون کافی است.

تا انتشار فصل اول سریال در اواخر سال ۲۰۱۹، باید به اطلاعات محدودی که از این سریال داریم و تریلر کوتاه آن بسنده کنیم. می توان گفت که این سریال بیشتر بر اساس کتاب های اورجینال و نه سری بازی های «The Witcher» ساخته شده که می تواند جذابیت سریال را دو چندان نماید. در ادامه این مطلب قصد داریم هر آنچه در مورد سریال مورد انتظار «The Witcher» می دانیم را با شما به اشتراک بگذاریم.

چه شخصیت ها و بازیگرانی در سریال «The Witcher» حضور دارند؟

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

سریال «The Witcher» همانطور که معلوم است داستان یک ویچر را روایت می کند به نام گرالت اهل ریویا (Geralt of Rivia) را روایت می کند اما در کنار آن دو شخصیت اصلی دیگر به نام های ینفر (Yennefer ) و سیری (Ciri) نیز وجود دارند. سرنوشت زندگی گرالت را به زندگی این دو زن گره زده است و انتظار می رود که در سریال، همانند کتاب ها، به این روابط پرداخته شود. هنری کاویل، بازیگر نقش سوپرمن، نقش گرالت را بر عهده داشته و نگاه های تاثیرگذار، پرنفوذ و آتشین خود را به این شخصیت آورده است. دو بازیگر زن اصلی سریال که نقش ینفر پیشگو و سیری «دختر جادوگر» را بازی می کنند بازیگرانی تقریباً تازه کار و کمتر شناخته شده هستند. نقش ینفر را آنیا چالوترا بازی می کند که همانطور که در کتاب ها آمده چشم هایی با سایه بنفش دارد. نقش سیری را نیز فریا آلن بازی می کند که ظاهری الف مانند با ردایی سبز دارد که با رنگ سبز چشم های همخوانی جذابی دارد.

هنری کاویل نقش ویچر را بازی می کند

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

شاید شخصیت ویچر یا همان گرالت اهل ریویا، مهم ترین دلیلی باشد که بسیاری از طرفداران دنیای فانتزی انتظار انتشار سریال «The Witcher» را می کشند. او شخصیتی بسیار بدبین و کنایه دار، قوی اما همزمان آسیب پذیر دارد اگر چه نگاهش با آن چشم های زرد شبیه یک ویچر واقعی است. گرالت شخصیت بسیار فوق العاده ای است و طرفداران داستان امیدوارند که پردازش آن در سریال ساخته شده توسط نتفلیکس به همان زیبایی و جذابتی کتاب ها باشد. وقتی که اعلام شد هنری کاویل نقش لایو اکشن شخصیت گرالت را بر عهده خواهد داشت، واکنش های متفاوتی را در پی داشت اما آنچه که در تنها تریلر منتشر شده «The Witcher» از شخصیت گرالت با بازی کاویل می بینیم قابل قبول است هر چند آن کلاه گیس نقره ای چندان مناسب بازیگر نقش سوپرمن نمی رسد و طرفداران نیز متوجه این موضوع شده اند. هنوز نمی توان در مورد تصویری که کاویل از شخصیت گرالت ارائه داده صحبت کرد و باید تا اواخر سال و انتشار سریال منتظر ماند تا واکنش ها به این شخصیت را دید.

تریلر «The Witcher» که همه انتظار آن را می کشیدیم

در ۱۹ جولای بود که نتفلیکس اولین تریلر سریال «The Witcher» را منتشر کرده و ما را به یاد روزهای خوب سریال «بازی تاج و تخت» با سکانس های نبرد و قرار ملاقات های مخفیانه در قلعه ها انداخت. بسیاری گفته اند که «The Witcher» می تواند جای خالی ایجاد شده با پایان «بازی تاج و تخت» در تلویزیون پر کند. تریلر منتشر شده از «The Witcher» سرزمینی بسیار فانتزی را نشان می دهد که گرالت با یک اطمینان و اعتماد به نفس منفی نگرانه در آن قدم می زند. او در قالب شخصیت انسانی و هیولایی فرود می رود اما علیرغم این که سریال به نام اوست اما تریلر منتشر شده نشانی از تمرکز صرف روی شخصیت او ندارد. در این تریلر ینفر را قبل از بدست آوردن قدرت خارق العاده اش و با آن چشم های بنفش از طریق فلش بک در دوران آموزش می بینیم.

الف ها نیز هستند که کمتر شبیه «ارباب حلقه ها» و بیشتر شبیه «آواتار» هستند و ظاهر روستایی آن ها که سیری را احاطه کرده اند را می توان به وضوح دید. در تریلر اتفاقات زیادی برای سیری کوچولو می افتد: قلمرو او مورد حمله قرار می گیرد، مادربزرگش در حال مرگ است و قیمومیت ینفر بر او را شاهد هستیم. به گرالت هشدار یا نوید می دهند که سیری فوق العاده خواهد بود. گرالت را بیشتر در حال مبارزه با انسان ها می بینیم تا هیولاها اما در پایان شاهد ترسناک ترین سکانس تریلر هستیم: موجودی چندپا و غول پیکر از دل مرداب بیرون می آید و ویچر با چشم های سیاهش به او خیره شده است.

آنیا چالوترا در نقش ینفر

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

ینفر یک پیشگوی در خدمت امیال و خواسته های خود است که رابطه پیچیده ای با گرالت دارد. هر دوی آن ها شخصیت هایی متغیر دارند و از هر فرصتی برای جدال با یکدیگر استفاده می کنند اما در نهایت یکدیگر را پیدا کرده و ماجراجویی هایشان از نو آغاز می شود. ینفر را به خاطر زبان تیز و ظاهر زیبایش می شناسند، با آن پوست تیره و چشم های شرور رنگی اش. آنیا چالوترا، یک بازیگر نسبتاً تازه کار است که تاکنون تنها در چند پروژه فعالیت داشته و موهای پرکلاغی و صورت زیبایش او را به بهترین گزینه برای ایفای نقش ینفر تبدیل می سازد.

اما همانطور که طرفداران کتاب ها می دانند ینفر همیشه به این زیبایی نبوده است. در کتاب ها، گرالت می گوید که زنان زشت که نمی توانستند ازدواج کنند اغلب به جادوگری روی می آورند. او با خود فکر می کند که ینفر روزگاری یک دختر زشت و گوژپشت بوده است. اما در نسخه سریالی سرویس نتفلکیس، ینفر را در جوانی دارای چانه ای زشت و کج و معوج و چشم های قهوه ای معمولی نشان می دهند. وقتی که او قدرتمند شده و وارد دنیای جادو می شود، به یک جادوگر رازآلود تبدیل می شود که بوی گل یاس و خارتوت می دهد.

فریا آلن در نقش سیری

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

فریا آلن ظاهری دارد که می تواند او را به یک الف جنگلی تبدیل کند. این موضوع باعث شده که وی بهترین گزینه برای نقش سیری باشد که خون الف ها را در رگ های خود دارد. همانند ینفر به رنگ صورت و موهای او نیز اهمیت زیادی داده شده است: موهای خاکستری بو چشم های سبز. این دختر محافظ گرالت است و نیلفگاردها به سرزمین او حمله کرده و ویرانش کرده اند. همه فکر می کنند او مرده است اما سیری توانسته در شبی که سینترا سوخت به شکل معجزه آسایی زنده مانده و فرار کند. گرالت در نهایت او را پیدا می کند و سرنوشت آن ها را کنار یکدیگر قرار می دهد زیرا در گذشته بین والدین سیری و ویچر قول و قراری بوده است.

فریا آلن بازیگر جوانی است که سابقه چندانی روی پرده ندارد اما این موضوع شباهت بیشتری بین او و شخصیتش در سریال ایجاد می کند. او در دنیای اطرافش بی تجربه رها شده است و برای سال های در مخفیگاه زمستانی ویچر از تماس با دنیای بیرون محروم بوده است. در تریلر سریال «The Witcher» می بینیم که او به دست ینفر می افتد که نقش استاد جادوی او را بازی می کند. این دو در ابتدا با هم کنار نمی آیند اما علاقه مشترکشان به گرالت، این دو را با هم متحد می سازد.

بیشتر بخوانید: ۱۰ عنوان جذاب برای تابستان؛ بهترین سریال های تاریخ تلویزیون به انتخاب IMDB

تاریخ انتشار «The Witcher» زودتر از آن است که فکر می کنید

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

نتفلیکس همیشه در زمینه تاریخ انشتار خوب نبوده است. این سرویس این برتری را نسبت به سرویس های استریمینگ و شبکه های تلویزیونی دیگر دارد که سیستم انتشار تضمین شده ای دارد: تمام قسمت های یک سریال در یک روز و به شکل یکباره برای مشترک عرضه می شود. اما سوال این است که تاریخ دقیق انتشار سریال «The Witcher» چه زمانی است؟. هنوز تاریخ دقیقی برای انتشار این سریال مشخص نشده اما تیزرهای متعددی که هر چند وقت یک بار منتشر می شوند راه را برای انتشار سریال در اواخر سال کنونی هموار می سازند. سریال «چیزهای عجیب» (Stranger Things) سریال پرسروصدای تابستان بود از این رو می توان گفت که نتفلیکس می خواهد سریال «The Witcher» را به سریال پرسروصدای پاییز تبدیل سازد و انتظار می رود در روزهای جشن هالووین به نمایش درآید.

بودجه ساخت سریال «The Witcher» به بزرگی هیولاهای آن است

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

نتفلیکس از لحاظ مالی این قدرت را دارد که هر کاری خواست انجام دهد. با توجه به تجربیات گذشته، می توان گفت که این سرویس بودجه های قابل توجهی برای سریال های اورجینالش در نظر می گیرد. سریال «The Witcher» دارای ۸ اپیزود خواهد بود که در هر کدام تماشاگر یک ساعت فانتزی و جادو خواهیم بود و تهیه کنندگان نیز قول داده اند که هر اپیزود از لحاظ فضا و بزرگی بسیار قابل توجه باشد. در حالی که هنوز هزینه ساخت این سریال مشخص نشده اما به نظر می رسد که مدیران نتفلیکس بودجه قابل توجهی برای شخصیت پردازی و فضای کلی داستان سریال هزینه کرده اند.

کدام ویچر در این سریال مورد بحث قرار می گیرد؟

طرفداران دنیای آندری ساپکوفسکی در «ویچر» (The Witcher) که در آن شخصیت هایی به نام ویچر (به معنای جادوگر) هیولاها را شکار کرده و هیولاها نیز انسان هایی را شکار می کنند.

۸ کتاب در سری کتاب های «The Witcher» منتشر شده است و بعید است که در نسخه سریالی هر اپیزود سعی کند یک رمان کامل را در قالب یک اپیزود به تصویر بکشد. از این رو می توان حدس زد که تنها تعدادی از داستان های این مجموعه برای سریال انتخاب شده اند که البته می تواند تنها یک فصل از یک سریال چند فصلی در ادامه باشد. با توجه به نام شخصیت هایی که در تریلر سریال به آن ها اشاره شده به نظر می رسد که بخش هایی از داستان سریال از پیش درآمد این مجموعه داستان ها که «آخرین خواسته» (The Last Wish) نام داشت گرفته شده است.

این کتاب از ماجراجویی ها و سفرهای کوتاه گرالت می پردازد. در برخی از سکانس های ادامه تریلر سریال نیز می توان اتفاقاتی را دید که در کتاب بعدی این مجموعه با نام «خون الف ها» ( Blood of Elves) آمده بود. در نسخه اول داستان گرالت، او را در حال بزرگ کردن سیری در کائر مورهن می بینیم اما در نهایت با پیشنهاد یک پیشگو او را به دنیای واقعی می برد. اینجا همان جایی است که ینفر وارد شده و آموزش های جادوگری سیری را آغاز می کند.

بیشتر بخوانید: ۱۰ فیلم جذاب، پرتنش و تراژیک برای دوستداران سریال «چرنوبیل» [قسمت دوم]

نوشته همه چیز در مورد سریال «The Witcher»: تاریخ انتشار، بازیگران، تریلر و بودجه ساخت اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

28 جولای 2019 56 views ادامه و دانلود

الک گینس، بازیگر نقش «اوبی وان کنوبی» در فیلم «جنگ ستارگان» (Star Wars) یک بار از یکی از طرفداران این فیلم که با افتخار به او گفته بود «جنگ ستارگان» را صد بار دیده، خواست که قول دهد دیگر هرگز این فیلم را تماشا نکند. در حقیقت الک گینس نه از نقشش «اوبی وان کنوبی» خوشش می آمد، نه از فیلم «جنگ ستارگان». اما او تنها بازیگری نیست که چنین احساسی داشته. گاهی، به دلایل مختلفی بازیگران مجبور می شوند نقشی را بازی کنند که چندان به آن افتخار نمی کنند. در ادامه با بعضی بازیگران هالیوودی ای آشنا خواهیم شد که از نقش خود متنفر بودند.

۱- رابرت پتینسون: «ادوارد کالن» در «گرگ و میش» (Twilight)

تنفر بازیگران هالیوودی از نقش خود

احتمالاً هیچ بازیگری به اندازه ی پتینسون از نقشش متنفر نبوده. او در مصاحبه ای گفته فکر می کند زمانی که در مجموعه فیلم «گرگ و میش» بازی می کرد هیچ پیشرفتی نداشت. این بازیگر کاراکتر «ادوارد کالن» را با همه ی بی نقص بودنش، مضحک می داند. پتینسون گفته هر چه بیشتر فیلمنامه را می خواند، بیشتر از این نقش متنفر می شد.

۲- اوانجلین لیلی: «کیت آستن» در «گمشده» (Lost)

لیلی در مصاحبه ای اقرار کرده کاراکتر معروف او، «کیت» در سریال «گمشده» اول جذاب بود اما بعد هر چه سریال جلوتر رفت، «قابل پیش بینی تر و منفورتر» شد. مشکل لیلی این بود که «کیت» از یک کاراکتر مستقل و جذاب که داستان خودش را داشت، تبدیل شده بود به کسی که «دو مرد را در جزیره تعقیب می کرد.»

۳- الک گینس: «اوبی وان کنوبی» در «جنگ ستارگان» (Star Wars)

«جدا از بحث پول، از بازی تو این فیلم پشیمونم.» این جمله ای بود که الک گینس در دوران فیلمبرداری مجموعه فیلم محبوب «جنگ ستارگان» در خاطرات خود نوشته بود. برای طرفداران این فیلم احتمالاً باور کردنی نیست اما این بازیگر اصلاً علاقه ای به فیلم «جنگ ستارگان» نداشت و آن را «چرندیاتی از جنس داستان های جن و چری» می دانست. او نه از دیالوگ هایش خوشش می آمد، نه از نقشش «اوبی وان کنوبی»، چون به او احساس پیری و عقب بودن از نسل جوان می داد.

۴- شان کانری: «جیمز باند» در «جیمز باند» (James Bond)

نقش «جیمز باند» برای کانری هم ثروت به ارمغان آورد و هم شهرت، اما این اتفاق برای او بی هزینه هم نبود چون این نقش تا ابد با او ماند. کانری معتقد است این نقش از اولین فیلمش تا به امروز هیچ پیشرفتی نداشته. او در مصاحبه ای نظر خود را به صراحت درباره ی این کاراکتر بیان کرد و گفت همیشه از «جیمز باند» متنفر بوده و دلش می خواهد او را بکشد.

۵- هلی بری: «زن گربه ای» در «زن گربه ای» (Catwoman)

اگر جایزه ای برای بیشترین تنفر از نقش خود در میان بازیگرها وجود داشت، هلی بری هم قطعاً این جایزه را می برد. بری به خاطر نقش آفرینی اش در فیلم «زن گربه ای» تمشک طلایی بدترین بازیگر زن را دریافت کرد. او شخصاً در مراسم اهدای جوایز تمشک طلایی حاضر شد، جایزه اش را دریافت کرد و در سخنرانی اش از شرکت فیلمسازی وارنر برادرز به خاطر استفاده از او در این فیلم «افتضاح» تشکر کرد.

۶- مگان فاکس: «میکائلا بینز» در «تبدیل شوندگان» (Transformers)

فاکس در واقع نه از خود نقش «میکائلا»، بلکه از تصویری که از این کاراکتر در فیلم ارائه شده بود تنفر دارد. او بارها اظهار کرده در این فیلم اصلاً بحث بازیگری مطرح نبود و کاراکتر «میکائلا» فقط کارکرد جنسی داشت. فاکس در مصاحبه ای گفته تنها چیزی که کارگردان های فیلم در اغلب مواقع به او می گفتند این بود که «اغواگر باشد».

۷- بلیک لایولی: «سرنا ون در وودسن» در «دختر سخن چین» (Gossip Girl)

لایولی تأکید کرده  او با کاراکتر «سرنا ون در وودسن» تفاوت زیادی دارد، نقشی که احتمالاً بیشتر او را با آن می شناسند. او در مصاحبه ای گفته شبیه «سرنا» بودن برای او چندان افتخاری ندارد و معتقد است این کاراکتر نباید الگویی برای دخترها باشد.

۸- جیمی درنان: «کریستین گری» در «پنجاه طیف گری» (Fifty Shades of Grey)

درنان اظهار کرده او تفاوت زیادی با کارکتر «کریستین گری» دارد. او گفته با آنکه این شخصیت را به خاطر گرایشاتش سرزنش نمی کند و دید متعصبانه ای نسبت به او ندارد، اما فکر نمی کند بتواند با کسی مثل «کریستین» کنار بیاید.

۹- استیفن دیلین: «استنیس براتیون» در «بازی تاج و تخت» (Game Of Thrones)

دیلین نه فقط از نقشش در سریال «بازی تاج و تخت»، بلکه از خود سریال هم خوشش نمی آید و گفته برای او زیاد از حد «وحشیانه» و «خشن» بود. این بازیگر اظهار کرده نمی توانست سردر بیاورد چه اتفاقی در حال افتادن بود و سکانس ها درباره ی چه بودند. این سریال و نقش اصلاً برای او ساخته نشده بودند.

۱۰- کاترین هیگل: «آلیون اسکات» در «باردار» (Knocked Up)

این بازیگر اقرار کرده برای او سخت بود که بتواند این فیلم را دوست داشته باشد چون از تصویری از زن ها در آن ارائه شده بود خوشش نمی آمد. او گفته این فیلم مردها را بامزه و دوست داشتنی و زن ها را عصبی و خالی از حس شوخ طبعی نشان می دهد. در واقع هیگل اصلاً کاراکترش در این فیلم را دوست نداشته و در مصاحبه ای آن را «ضد حال» خوانده بود.

۱۱- جنیفر گارنر: «الکترا» در «الکترا» (Elektra)

تنها دلیلی که باعث شد گارنر نقش «الکترا» را قبول کند این بود که در قراردادش برای فیلم «بی باک» (Daredevil) ذکر شده بود که باید در اسپین آف آن یعنی فیلم «الکترا» هم حضور داشته باشد. به گفته ی مایکل وارتان، دوست گانر، او با جنیفر گارنر تماس گرفت و به او گفت که این فیلم «افتضاح» بوده. بعدها معلوم شد خود گارنر هم از همان ابتدا این نظر را داشته، به همین دلیل قابل درک است که چرا او هیچ حس خوبی نسبت به نقشش در این فیلم ندارد.

۱۲- جسیکا آلبا: «سو استورم» در «چهار شگفت انگیز» (Fantastic Four)

آلبا از بازی در فیلم «چهار شگفت انگیز» بسیار ناراضی بود و دیدی که کارگردان فیلم به نقش او داشت با برداشت آلبا از این کاراکتر بسیار متفاوت بود. این نقش و تجربه تقریباً باعث شد آلبا کار بازیگری را کنار بگذارد. او گفته کارگردان فیلم دائماً به او می گفت «قیافه اش را آن شکلی نکند»، «قشنگ گریه کند» و قیافه اش را بی حالت نگه دارد چون بعداً با تکنولوژی CGI به صورتش اشک اضافه خواهند کرد.

۱۳- جورج کلونی: «بتمن» در «بتمن و رابین» (Batman & Robin)

جورج کلونی از بازی در نقش «بتمن» در فیلم «بتمن و رابین» کاملآً پشیمان است. او اظهار کرده معتقد است تمام فرانچایز «بتمن» را خراب کرده و هر بار که صحبت آن می شود به خاطر این مسأله عذر خواهی می کند.

۱۴- کریستوفر پلامر: «کاپیتان فون تراپ» در «اشک ها و لبخندها» (The Sound of Music)

فیلم «آوای موسیقی» (در ایران به «اشک ها و لبخندها» معروف است) یکی از محبوب ترین فیلم های آمریکایی به شمار می رود، اما کریس پلامر که نقش «کاپیتان فون تراپ» را در این فیلم برعهده داشت، به قدری از آن متنفر بود که اغلب آن را «آوای خلط» می نامید و هنگام صحبت در مورد این فیلم آن را «اون فیلمه» خطاب می کرد. پلامر از نقشش در این فیلم هم خوشش نمی آمد؛ او «کاپیتان فون تراپ» را خسته کننده می دانست و می گفت تلاش برای جذابیت بخشیدن به این کاراکتر برای او حس «زنده کردن مرده» را داشت.

۱۵- جوزف گوردون لويت: «تام» در «پانصد روز تابستان» (۵۰۰ Days of Summer)

گوردون لویت در مورد نقش خود در فیلم «پانصد روز تابستان» نظر کاملاً متفاوتی با بسیاری از تماشاچیان این فیلم دارد. او علاقه ای به این کاراکتر ندارد و اظهار کرده «تام» را آدم خودخواهی می داند. گوردون لویت معتقد است با وجود اینکه دختر محبوب «تام» به او می گوید که چه شرایطی دارد، اما «تام» همه ی فکر و ذکرش را آن دختر می کند و تمام انتظارات شخصی اش را به او تحمیل می کند. به نظر گوردون لویت، «تام» پسر خوبی نیست و نگران دخترهایی است که نظر مثبتی در مورد کاراکتر «تام» دارند.

اما بعضی بازیگرها هم بوده اند که نه از نقش شان بلکه از بازی خود متنفر بودند

بازیگرها وقتی بحث نقش آفرینی خودشان به میان می آید، خود انتقادی زیادی دارند و اغلب با آنکه واقعاً نقش شان را دوست دارند، اما نمی توانند با بازی خودشان کنار بیایند. جالب آنکه یکی از این بازیگران کیت وینسلت است. او از بازی خود در فیلم «تایتانیک» (Titanic) و تصویری که از کاراکتر معروفش، «رز»، ارائه داده بود، تنفر دارد. وینسلت اقرار کرده هر بار که بازی خودش در این فیلم را می بینید با خودش می گوید: «واقعاً؟ تو اینطوری بودی؟» و دوست دارد این فرصت را پیدا کند که دوباره اما این بار به شکلی کاملاً متفاوت، نقش «رز» را بازی کند.

یک بازیگر دیگر هم که از منتقدین سرسخت بازی خودش بوده، دنیل رادکلیف است. او از بازی خودش در فیلم «هری پاتر و شاهزاده دورگه» (Harry Potter and the Half Blood Prince) متنفر است. رادکلیف اظهار کرده معتقد است بازی او در این فیلم بسیار ضعیف و «یکنواخت و بدون حس» بوده و نتوانسته چیزی که مد نظرش بوده را انجام دهد.

نوشته ۱۵ بازیگر هالیوودی که از نقش خود تنفر داشتند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

28 جولای 2019 82 views ادامه و دانلود

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر ۵۰۰ میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد. بر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال، بر اساس برنامه ریزی ها، عربستان می خواهد این شهر را که به اندازه ایالت ماساچوست خواهد بود به تکنولوژی های بسیار مدرن و در مواردی بسیار عجیب و غریب مجهز سازد.

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر 500 میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد.

این گزارش بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط سه کمپانی مشاوره بزرگ جهان که در زمینه طراحی این ابر شهر آینده نگرانه مد نظر ولیعهد عربستان، شاهزاده محمد بن سلمان، به او مشاوره خواهند داد تهیه شده است. نام این شهر مدرن «نئوم» خواهد بود که از واژه یونانی «neos» به معنای جدید گرفته شده است.

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر 500 میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد.

از طرح های ارائه شده توسط مشاوران پروژه، استفاده از ابرهای مصنوعی برای ایجاد باران در بیابان، خدمتکاران رباتیک برای انجام کارهای خانه و ساحلی دارای شن هایی که در تاریکی می درخشند اشاره کرد. از دیگر پیشنهادهایی که برای ساخته این شهر بسیار پیشرفته ارائه شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تاکسی های پرنده. بر اساس یکی از این گزارشات، در آینده رانندگی تنها به خاطر لذت و هیجانش خواهد بود و نه حمل  نقل
  • یک ماه مصنوعی بسیار غول پیکر که هر روز غروب روشن خواهد شد
  • یک سیستم امنیتی و نظارت بسیار پیشرفته و پیچیده که در آن از پهپاد، دوربین های امنیتی مدار بسته و تکنولوژی تشخیص چهره برای تحت نظر داشتن تمامی شهروندان در تمام مدت در فضاهای عمومی
  • تکنولوژی بارورسازی ابرها برای خلق ابرهای مصنوعی و تولید باران بیشتر به صورت طبیعی در بیابان های عربستان سعودی امکان پذیر است
  • کلاس های درس که توسط معلمان هولوگرافیک مدیریت  می شود. نئوم پیشروترین سیستم آموزشی جهان را خواهد داشت
  • جزیره ای شبیه پارک ژوراسیک پر از دایناسورهای رباتیک برای سرگرم کردن ساکنان و بازدید کنندگان
  • یک فضای غذاخوری با بالاترین سرانه رستوران های دارای ستاره میشلین به ازای هر شخص نسبت به هر شهر دیگری در جهان

بیشتر بخوانید: حقایقی خواندنی و قابل تأمل درباره اقتصاد «عربستان سعودی»

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر 500 میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد.

نئوم یکی از پروژه های اصلی و بنیادین در چشم انداز ۲۰۳۰ بن سلمان برای مدرنیزاسیون و چند وجهی کردن اقتصاد عربستان سعودی و کاهش وابستگی این کشور به فروش سوخت های فسیلی است. عربستان سعودی با فاصله ای بسیار اندک پس از ایالات متحده، بزگر ترین تولید کننده کننده نفت در جهان است.

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر 500 میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد.

بدین ترتیب رونق اقتصادی در این کشور تا حدود زیادی به قیمت های جهانی نفت وابسته است، قیمت هایی که تعادل نداشته و دائماً در حال نوسان است. بن سلمان برای اولین بار در اکتبر ۲۰۱۷ در کنفرانس سرمایه گذاری موسوم به Future Investment Initiative از این پروژه سخن گفت و اعلام کرد که شهر نئوم «جایی برای کسانی است که در مورد جهان رویاپردازی می کنند».

اطلاعات تازه ای در مورد برنامه بسیار جاه طلبانه عربستان برای ساخت یک ابر شهر 500 میلیارد دلاری در بیابان منتشر شده که گفته می شود «پروژه نئوم» (Neom project) نام دارد.

نظمی النصر، مدیر اجرایی پروژه نئوم در این باره می گوید: «نئوم تماماً در مورد چیزهایی است که ضرورتاً متعلق به آینده و رویایی است. از این رو ما در مورد تکنولوژی صحبت می کنیم که بسیار بروز و فراتر از آن بوده و در برخی موارد هنوز در حال توسعه یا حتی در مرحله تئوری است». در حالی که دولت عربستان سعودی ادعا می کند این شهر «برترین ذهن ها و بهترین استعدادهای جهان» را جذب خواهد کرد نگرانی هایی در مورد چگونگی تامین هزینه های ساخت و جذب سرمایه برای این شهر آینده نگرانه وجود دارد. گفته می شود که سرمایه گذاری برای طراحی و توسعه  مراحل اولیه ساخت این پروژه از طریق وام دهندگان خارجی تامین شده است.

بیشتر بخوانید: حقایقی خواندنی درباره زندگی «محمد بن سلمان»، ولیعهد ولخرج و جنجالی عربستان سعودی

نوشته لاس وگاس عربستان؛ شهر بیابانی ۵۰۰ میلیارد دلاری با دایناسورهای رباتیک و تاکسی‌های پرنده اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

28 جولای 2019 57 views ادامه و دانلود

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده که باعث قطع شدن بخشی از انگشت دستش شده است. این بازیگر ۵۶ ساله، ادعاهای اخیر خود را در جریان پرونده شکایتش از گروه مطبوعاتی News Group Newspapers Limited که مالک روزنامه The Sun است و همچنین دن ووتون، ستون نویس این روزنامه، که در مقاله ای در سال ۲۰۱۸ او را  «کتک زن همسر» خطاب کرده بود ارائه کرده است.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

دپ مدعی است که درگیری مارس ۲۰۱۵ خود با هرد، ۳۲ ساله، در استرالیا بعد از آن رخ داد که همسر سابقش صحبت های او با وکلایش در مورد تمایل دپ به یک توافق پس از ازدواج بر سر مسائل مالی شنیده است. بازیگر مجموعه فیلم های «دزدان دریایی کارائیب» ادعا می کند که این موضوع باعث خشمگین شدن هرد شده است. بر اساس اسناد ارائه شده، هرد با رفتن به طبقه پایین خانه سعی کرده از این درگیری فرار کند اما هرد او را دنبال کرده و با خشونت تمام بر سر او داد زده است. دپ می گوید که در ادامه برای خود مشروب ریخته و آن را نوشیده است و در همین هنگام بوده که هرد یک بطری را به سمت او پرتاب کرده که البته به او نخورده است. او می گوید که در حال نوشیدن دومین لیوان مشروب خود بوده که هرد یک بطری دیگر را به سمت او پرتاب کرده که با دست دپ برخورد نموده و باعث زخمی شدن انگشت او شده است.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

بر اساس اسناد ارائه شده، خانم هرد در ادامه سیگار خود را روی گونه راست دپ خاموش کرده است. اخیراً نیز عکسی از جانی دپ در بیمارستانی در استرالیا بدست آمده که تنها چند ساعت پس از دیگری دپ و هرد گرفته شده است. این عکس دپ را در حالی نشان می دهد که روی یک برانکارد دراز کشیده و انگشت دستش درون یک باند سبز رنگ پیچیده شده است و زخمی روی صورتش دیده می شود که خود و تیم وکلایش ادعا می کنند جای سوختگی با سیگار است.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

وکیل دپ تصریح کرده که مدارک بیشتری در این زمینه ارائه خواهد شد هر چند وکلای خانم هرد این ادعاها را بی اساس، توهین کننده و دروغ دانسته اند. در حالی که همه جا صحبت از خشونت خانوادگی علیه خانم هرد بوده و او با حضور در دادگاه توانست از جانی دپ جدا شود، اما در ماه های اخیر جانی دپ مدعی شده که هرد نه قربانی خشونت خانوادگی بلکه شخصی بوده که علیه او خشونت مرتکب شده است و به خاطر ضربه ای که با ادعاهای دروغین به شهرت و اعتبار او زده باید ۵۰ میلیون دلار خسارت به وی بپردازد.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

وی در اسنادی که به دادگاه ارائه داده، تصاویری را گنجانده که نشان از خشونت خانم هرد علیه او دارد. دپ ادعا کرده که هر با ترکیب داروهای آمفتامین تجویز شده توسط پزشک با مواد مخدر تجویز نشده و الکل، او را مورد ضرب و شتم قرار داده است: «او همچنین به طور مکرر و به کررات به سمت بدن و سر من اشیائی از جمله بطری های سنگین، قوطی نوشابه، شمع های در حال سوختن، کنترل تلویزیون، قوطی تینر را به سمت من پرتاب می کرد که به شدت مرا زخمی می کرد. خانم هرد قربانی خشونت خانوادگی نیست، او انجام دهنده خشونت خانگی است». در طرف دیگر ماجرا، امبر هرد ادعا می کند که جانی دپ در می ۲۰۱۴ به دلیل اینکه هرد در حال بازی در فیلمی به همراه جیمز فرانکو بوده عصبانی شده و در داخل جت خصوصی شان و در طی پرواز شروع به پرت کردن اشیایی به سمت او کرده است.

بیشتر بخوانید: عشق و اتهام؛ «امبر هرد» در آخرین پیام کوتاه تلفنی اش به «جانی دپ» چه نوشته بود؟

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

هرد در مورد این ماجرا چنین می گوید: «در یک لحظه من از سرجایم بلند شدم و جانی به پشتم لگد زد، باعث شد که بیفتم. وقتی که روی زمین بودم جانی چکمه اش را به سمت من پرت کرد. او به فریاد و توهین ادامه داد تا اینکه به دستشویی هواپیما رفته و در مابقی طول پرواز همانجا بیهوش بود». اما اکنون جانی دپ ادعا می کند که امبر هرد به صورت زبانی او را آزار داده اما دپ سعی کرده با دراز کردن پای خود و زدن ضربه ای آرام به پشت او به شوخی، هرد را آرام کند. او ادعا می کند که هرد از این عمل بی خطر و ساده اش بسیار عصبانی شده و به خشونت لسانی و توهین به او ادامه داده است. دپ ادامه می کند که در ادامه ماجرا به سرویس بهداشتی هواپیما رفته، در را بسته و با یک بالش روی کف دستشویی خوابیده است. وی همچنین ادعای هرد مبنی بر سیلی زدن و لگد زدن به او و همچین سوراخ کردن در با ضربها در جریان یک پرواز در آگوست ۲۰۱۴ در باهاماس را رد کرده است.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

دپ می گوید که هدف آن ها از این سفر درمان خود او به خاطر وابستگی اش به داروهای مُسکن و این موضوع که وی به مراقبت درمانی ۲۴ ساعته داشته صورت گرفته است و او به خاطر درد فیزیکی در جریان ترک وابستگی خود همواره از داروهای مسکن دیگر استفاده می کرده است. وی ادعا می کند چیزی که هرد از آن ها با عنوان «حملات عصبی جنون وار» یاد کرده در واقع اسپاسم ها و خماری بوده که در اثر دخالت های هرد و ندادن دارو به او رخ می داده است. همچنین در این اسناد، جانی دپ تایید کرده که به خاطر فرو رفتن در شک روی آینه و دیوار با خون و رنگ روغن چیزهایی نوشته اما ادعای هرد مبنی بر ادرار کردن در خانه مشترکشان یا مصرف داروهای اکستازی را رد کرده است.

جانی دپ در تازه ترین ادعای خود مدعی شده که همسر سابقش، امبر هرد، در یک درگیری خانگی سیگار روی گونه او گذاشته و در ادامه به سمت او بطری پرتاب کرده

در سال ۲۰۱۶ و پس از اینکه امبر هرد تصاویری از خود با صورت کبود را به دادگاه ارائه داد که ادعا می کرد نتیجه خشونت خانگی دپ علیه اوست. در نهایت او و دپ به یک طلاق توافقی رضایت داده و جانی دپ ۷ میلیون دلار به هرد پرداخت کرد و هرد نیز این مبلغ را صرف امور خیریه کرد. بعد از این ماجرا بود که هرد ادعاهای قبلی خود را پس گرفته و دوران زندگی خود با دپ را الهام بخش و متغیر اما همیشه سرشار از عشق عنوان کرد.

بیشتر بخوانید: واقعیاتی عجیب در مورد جنجال ها و ولخرجی های «جانی دپ» از زبان خودش

نوشته ابعاد تازه دعوای جانی دپ و امبر هرد؛ انگشت قطع شده و جای سیگار روی گونه جک اسپارو اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

28 جولای 2019 96 views ادامه و دانلود

اینکه دو بازیگری که در زندگی واقعی باهم ازدواج کرده اند این فرصت را پیدا کنند در فیلمی هم نقش یک زوج را باهم بازی کنند، اتفاق جالبی است که گهگاه مواردی از آن در هالیوود رخ داده. در ادامه با تعدادی از زوج های هالیوودی آشنا خواهیم شد که در فیلم مشترک شان هم نقش زوج داشتند. البته بعضی از این زوج ها حالا دیگر از هم جدا شده اند و بعضی ها هم هنوز زن و شوهر هستند.

۱- امیلی بلانت و جان کرازینسکی در «یک مکان آرام» (A Quiet Place)

فیلم های مشترک زوج های هالیوودی

بخشی از جذابیت فیلم «یک مکان آرام» (محصول ۲۰۱۸) به حضور این زوج هالیوودی در فیلم برمی گشت که در کنار هم مهارت های بازیگری خود را به رخ می کشیدند. بلانت و کرازینسکی که در حال حاضر باهم زن و شوهر هستند، نه تنها در این فیلم نقش یک زوج را داشتند، بلکه کارگردانی کار و هدایت بلانت هم برعهده ی کرازینسکی بود.

دو سال قبل از به نمایش درآمدن این فیلم، کرازینسکی در مصاحبه ای گفته بود: «ترجیح میدم در کنار امیلی بازی کنم تا اینکه هدایتش کنم. نمیدونم لزومی داره این مسئولیت به عهده ام باشه یا نه. اون کارش خیلی خوبه و من میترسم کارش رو خراب کنم. ولی خوشحال میشم موقع گرفتن سکانس ها کنارش باشم چون واقعاً خوش میگذره. ما همیشه این آمادگی و اشتیاق رو داریم که دست به یه کاری بزنیم و درستش هم همینه.»

بلانت و کرازینسکی در سال ۲۰۱۰ با یکدیگر ازدواج کردند.

۲- برد پیت و آنجلینا جولی در «کنار دریا» (By the Sea)

این زوج در زمان فیلمبرداری فیلم «آقا و خانم اسمیت» (Mr. and Mrs. Smith) به یکدیگر علاقمند شدند و در سال ۲۰۱۴ باهم ازدواج کردند، به این ترتیب در زمان فیلمبرداری فیلم «کنار دریا» یعنی در سال ۲۰۱۵ آن ها دیگر زن و شوهر بودند. جالب آنکه جولی در این فیلم علاوه بر بازیگری، کار نویسندگی و کارگردانی را هم برعهده داشت. این فیلم در مورد یک زوج و مشکلات زناشویی میان آن ها بود.

یک سال بعد از اکران این فیلم، پیت و جولی، خبر جدایی خود را به طور رسمی اعلام کردند.

۳- ریس ویترسپون و رایان فیلیپ در «مقاصد بی رحمانه» (Cruel Intentions)

هنگام فیلمبرداری فیلم «مقاصد بی رحمانه» در سال ۱۹۹۹، ویترسپون و فیلیپ باهم در رابطه بودند، اما قبل از آنکه فیلم اکران شود، ویترسپون از رایان، دخترشان اوا را باردار شد و آن ها در همان سال ۱۹۹۹، کمی قبل از شروع اکران فیلم با یکدیگر ازدواج کردند.

این زوج در سال ۲۰۰۷ از یکدیگر جدا شدند.

۴- تام کروز و نیکول کیدمن

کروز و کیدمن در سال ۱۹۹۰ با یکدیگر ازدواج کردند و یکی از مشهورترین زوج های هالیوود محسوب می شدند. این زوج نه در یک فیلم، بلکه در سه فیلم در کنار هم و در نقش یک زوج بازی کردند: «روزهای تندر» (Days of Thunder) محصول ۱۹۹۰، «دور و دورتر» (Far and Away) محصول ۱۹۹۲ و «چشمان کاملاً بسته» (Eyes Wide Shut) محصول ۱۹۹۹٫

کیدمن و کروز در سال ۲۰۰۱ از یکدیگر جدا شدند.

۵- جنیفر لوپز و مارک آنتونی در «ال کانتانته» (El Cantante)

فیلم «ال کانتانته» (محصول ۲۰۰۶) یک فیلم بیوپیک یا زندگی نامه ای درباره ی هکتور لاوو بود، یک موزیسین مشهور اهل کشور پورتوریکو که در ژانر موسیقی سالسا فعالیت داشت. گرچه آنتونی و همسر آن زمانش یعنی لوپز، نقش یک زوج را در این فیلم بازی می کردند اما این فیلم به موفقیت چندانی دست نیافت.

لوپز و آنتونی در سال ۲۰۰۴ با یکدیگر ازدواج کردند، در سال ۲۰۱۱ از یکدیگر جدا شدند و در سال ۲۰۱۴ طلاق خود را رسمی کردند.

۶- چنینگ تیتوم و جینا دوان در «ده سال» (۱۰ Years)

مشهورترین فیلم مشترک تیتوم و دوان «استپ آپ» (Step Up) است که در سال ۲۰۰۶ ساخته شد، اما این فیلم آغاز آشنایی این زوج با یکدیگر بود. آن ها دیگر هیچ فیلم مشترکی باهم در نقش یک زوج نداشتند تا آنکه بالاخره در سال ۲۰۱۰ در فیلم «ده سال» در نقش یک زوج با یکدیگر همبازی شدند.

این زوج در سال ۲۰۰۹ با یکدیگر ازدواج کردند اما در سال ۲۰۱۸ از هم جدا شدند.

۷- مگ رایان و دنیس کواید در «گوشت و استخوان» (Flesh and Bone)

این زوج در سال ۱۹۹۱ با یکدیگر ازدواج کردند و کمی بعد از آن در فیلم تریلر «گوشت و استخوان» (محصول ۱۹۹۳) با یکدیگر همبازی شدند.

رایان و کواید در سال ۲۰۰۱ از هم جدا شدند.

۸- بن استیلر و کریستین تیلور

این زوج در سال ۲۰۰۰ با یکدیگر ازدواج کردند و در سال های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۴ به ترتیب در فیلم های «زولندر» (Zoolander) و «داجبال: داستان یک توسری ‌خور واقعی» (Dodgeball: A True Underdog Story) با یکدیگر بازی کردند.

استیلر و تیلور در سال ۲۰۱۷ از یکدیگر جدا شدند.

۹- جنیفر کانلی و پل بتانی در «آفرینش» (Creation)

«آفرینش» (محصول ۲۰۰۹) یک فیلم بیوپیک یا زندگی نامه ای درباره ی چارلز داروین، دانشمند مشهور بود. بتانی و کانلی در این فیلم نقش داروین و همسرش، اِما، را به عهده داشتند.

این فیلم چندان مورد استقبال قرار نگرفت، اما کانلی و بتانی که زندگی مشترک خود را از سال ۲۰۰۳ شروع کرده اند، بعد از گذشت بیشتر از ۱۵ سال هنوز باهم زن و شوهر هستند.

۱۰- ویل اسمیت و جیدا پینکت اسمیت در «علی» (Ali)

فیلم بیوپیک یا زندگی نامه ای «علی» (سال ۲۰۰۱) داستان زندگی محمد علی کلی، بوکسور مشهور را به تصویر می کشید و اسمیت و همسرش، جیدا، در آن نقش محمد علی و همسر اول او، سونجی روی، را برعهده داشتند.

این زوج در سال ۱۹۹۷ با یکدیگر ازدواج کردند و با گذشت نزدیک به دو دهه، هنوز باهم زندگی می کنند.

۱۱- ملیسا مک کارتی و بن فالکون در «ساقدوش ها» (Bridesmaids)

نقشی که مک کارتی در فیلم «ساقدوش ها» (محصول ۲۰۱۱) به عهده داشت یکی از محبوب ترین کاراکترهای این بازیگر به شمار می رود، اما هنوز هم خیلی ها نمی دانند بازیگر نقش مأمور حفاظت هواپیما، همسر مک کارتی یعنی بن فالکون بود.

این زوج در سال ۲۰۰۵ با یکدیگر ازدواج کردند.

فالکون کارگردان تعدادی از فیلم های مک کارتی یعنی «تامی» (Tammy)، «رئیس» (The Boss) و «پایه مهمانی» هم بوده در اغلب فیلم های همسرش هم حضوری کوتاه داشته است.

۱۲- پنه لوپه کروز و خاویر باردم

این زوج ۹ فیلم مشترک با هم دارند که بعضی از آن ها را در دوران زندگی مشترک شان بازی کرده اند.

کروز و باردم ابتدا در سال ۲۰۰۹ در فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» (Vicky Cristina Barcelona) در نقش همسران سابق با یکدیگر همبازی شدند و یک سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۰ باهم ازدواج کردند. کروز برای نقش آفرینی اش در این فیلم برنده ی جایزه اسکار شد.

از آن زمان این زوج چندین فیلم مشترک دیگر هم داشته اند، از جمله: «پابلوی دوست داشتنی» (Loving Pablo) محصول ۲۰۱۷ و «همه می دانند» (Everybody Knows) محصول ۲۰۱۸٫

۱۳- الیزابت تیلور و ریچارد برتون در «چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟» (Who’s Afraid of Virginia Woolf?)

تیلور و برتون یک از مشهورترین زوج های آن زمان هالیوود بودند. آن ها در فیلم «چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟» (محصول ۱۹۶۶) نقش زوجی را در کنار هم بازی می کردند که تحمل یکدیگر را نداشتند.

برتون پنجمین همسر تیلور بود. آن ها ابتدا در سال ۱۹۶۴ با یکدیگر ازدواج کردند و در سال ۱۹۷۴ از هم جدا شدند. اما یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۷۵ دوباره زندگی مشترک شان را از سر گرفتند. تیلور و برتون در نهایت در سال ۱۹۷۶ برای همیشه از یکدیگر جدا شدند.

۱۴- مدونا و شان پن در «سورپرایز شانگهای» (Shanghai Surprise)

مدونا و پن یک سال بعد از ازدواج شان در سال ۱۹۸۵، در این فیلم که محصول سال ۱۹۸۶ است با یکدیگر همبازی شدند. این فیلم گرچه ستاره های مشهوری داشت اما با شکست رو به رو شد.

این زوج در سال ۱۹۸۹ از یکدیگر جدا شدند.

۱۵- اما تامپسون و کنت برانا

این زوج در سال ۱۹۸۹ با یکدیگر ازدواج کردند و در دوران زندگی مشترک شان در ۳ فیلم در کنار هم نقش آفرینی کردند، از جمله: «هیاهوی بسیار برای هیچ» (Much Ado About Nothing) محصول ۱۹۹۳، «مرگ دوباره» (Dead Again) محصول ۱۹۹۱ و «دوستان پیتر» (Peter’s Friends) محصول ۱۹۹۲٫

کمی بعد از آنکه برانا از رابطه اش با هلنا بونهام کارتر، بازیگر مشهور، پرده برداشت، تامپسون و برانا در سال ۱۹۹۵ از یکدیگر جدا شدند.

۱۶- سوفیا ورگارا و جو منگنیلو در «رده نهم» (Bottom of the 9th)

این زوج در سال ۲۰۱۵ با یکدیگر ازدواج کردند و در سال ۲۰۱۹ در فیلم «رده نهم» در نقش یک زوج ظاهر شدند. این فیلم یک درام ورزشی است که در آن منگنیلو نقش یک بازیکن بیس بال سابق را بازی می کند که به زندان رفته و ورگارا هم نقش همسر او را بر عهده دارد.

نوشته زوج های مشهور هالیوودی که فیلم مشترک باهم داشته اند اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

27 جولای 2019 80 views ادامه و دانلود

فهرست پردرآمدترین افراد اینستاگرام در سال ۲۰۱۹ منتشر شده و نشان می دهد که خاندان کارداشیان-جنر هنوز هم بر این پلتفرم رسانه ای جنجالی حکمفرمایی می کنند. برای دومین سال متوالی، هنوز هم کایلی جنر با ۱٫۲۶۶٫۰۰۰ دلار به ازای هر پست در صدر فهرست سلبریتی هایی قرار دارد که به ازای هر پست اینستاگرامی بیشترین دستمزد را دریافت می کند. خواهرانش، کیم کارداشیان و کندال جنر نیز البته فاصله زیادی با او ندارند. این فهرست سالانه توسط یک ابزار برنامه ریزی اینستاگرام به نام HopperHQ تهیه شده که داده های در دسترس داخلی و عمومی را برای شناسایی پردرآمدترین سلبریتی ها و اینفلونسرهای اینستاگرامی را تحلیل کرده است.

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

در این رتبه بندی، تعداد پست های هر شخص و تعداد فالوورهای آنان نیز به حساب آمده است تا دریافتی آن ها برای هر پست مشخص گردد. اینفلونسرهای اینستاگرامی در ۸ دسته اصلی رده بندی شده اند: سلبریتی ها، فعالان بخش زیبایی، مد، فیتنس، غذا، سبک زندگی، ورزش و سفر. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با سلبریتی ها و ورزشکارانی که بیشترین دستمزد را به ازای هر پست در اینستاگرام دریافت می کنند آشنا کنیم.

۳۵- رادیتیا دیکا

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @raditya_dika

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۳٫۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۳٫۶۰۰ دلار

۳۴- بلا حدید

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @bellahadid

دسته: فشن

تعداد فالوورها: ۲۵٫۱ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۶٫۳۰۰ دلار

۳۳- سومر رَی

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @sommerray

دسته: اینفلونسر

تعداد فالوورها: ۲۱٫۶ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۶٫۶۰۰ دلار

۳۲- کامرون دالاس

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @camerondallas

دسته: اینفلونسر

تعداد فالوورها: ۲۱٫۲ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۶٫۶۰۰ دلار

۳۱- هدی کتان

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @hudabeauty

دسته: اینفلونسر، فشن

تعداد فالوورها: ۳۸٫۲ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۹۱٫۳۰۰ دلار

۳۰- فلوید می ودر

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @floydmayweather

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۲۲٫۸ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۲۴٫۰۰۰ دلار

۲۹- کایو کاسترو

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @caiocastro

دسته: اینفلونسر، سفر

تعداد فالوورها: ۱۷٫۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۳۸٫۰۰۰ دلار

۲۸- استفن کری

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @stephencurry30

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۲۶٫۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۴۲٫۰۰۰ دلار

۲۷- النورا پونس

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @lelepons

دسته: اینفلونسر

تعداد فالوورها: ۳۵٫۸ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۴۴٫۰۰۰ دلار

۲۶- محمد صلاح

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @mosalah

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۳۰٫۵ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۶۵٫۰۰۰ دلار

۲۵- کانر مک گرگور

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @thenotoriousmma

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۳۱٫۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۶۹٫۰۰۰ دلار

۲۴- لوییس سوارز

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @luissuarez9

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۳۴٫۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۸۴٫۰۰۰ دلار

۲۳- ویرات کوهلی

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @virat.kohli

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۳۸٫۱ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱۹۶٫۰۰۰ دلار

بیشتر بخوانید: اعتیاد به رسانه های اجتماعی؛ ۲۵ سلبریتی که بیشترین حضور را در توئیتر و اینستاگرام دارند

۲۲- زلاتان ایبراهیموویچ

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @iamzlatanibrahimovic

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۳۷٫۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۲۰۰٫۰۰۰ دلار

۲۱- گرت بیل

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @garethbale11

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۴۰٫۵ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۲۱۸٫۰۰۰ دلار

۲۰- رونالدینیو

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @ronaldinho

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۴۷٫۲ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۲۵۶٫۰۰۰ دلار

۱۹- پریانکا چوپرا جوناس

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @priyankachopra

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۴۳٫۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۲۷۱٫۰۰۰ دلار

۱۸- لبرون جیمز

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @kingjames

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۵۰٫۶ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۲۷۲٫۰۰۰ دلار

۱۷- دیوید بکهام

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @davidbeckham

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۵۷٫۵ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۳۵۷٫۰۰۰ دلار

۱۶- دمی لوواتو

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @ddlovato

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۷۳٫۱ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۴۵۸٫۰۰۰ دلار

۱۵- کوین هارت

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @kevinhart4real

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۷۷٫۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۴۸۰٫۰۰۰ دلار

۱۴- کلویی کارداشیان

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @khloekardashian

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۹۶٫۵ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۵۹۸٫۰۰۰ دلار

۱۳- کندال جنر

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال ۲۰۱۹

پروفایل اینستاگرامی: @kendalljenner

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۱۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۶۱۱٫۰۰۰ دلار

۱۲- لیونل مسی

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @leomessi

دسته: ورزش

تعداد فالوورها: ۱۲۶ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۶۴۸٫۰۰۰ دلار

۱۱- نیکی میناژ

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @nickiminaj

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۰۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۶۵۱٫۰۰۰ دلار

۱۰- جاستین بیبر

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @justinbieber

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۱۵ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۷۲۲٫۰۰۰ دلار

۹- نیمار

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @neymarjr

دسته: سلبریتی، ورزش

تعداد فالوورها: ۱۲۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۷۲۲٫۰۰۰ دلار

۸- تیلور سویفت

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @taylorswift

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۱۹ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۷۴۸٫۰۰۰ دلار

۷- بیانسه

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @beyonce

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۳۰ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۷۸۵٫۰۰۰ دلار

۶- دواین جانسون

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @therock

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۵۰ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۸۲٫۰۰۰ دلار

۵- سلنا گومز

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @selenagomez

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۵۳ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۸۸۶٫۰۰۰ دلار

۴- کیم کارداشیان وست

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @kimkardashian

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۴۴ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۹۱۰٫۰۰۰ دلار

۳- کریستیانو رونالدو

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @cristiano

دسته: سلبریتی، ورزش

تعداد فالوورها: ۱۷۶ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۹۷۵٫۰۰۰ دلار

۲- آریانا گرانده

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @arianagrande

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۶۰ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۹۹۶٫۰۰۰ دلار

۱- کایلی جنر

پردرآمدترین سلبریتی های اینستاگرام در سال 2019

پروفایل اینستاگرامی: @kyliejenner

دسته: سلبریتی

تعداد فالوورها: ۱۴۱ میلیون نفر

درآمد به ازای هر پست: ۱٫۲۶۶٫۰۰۰ دلار

بیشتر بخوانید: عکس های اینستاگرام شما رازهای زیادی را درباره شخصیت شما برملا می کنند

نوشته ۳۵ سلبریتی و ورزشکار با بیشترین درآمد به ازای هر پست اینستاگرام در سال ۲۰۱۹ اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

27 جولای 2019 62 views ادامه و دانلود

گالری گردی در روزهای داغ مرداد ماهی تهران، اگر چه کار آسانی نیست اما فرصت خوبی برای تماشای جدید ترین دستاوردهای هنری هنرمندان جوان و پیشکسوت شهر را برای سرمایه گذاران هنر، فراهم می کند. در گالری گردی شنبه های روزیاتو، شما را با ده ها برنامه نگارخانه های پایتخت آشنا می کنیم. اگر از گالری خاصی دیدن کردید، نظرات خود را در اختیار ما بگذارید.

آن‌چه برای تاسیس گالری در تهران در سال ۱۳۹۸ باید بدانیم

برنامه مرداد گالری های تهران

نمایشگاه گروهی نقاشی در نگارخانه سیحون و نمایشگاه مخفیگاه

گالری گردی

پوستر نمایشگاه مومنت و نمایشگاه نوگرایان نقاشیخط ایران

اُ: نمایشگاه آثار بویه سادات‌نیا، حامد حیدری و مرتضی متقی با عنوان از تضاد تا هماهنگی ۴ تا ۱۵ مرداد در گالری اُ به نشانی خیابان سنایی، خیابان شاهین (خدری)، پلاک ۱۸، طبقه اول برپاست.

آتشزاد: نمایشگاه نقاشی و عکس گل‌واژه کمند در آتشزاد ۴ تا ۹ مرداد در نگارخانه آتشزاد به نشانی ولیعـصر، نرسیـده به میـدان ونک، خیابان عباسپور (توانیر) شمالی، بعـد از پل همت، پـلاک ۲۳ برپاست.

آرتیبیشن: نمایشگاه گروهی نقاشی تن‌ها ۴ تا ۱۳ مرداد در گالری آرتیبیشن به نشانی خیابان شریعتی، پایین‌تر از حسینیه ارشاد، خیابان کوشا، خیابان ناصری، خیابان قندی (دریا) ، پلاک ۶ برپاست.

آریا: نمایشگاه گروهی نقاشی ریشه‌ها ۴ تا ۲۵ مرداد در گالری آریا به آدرس خیابان ولیعصر، بالاتر از سه راه دکتر بهشتی، کوی زرین، پلاک ۱۰ برقرار است.

انگار: نمایشگاه گروهی خود ۴ تا ۱۷ مرداد در گالری انگار به نشانی شیخ‌بهایی جنوبی، برج‌های A S P ، همکف تجاری ، پلاک ٦٥ برپاست.

اِو: نمایشگاه گروهی روح جمعی ۴ تا ۱۱ مرداد در گالری اِو به نشانی بلوار افریقا، پایین‌تر از پل همت، نبش کوچه پالیزوانی (هفتم گاندی) برپاست.

ایده: نمایشگاه گروهی مرور آثار نوگرایان نقاشی‌خط ایران ۴ تا ۱۰ مرداد در گالری ایده به نشانی کریم‌خان زند، خیابان سنایی، خیابان هجدهم، پلاک ٢٦ میزبان علاقمندان به هنر است.

ایرانشهر: نمایشگاه آثار شهروز صدرفرزانه با نام گل گاو زبان ۴ تا ۲۵ مرداد در گالری ایرانشهر برپاست. این گالری در خیابان کریم‌خان زند، خیابان شهید عضدی، خیابان سپند، پلاک ۶۹ قرار دارد.

برنامه مرداد گالری های تهران

نمایشگاه انفرادی نقاشی گل گاوزبان از شهروز صدر

گالری این‌جا: نمایشگاه گروهی او ۴ تا ۲۵ مرداد در تالار این‌جا به نشانی نوفل لوشاتوى شرقى، کوچه پدرام، جنب شماره ٤، نماى آجرى، درب کوچک برپاست.

گالری باسمه: نمایشگاه آثار حجمی لیلا شوقی با عنوان اتفاق شانزدهم ۴ تا ۱۸ مرداد در نگارخانه باسمه واقع در  ملاصدار، خیابان شیراز شمالی، خیابان حکیم اعظم، مجتمع پارک پرنس، بلوک A، واحد ۱۰۲ اداری میزبان هنردوستان است.

باغ موزه هنرایرانی: نمایشگاه گروهی تصویرسازی نگاره امید ۴ تا ۱۴ مرداد در گالری پردیس باغ موزه هنر ایرانی برپا است. علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می‌توانند به نشانی خیابان ولی عصر، بالاتر از پارک وی، خیابان فیاضی، خیابان بوسنی هرزگوین، سه راه دکتر حسابی، باغ موزه هنرایرانی مراجعه کنند.

گالری تم: نمایشگاه گروهی چاپ دستی ۴ تا ۱۴ مرداد در گالری تم برپاست. این گالری در خیابان کریم‌خان زند، نجات‌الهی شمالی، کوچه زبرجد، پلاک ۱۰ قرار دارد.

گالری ثالث: نمایشگاه که همین لباس زیباست شامل چاپ‌سیلک طرح‌های مصطفی اسدالهی بر تیشرت‌های نیما فرمان‌آرا ۴ تا ۹ مرداد در گالری ثالث برپاست. این گالری در خیابان کریم‌خان زند بین ایرانشهر و ماهشهر شماره ١٤٨ قرار دارد.

گالری دیلمان: نمایشگاه نقاشی حامد مصطفوی با نام سفر به درون، کشف برون ۴ تا ۲۵ مرداد در گالری دیلمان برپاست. این گالری به نشانی خیابان شریعتی، خیابان پورمشکانی، شماره ۵۰ میزبان علاقه‌مندان است.

ساربان: نمایشگاه نقاشی احسان ارجمند با نام در متن تن ۴ تا ۱۴ مرداد در گالری ساربان برپاست. علاقمندان می‌توانند به نشانی خیابان سهروردی شمالی، خیابان هویزه غربی، نبش شهید یوسفی، پلاک ۱۳۰، طبقه اول مراجعه کنند.

سایه: نمایشگاه گروهی نقاشی سفر به اعماق خیال ۴ تا ۹ مرداد در گالری سایه واقع در خیابان کریم‌خان، خیابان سنایی، خیابان سیزدهم، شماره ۲۱ میزبان علاقمندان به هنر است.

سرزمین هنر: نمایشگاه مجسمه‌های حامد مشمولی با عنوان خروس‌خان ۴ تا ۱۴ مردادماه در گالری سرزمین هنر به نشانی اوین، ابتدای سربالایی کچویی، کوچه صفا، پلاک ۴ میزبان هنردوستان است.

سیحون: نمایشگاه گروهی نقاشی تکه‌ها فراز ناصرشریف، کتایون معادلیان و یاسمن رسولی ۴ تا ۱۶ مرداد در گالری سیحون به نشانی خیابان وزرا، خیابان چهارم، پلاک ۱ برپاست.

شکوه: نمایشگاه نقاشی نسرین مروج با نام عبور ۴ تا ۹ مرداد در گالری شکوه برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند برای تماشای این آثار به نشانی فرمانیه، بلوار شهید اندرزگو، خیابان سلیمی شمالی، کوچه امیر نوری، پلاک ۱۹ مراجعه کنند.

شیث: نمایشگاه گروهی نقاشی با آثاری از محمد سلطانی، غزاله محبوب، غزاله نسودی و ساحل یحیایی ۴ تا ۹ مرداد در نگارخانه شیث به نشانی چهارراه ولیعصر، ضلع جنوبی پارک دانشجو، کوچه شیرزاد شرقی برگزار می‌شود.

شیرین: نمایشگاه نقاشی شیما فریدنی با نام دوئت با پارتیتور رنگی و نمایشگاه گروهی مجسمه روایت‌های حلقه ۴ تا ۱۶ مرداد در گالری شیرین برپاست. علاقه‌مندان می‌توانند به آدرس خیابان کریم‌خان زند، خیابان سنایی، کوچه ۱۳ شماره ۵ مراجعه کنند.

فرمانفرما: نمایشگاه آثار ایمان لعلی با نام عهد ۴ تا ۱۸ مرداد در گالری فرمانفرما به نشانی خیابان کریم‌خان زند، خردمند شمالی، کوچه اعرابی ۲ برپاست.

کاما: نمایشگاه نقاشی توران فرهت ۴ تا ۹ مرداد در گالری کاما برپاست. این گالری به نشانی خیابان پاسداران، خیابان گلستان دهم، پلاک ۲۴ طبقه دوم قرار دارد.

ماه مهر: نمایشگاه گروهی سرامیک و مجسمه شاگردان پرویز تناولی ۴ تا ۱۸ مرداد در گالری ماه مهر به نشانی خیابان آفریقا، کوچه نیلوفر، پلاک ۷ برپاست.

برای برگزاری یک گالری در تهران، ابتدا بایستی با صاحب گالری، مشورت کنید. قراردادی منعقد کرده و در صورت نیاز، اجاره روزانه پرداخت شود. انتخاب یک کیوریتور می تواند فرصت مارکتینگ آثار شما و جذب مشتری را نیز فراهم کند.

نوشته ۱۰۰۰ مجمسه و تابلو نقاشی در ۳۰ برنامه مرداد ماهی نگارخانه های پایتخت اولین بار در روزیاتو پدیدار شد.

27 جولای 2019 70 views ادامه و دانلود