آهنگ های پیشنهادی

به گزارش “ورزش سه”، بیش از حد یک دهه است عادت داریم شادی گل های منحصر به فردی بعد از گلزنی از کریستیانو رونالدو، اسطوره فوتبال پرتغال و تیم هایی چون منچستریونایتد، رئال مادرید و یوونتوس ببینیم. اما در سالهای اخیر رونالدو یک شادی خاص را بارها تکرار می کند و حالا وی از کلید خوردن این شادی گل سخن گفته است. ستاره محبوب پرتغالی ابتدا مسافتی را دویده، بعد به خودش اشاره می کند و بعد از چرخش دستان خود را با گفتن این عبارت باز می کند؛ Siiuuu.

کریستیانو رونالدو به کانال یوتیوب Soccer.com گفت: “در ذهن من بازیکنان زیادی وجود دارند که من علاقه دارم با آنها بازی کنم. اما اگر قرار به انتخاب باشد اما من یک ستاره بزرگ از کشور خودم را انتخاب خواهم کرد که البته چند سال پیش درگذشت: اوزه بیو.

اوزه بیو یکی از نمادهای پرتغال است و او شخصیتی شگفت انگیز بود. او چند سال پیش درگذشت اما آرزو داشتم روزی کنار او در تیم ملی پرتغال بازی کنم.”

رونالدو همچنین در مورد جشن بعد از گلزنی معروف خود “Siuuu” و چگونگی آغاز علاقه وی به نشان دادن این سبک خوشحالی نیز گفت: “در آمریکا بودیم و مقابل چلسی بازی می کردیم که من گلی به ثمر رساندم و دویده، پریدم و این کلمه را فریاد زدیم؛ Siuuu.

در آن لحظه این کلمه به شکل ناخودآگاه به زبانم آمد اما در ادامه آن را تکرار کردم. حالا بعد از هر بار گلزنی به سمت هواداران می روم و با هم این کلمه را تکرار می کنیم.”

زیباترین گل دوران حرفه ای من؟ “انتخاب یکی از بین حدود 700 گلی که زده ام بسیار دشوار است اما من همیشه ساده ترین جواب را انتخاب می کنم؛ گل آخر و گل بعدی، زیرا برای من همه گل هایم مهم هستند.”

5 آگوست 2019 23 views ادامه و دانلود

به گزارش “ورزش سه”، تانگوی اندومبله چندی پیش با انتقالی 79 میلیون یورویی لیون را به مقصد تاتنهام ترک کرد و به گران ترین بازیکن تاریخ این باشگاه تبدیل شد. ستاره فرانسوی پس از نزدیک به دو سال که تاتنهام خرید قابل توجهی نداشت، راهی این تیم شده و در حال حاضر تنها خرید تابستانی این تیم بوده است. او در بازی های دوستانه اخیر تاتنهام توانسته اندکی ازتوانایی های خود را نشان دهد و پوچتینو از تاتنهامی خواست به این بازیکن زمان بدهند.

سرمربی آرژانتینی موفق تاتنهام در مورد اندومبله گفت:« نباید انتظار داشت اندومبله فورا برای ما بدرخشد. برای او شرایط کمی سخت است و نباید از او انتظار زیادی داشت. باید قبول کنیم که وفق پیدا کردن بازیکن با تیم، فرهنگ و یک کشور جدید زمان می خواهد.

البته او تنها خرید باشگاه تا به اینجا بوده و این کار را سخت تر هم می کند چون معمولا بازیکنان تازه وارد در یک تیم به یکدیگر کمک می کنند اما از این حیث او در تاتنهام تنهاست. باید به او زمان داد ولی در مجموع از شرایطش راضی هستم. او علاقه زیادی به یادگیری و پیشرفت دارد اما برای دیدن بهترین کیفیت او باید صبر کنیم.»

پوچتینو در مورد مصدومیت دله آلی نیز گفت:« من نمی دانم باشگاه چه مدت زمانی را برای دوری وی اعلام کرده؛ اما فکر نمی کنم به موقع آماده حضور در بازی های ابتدای فصل شود. این همان مصدومیت قدیمی اوست.

البته که ما نگرانیم. او هنوز جوان است و 23 سال دارد و طی سال های اخیر بسیار زیاد از ناحیه همسترینگ دچار مصدومیت شده است. ما اینجا هستیم تا تلاش کنیم به وی کمک کنیم. من فکر می کنم او به یک جراحی کوچک نیاز دارد و احتمالاً پس از چند هفته باز می گردد و با تیم همراه خواهد شد.»

5 آگوست 2019 25 views ادامه و دانلود

اثری دیگر در این ساعت از وبسایت ماهور موزیک متن آهنگ خاص و بسیار زیبای مصطفی پاشایی انتشار یافته از دل سنگ

دل سنگ – مصطفی پاشایی

(بیشتر…)

5 آگوست 2019 25 views ادامه و دانلود

پس از یک هفته تعویق به دلیل نقص فنی، هند سفینه چندرایان-۲ را با موفقیت به سمت ماه پرتاب کرد.

سفینه چندرایان-۲ امروز دوشنبه ساعت دو و پانزده دقیقه به وقت محلی (۹:۱۳ به وقت گرینویچ) از ایستگاه فضایی سریهاریکوتا پرتاب شد.

رئیس سازمان فضایی هند گفت سازمانش پس از تلاش نافرجام اول، “خیلی موفق به ماموریت خود بازگشت.”

هند امیدوار است این سفینه ۱۴۵ میلیون دلار نخستین سفینه‌ای باشد که در قطب جنوبی ماه فرود می‌آید.

این سفینه که اکنون در مدار زمین است و ۲۳ روز دراین مدار خواهد بود و پس از مانورهایی به مدار ماه خواهد رفت.

پرتاب این سفینه زنده از تلویزیون پخش شد و دقایقی بعد از پرتاب، زمانی که موشک از جو زمین بیرون می‌رفت، شادی در اتاق کنترل “تحقیقات فضایی هند” موج زد.

برای نخستین بار در تاریخ فضاپیمایی هند، یک ماموریت بین‌سیاره‌ای را دو زن هدایت می‌کنند، موتایا وانیتا مدیر پروژه و ریتا کاریدا مدیر عملیات.

این مشکل‌ترین ماموریت سازمان فضایی هند است و کی سیوان رئیس این سازمان بعد از پرتاب موشک گفت : “این ماموریت، آغاز سفر تاریخی هند به ماه است.”

نارندا مودی نخست‌وزیر هند این ماموریت را برای اینکه “کاملا بومی” است تحسین کرد.

پرتاب چندرایان-۲ به سمت ماه مصادف شده است با پنجاهمین سال فرود انسان بر ماه در حالی که در اصل قرار بود ۱۵ ژوئیه پرتاب انجام شود اما ۵۶ دقیقه پیش از پرتاب، “در سامانه پرتاب نقص فنی مشاهده” و ماموریت متوقف شد.

به گفته رسانه‌های هند علت این تعویق، نشت گاز هلیم بود که متخصصان آن را برطرف کردند. یک منبع در سازمان فضایی هند گفت”رفع کردنش ساده بود اما مشکل جدی بود که می‌توانست به شکست بزرگی منجر شود.”

در صورت موفقیت، هند چهارمین کشوری خواهد بود که بر ماه سفینه فرود می‌آورد.

تا به حال فقط اتحاد جماهیر شوروی سابق، آمریکا و چین موفق به این کار شده‌اند. در آوریل سال ۲۰۱۹ تلاش اسرائیل برای فرود آوردن سفینه “برشیت” بر ماه شکست خورد. آن فضاپیما به ماه رسید، اما به دلیل مشکلات فنی در دقایق پایانی فرود، نتوانست سالم بر ماه بنشیند.

هدف پروژه چندرایان-۲ جمع آوری اطلاعات درباره آب، مواد معدنی و چگونگی تشکیل سنگ در سطح ماه است.

5 آگوست 2019 26 views ادامه و دانلود

اثری دیگر در این ساعت از وبسایت ماهور موزیک متن آهنگ خاص و بسیار زیبای یار قدیمی انتشار یافته از آرون افشار

آرون افشار – یار قدیمی

(بیشتر…)

5 آگوست 2019 40 views ادامه و دانلود

اثری دیگر در این ساعت از وبسایت ماهور موزیک متن آهنگ خاص و بسیار زیبای عشق دو طرفه انتشار یافته از علی دیباج

علی دیباج – عشق دو طرفه

(بیشتر…)

5 آگوست 2019 27 views ادامه و دانلود

Fermi paradox / پارادوکس فرمی

جهان بی‌نهایت بزرگ است؛ آن‌قدر بزرگ که حتی می‌تواند انواع بی‌شمار حیات را در خود جا داده باشد. پس اگر این‌طور است، سایر موجودات زنده غیرزمینی‌ها کجا هستند؟

پارادوکس فرمی به موضوع بحث‌بر‌انگیزی اشاره می‌کند که براساس آن، با وجود میلیارد‌ها ستاره صرفا در کهکشان راه شیری و تعدادی بی‌شمار در خارج از این محدوده، تا‌کنون نشانه‌ای از تمدن‌ها‌ی فرا‌زمینی دیده‌ نشده‌ است. حال، دلیل این موضوع چیست؟ این سؤال بسیار خوبی است که از دهه‌ها پیش شکل گرفته و نسل‌ها‌ی متوالی دانشمندان و متفکران با آن مواجه بوده و به‌دنبال پاسخ آن گشته‌اند.

پیشنهاد می شود مقاله نگاهی به پارادوکس فرمی و معادله دریک را مطالعه فرمایید

بعضی گمان می‌کنند ممکن است موجودات فرا‌زمینی فعالیت بسیار کمی داشته‌ باشند و بعضی دیگر گمان می‌کنند مانعی نامرئی بر سر راه رشد و تکامل آن‌ها وجود‌ دارد یا حتی شاید آن‌ها کاری با ما ندارند. الکساندر برزین، فیزیک‌دان نظری از دانشگاه پژوهش‌ها‌ی بین‌المللی الکترونیک و تکنولوژی (MIET) روسیه، سال گذشته درباره‌ی اینکه چرا ما در جهان، تنها به‌نظر می‌رسیم، توضیحاتی ارائه داد و آن را اولین و آخرین راه‌حل پارادوکس فرمی نامید.

براساس مقاله‌ی برزین که هنوز دانشمندان دیگر آن را بررسی نکرده‌‌اند، پاسخ این پارادوکس بسیار پیش‌ پا افتاده است و به فرضیه‌ها‌ی بحث‌بر‌انگیز نیاز ندارد. بااین‌حال، ممکن است پذیرش آن مشکل باشد؛ چرا که آینده‌ای برای تمدن ما پیش‌بینی می‌کند که از انقراض هم بد‌تر است.

از دیدگاه برزین، مشکل بسیاری از جواب‌ها‌ی داده‌شده به پارادوکس فرمی این است که آن‌ها تمدن‌ها‌ی فرا‌زمینی را بسیار دقیق و با جزئیات توصیف می‌کنند. برزین می‌گوید:

به جزئیات طبیعی تمدن‌ها‌ی میان‌ستاره‌ای نباید بسیار توجه شود و مهم باشد. آن‌ها می‌توانند سیستم‌ها‌ی زیستی شبیه‌ به ما باشند یا موجوداتی که بر ضد خالقشان انقلاب کرده‌اند یا حتی مغز‌ها‌یی به‌اندازه‌ی یک سیاره؛ درست شبیه آنچه در رمان فلسفی و علمی‌تخیلی Solaris می‌بینیم.

البته با این حد انتظار از تمدن‌ها‌ی فرا‌زمینی، باز‌هم نشانه‌ای از آن‌ها در سراسر کیهان ندیده‌ایم؛ اما به‌گفته‌ی برزین، برای حل پارادوکس فرمی، تنها پارامتری که برای توصیف حیات فرازمینی باید به آن اهمیت دهیم، آستانه‌ای فیزیکی برای مشاهده‌ی وجود این‌گونه تمدن‌ها است.

برزین توضیح می‌دهد:

تنها متغیری که به‌صورت عینی می‌توانیم اندازه‌گیری کنیم، احتمال شناسایی‌پذیرشدن حیات از فضای بیرونی در محدوده‌ی مشخصی از زمین است. اجازه‌ دهید برای سادگی این پارامتر را A بنامیم.

اگر تمدنی فرازمینی به هر طریقی نتواند به حد پارامتر A برسد، چه با توسعه‌ی سفر میان‌ستاره‌ای، چه با ارتباطات رادیویی در فضا یا با روش‌های دیگر، می‌تواند همچنان وجود داشته باشد؛ اما در حل پارادوکس فرمی به ما کمکی نمی‌کند.

درحقیقت، سناریو‌ برزین برای حل پارادوکس فرمی، یعنی به‌قول خود او اولین و آخرین راه‌حل این پارادوکس چندان خوشایند به‌نظر نمی‌رسد. فرضیه‌ای که برزین در‌ نظر می‌گیرد، این است: چه اتفاقی می‌افتد اگر اولین تمدنی که به‌ ما می‌رسد و خودش را نشان می‌دهد، برای گسترش تمدنش بخواهد ما را ریشه‌کن کند؟

برزین توضیح‌ داد:

این فرضیه لزوما بدین‌معنی نیست که تمدن فرا‌زمینی بسیار قدرتمند از قصد و هوشیارانه بخواهد همه‌ی گونه‌ها‌ی دیگر حیات را از بین‌ ببرد؛ بلکه ممکن است اصلا متوجه این کار نباشد. درست مانند زمانی‌که کارگران ساختمانی برای ساخت خانه، تپه‌ی کوچکی را از بین می‌برند که زیستگاه مورچه‌ها است؛ زیرا آن‌ها فاقد انگیزه برای حفاظت از آن تپه هستند.

پس آیا منظور برزین این است که ما همان مورچه‌ها هستیم و دلیل اینکه هنوز نشانه‌ای از تمدن‌ها‌ی فرا‌زمینی ندیده‌ایم، این است که هنوز تمدنمان را اشکال برتر و تصورناپذیر حیات ویران‌ نکرده‌اند؟ خیر، ما آن مورچه‌ها نیستیم و دلیل ندیدن تمدن دیگر نیز این فرضیه نیست؛ بلکه ما خودمان کسانی هستیم که جهان‌ها‌یی را نابود کرده‌ایم که تمام این مدت به‌دنبال آن‌ها می‌گشتیم.

برزین نوشت:

در‌نظرگرفتن فرضیه‌ی مذکور کار درستی است؛ اما معنی آن چیست؟ آینده‌ی ما چه می‌شود؟ تنها راهی که برای توضیح این مسئله داریم، اصل آنتروپیک (اصل انسان‌نگر) است. ما اولین کسانی هستیم که به پهنه‌ی میان‌ستاره‌ای پا گذاشته‌ایم و به‌نظر می‌رسد آخرین کسانی هستیم که آن را ترک می‌کنیم.

دوباره تأکید می‌کنیم نیازی نیست چنین ظرفیت تخریبی را به‌طورکامل و با جزئیات بشناسیم؛ بلکه می‌توانیم آن را به‌صورت سیستمی در‌ نظر بگیریم که هیچ‌گونه محدودیتی ندارد و کنترل آن از عهده‌ی هرکسی خارج است. مثالی که برزین برای روشن‌شدن بهتر این موضوع بیان می‌کند، مثال نظام سرمایه‌داری بازار آزاد است است و دیگری می‌تواند خطرهای مربوط‌ به هوش مصنوعی افسار‌گسیخته‌ای باشد که از کنترل خارج شده است.

برزین نوشت:

هوش مصنوعی بد‌ذات می‌تواند گروه بزرگی از کهکشان‌ها را با کپی‌ها‌یی از خودش پر‌ کند و هر منظومه‌ی خورشیدی را به ابر‌کامپیوتر تبدیل‌ کند و فایده‌ای هم ندارد که بپرسیم چرا این کار را می‌کند. تنها مسئله‌ مهم این است که می‌تواند این کار را انجام‌ دهد.

این دیدگاه وحشتناکی از پارادوکس فرمی محسوب می‌شود و در‌اصل ممکن است ما برندگان مسابقه‌ی مرگ‌باری باشیم که حتی خودمان هم نمی‌دانستیم در آن شرکت‌ کرده‌ایم و طبق گفته‌ی اندرو مسترسون در کازموس، ما خودمان بر‌طرف‌کننده‌ی پارادوکس هستیم. حتی خود برزین اعتراف‌ کرد آرزو می‌کند دیدگاهش درباره‌ی این پارادوکس اشتباه باشد؛ ولی از هیچ بهتر است و اینکه سایر دانشمندان بسیار خوش‌بین هستند که روزی در‌باره‌ی حیات فرا‌زمینی پیشرفته خبر‌ها‌یی بشنویم.

باوجوداین، دیدگاه‌ها‌ی این فیزیک‌دان جدید‌ترین ادعا‌ها‌ی علمی بر این قضیه است که چرا وقتی به آسمان و ستاره‌ها نگاه می‌کنیم، خودمان را در فضا و زمان تنها می‌بینیم. آرزو‌یمان این است که این درست نباشد و در فضا و زمان تنها نباشیم. برای دسترسی به این مقاله می‌توانید به نشانی arXiv.org مراجعه کنید.

5 آگوست 2019 27 views ادامه و دانلود

 

زمین، سومین سیاره‌ی منظومه‌ی شمسی و تنها سیاره‌ی سکونت‌پذیر شناخته‌شده تاکنون، همانند تمام دیگر جهان‌های منظومه‌ی شمسی و البته خورشید، بیش از ۴.۵ میلیارد سال پیش شکل گرفت. جاذبه‌ی زمین رابطه‌ی مستقیمی با اجرام فضایی اطراف آن یعنی خورشید و ماه دارد. ماه تنها قمر زمین است و زمین هر ۳۶۵.۲۶ روز یک بار به دور خورشید می‌چرخد.

عامل اصلی شکل‌گیری فصل‌ها، انحراف محور زمین نسبت به صفحه‌ی مداری آن است. برهم‌کنش جاذبه‌ای بین زمین و ماه به جزر و مدهای اقیانوسی منجر می‌شود. زمین‌ متراکم‌ترین (چگال‌ترین) و بزرگ‌ترین سیاره‌ی سنگی در کل منظومه‌ی شمسی است. سنگ‌کره‌ی (لیتوسفر) زمین از تکتونیک‌ها یا زمین‌ساخت‌های صفحه‌ای تشکیل شده است که طی میلیون‌ها سال جابه‌جا شده‌اند. تقریبا ۷۱ درصد از سطح زمین با آب پوشیده شده است که بیشترین بخش آن را اقیانوس‌ها تشکیل می‌دهند.

۲۹ درصد باقی‌مانده را قاره‌ها و جزیره‌ها تشکیل می‌دهند و منابع آبی متعددی مثل دریاچه‌ها و رودخانه‌ها در خشکی‌ها دیده می‌شود. بخش زیادی از مناطق قطبی با یخ پوشیده شده است. زمین یک هسته‌ی آهنی جامد و یک هسته‌ی بیرونی مایع دارد که عامل اصلی تولید میدان مغناطیسی این سیاره است.

حیات طی چند میلیارد سال اولیه‌ی پیدایش زمین، روی این سیاره ظاهر شد. پیدایش اقیانوس‌ها بر جو و سطح زمین تأثیر گذاشت و اولین موجودات زنده‌ی هوازی و غیرهوازی به وجود آمدند. فاکتورهای متعدد مثل فاصله‌ی مناسب زمین تا خورشید در شکل‌گیری و رونق حیات نقش دارند. زمین در تاریخ طولانی خود شاهد دوره‌های متعدد حیات و چندین انقراض انبوه بوده است. بیش از ۹۹ درصد از گونه‌هایی که در گذشته روی زمین زندگی می‌کردند، امروزه منقرض شده‌اند. درحال‌حاضر، جمعیت انسانی زمین به بیش از ۷.۶ میلیارد نفر می‌رسد.

سیاره زمین

شکل‌گیری

باوجود اطلاعات زیادی که از سیاره‌های منظومه‌ی شمسی طی سال‌های اخیر به دست آمده است، هنوز تردیدهایی در مورد نحوه‌ی شکل‌گیری آن‌ها وجود دارد. درحال‌حاضر، دو نظریه‌ی اصلی برای نحوه‌ی شکل‌گیری سیاره‌ها وجود دارد. اولین و پذیرفتنی‌ترین نظریه، نظریه‌ی تجمع هسته است که سازگار با سیاره‌های سنگی مثل زهره و زمین است؛ اما در مورد غول‌های گازی چندان پاسخگو نیست. دومین نظریه، نظریه‌ی ناپایداری دیسک است که برای غول‌های گازی مناسب‌تر است.

نظریه‌ی تجمع هسته

براساس مدل تجمع هسته (core accretion)، در ابتدا هسته‌های سنگی سیاره‌ها شکل گرفتند؛ سپس عناصر سبک‌تر، گوشته و پوسته‌ی سیاره‌ها را تشکیل دادند. در دنیاهای سنگی، عناصر سبک‌تر دیگر جو را تشکیل دادند. با بررسی سیاره‌های فراخورشیدی (خارج از منظومه‌ی شمسی) نظریه‌ی تجمع هسته را می‌توان نظریه‌ی شکل‌گیری غالب دانست.

در ابتدا هسته‌ی سنگی زمین با پیوستن عناصر سنگین به یکدیگر، شکل گرفت. مواد سنگین در مرکز ته‌نشین شدند و مواد سبک‌تر پوسته را تشکیل دادند. احتمالا میدان مغناطیسی زمین هم در همین دوره شکل گرفته است. جاذبه بخشی از گازها را جذب کرده و به‌این‌ترتیب جو اولیه‌ی سیاره تشکیل شد.

تجمع هسته

درست در اوایل حیات زمین، سیارک بزرگی به آن برخورد کرد و بخشی از گوشته‌ی این سیاره وارد فضا شد. براساس یک فرضیه‌، این سیارک هم‌اندازه با مریخ و جرم آن ۱۰ درصد جرم زمین بوده است. احتمالا جاذبه، ذرات حاصل از برخورد را به یکدیگر وصل کرده است و به‌این‌ترتیب ماه، قمر زمین تشکیل شد.

جریان گوشته زیر سطح پوسته منجر به تکتونیک‌های صفحه‌ای (حرکت صفحات بزرگ سنگی روی سطح زمین) شد. برخوردها و فرسایش منجر به ایجاد کوه‌ها و آتشفشان‌ها شد و به‌این‌ترتیب مجددا گازهای بیشتری وارد جو زمین شدند.

اگرچه جمعیت سیاره‌ها و سیارک‌های عبوری به بخش داخلی منظومه‌ی شمسی امروزه بسیار کم است اما تعداد این اجرام در اوایل حیات منظومه‌ی شمسی و خورشید بالا بود. درنهایت برخورد اجرام یخی باعث جمع شدن آب روی سطح زمین و شکل‌گیری اقیانوس‌ها شد.

مروری بر تاریخچه‌ی زمین

مرور تاریخچه‌ی زمین برای پی بردن به ماهیت فیزیکی و شیمیایی امروزی آن و چگونگی تکامل حیات ضروری است. تکامل قاره‌ها، اقیانوس‌ها، جو و بیوسفر تاریخچه‌ی زمین را تشکیل می‌دهند. لایه‌های سنگی سطح زمین نشانه‌ای بر فرآیندهای تکاملی طی میلیون‌ها سال است. با بررسی سوابق سنگ‌ها می‌توان پیشرفت و تغییرات دوره‌های مختلف را ردیابی کرد.

ابر دوران پرکامبرین (به ترتیب شامل دوره‌های: هادئون، ائون آرکئون، پروتروزوئیک)

ابَردوران پرکامبرین اولین ابر دوران تاریخچه‌ی زمین است که از پیدایش زمین (هادئون) آغاز می‌شود و تا پروتروزوئیک ادامه می‌یابد. این دوره آغاز تحول‌های مهم در ساختار داخلی و سطحی زمین است.

۴.۶ میلیارد سال پیش، زمین پوشیده از گدازه‌ بود، شباهتی به شکل امروزی خود نداشت و سکونت‌ناپذیر بود. بین ۴ تا ۲.۵ میلیارد سال پیش، فرایند سردشدن زمین آغاز شد. زمین در این دوره که به نام ائون آرکئون شناخته می‌شود، سبک تکتونیکی متفاوتی داشت. در این دوره به‌مرور صفحات قاره‌ای و سنگ‌ها شکل گرفتند. بعضی دانشمندان معتقدند به‌دلیل دمای بالا و داغ بودن زمین در این دوره، حرکت تکتونیک‌های صفحه‌ای شدیدتر بوده و بازیابی مواد پوسته‌ای هم با سرعت بیشتری انجام می‌شده است.

سنگ‌های آرکئون برخلاف دوره‌ی پروتروزوئیک اغلب شامل اشکال دگرگونی رسوب‌های اقیانوسی و آتش‌فشانی هستند. سنگ‌های کربناتی نادر هستند و نشان می‌دهند اقیانوس‌ها در این دوره اسیدی‌تر از دوره‌ی پروتروزوئیک بوده‌اند. کمربندهای گرینستون شامل مجموعه‌ای از سنگ‌های دگرگونی هستند که در این دوران رایج بوده‌‌اند.

اگر یک روز را در زمین آغازین بگذرانید، با چنین شرایطی روبه‌رو خواهید شد

در این دوره، اقلیم و شرایط آب‌وهوایی نسبت به پیدایش زمین (هادئون) پایدارتر شد و بخار آب به شکل‌گیری اقیانوس‌ها منجر شد و در پی آن خشکی‌ها و قاره‌ها شکل گرفتند. با سرد شدن زمین، شکل‌های جدیدی از حیات شروع به رشد کردند. در این دوره، اکسیژنی در جو وجود نداشت و سیانوباکتری‌ها می‌توانستند نور خورشید را به انرژی تبدیل کنند. در آب‌های سطحی فرآیندهای سوخت‌وساز را انجام می‌دادند و اکسیژن دفع می‌کردند.

پس از دوران آرکئون یون، دوره‌ی پروتروزوئیک آغاز می‌شود که قدمت زمین‌شناسی این دوره‌ به ۲.۵ میلیارد تا ۵۷۰ میلیون سال پیش بازمی‌گردد. دگرگونی سنگ‌ها در این دوره کمتر از سنگ‌های آرکئون است. در این دوره اکسیژن موجود در جو افزایش می‌یابد و شکل جدیدی از حیات هوازی روی زمین شکل می‌گیرد؛ اما دیگر اثری از سیانوباکتری‌ها نیست زیرا اکسیژن برای آن‌ها سم است. اکسیژنی که این موجودات تولید کردند، در این دوره به بلای جانشان تبدیل شد و درنتیجه بحران اکسیژنی آغاز شد.

سیانوباکتری‌‌ها بخشی از اکسیژن را وارد جو کردند

در این زمان، فراوانی متان در جو زمین بیشتر بود. متان یکی از مهم‌ترین گازهای گلخانه‌ای است که قابلیت به دام انداختن گرمای جو را دارد. فرآورده‌ی ترکیب اکسیژن با متان، کربن‌دی اکسید بود اما ازآنجاکه اثر گلخانه‌ای برای به دام انداختن گرما قوی نبود، زمین وارد یک دوره یخبندان شد که ۳۰۰ میلیون سال به طول انجامید.

یکی از پیامدهای مهم جو سرشار از اکسیژن، ظهور یوکاریوت‌های هوازی بود. قبل از فرایند اکسیژنی شدن، حیات روی زمین از نوع غیرهوازی بود. مقادیر بالای اکسیژن موجود در جو، منجر به ظهور نسل جدیدی از جانداران هوازی شد و به‌این‌ترتیب پیچیدگی حیات افزایش یافت. برای مثال، جانداران چندسلولی در این دوره پدید آمدند اما فراوانی کربن دی‌اکسید از گوناگونی یوکاریوت‌ها جلوگیری کرد.

به‌دلیل افزایش اکسیژن، لایه‌ی اوزون زمین ضخیم شد. قبل از لایه‌ی اوزون، حیات روی زمین محدود به آب‌های کم‌عمق و سطحی بود؛ اما ازآنجاکه لایه‌ی اوزون مثل سپری دربرابر تشعشعات مضر عمل می‌کند، حیات شکل عمیق‌تری به خود گرفت.

ابر دوران فانروزوئیک (شامل دوران‌های پالئوزوئیک، مزوزوئیک و سنوزوئیک)

به ابردوران فعلی زمین‌شناسی گفته می‌شود که دو دوره از آن تاکنون سپری شده است و انسان در دوران سوم یعنی سنوزوئیک زندگی می‌کند. در این دوره، حیات شکل کامل‌تری به خود گرفت و اولین حیوانات مهره‌دار ظهور پیدا کردند. دوره‌ی فانروزوئیک به سه بخش: پالئوزوئیک، مزوزوئیک و سنوزوئیک تقسیم می‌شود و هرکدام از این دوران‌ها به عصرهای مختلف تقسیم می‌شوند. دوران پالئوزوئیک ظهور ماهیان، دوزیستان و خزندگان. دوران مزوزوئیک، دوران حکمرانی خزندگان و تکامل پستانداران، پرندگان و به‌ویژه دایناسورها است. عصر سنوزوئیک عصر حکمرانی پستانداران است که اواخر آن به انسان اختصاص دارد.

پالئوزوئیک (۵۴۱ تا ۲۴۵ میلیون سال پیش) انفجار کامبرین و سوابق فسیل‌ها

انفجار کامبرین، بزرگ‌ترین گوناگونی حیات در کل تاریخچه‌ی زمین است. همه‌چیز قبل از این دوران، پیش‌کامبرین نامیده می‌شود. انفجار کامبرین با عصر بی‌مهرگان آغاز می‌شود. در این دوره سخت‌پوست‌های بی‌مهره در اقیانوس‌ها شکل گرفتند و حیات از این نقطه شکل پیچیده‌تری به خود گرفت.

پس‌ازاین عصر، عصر دونین یا عصر ماهی‌ها آغاز می‌شود. سپس اولین حیوانات مهره‌دار به تکامل می‌رسند. دوزیست‌ها در قاره‌ی گونداوا زندگی می‌کنند. براساس پژوهش‌ها، انسان ویژگی‌های مشابه و مشترک زیادی با پیشینیان مهره‌دار خود دارد. برای مثال ستون فقرات، آرواره و دهان انسان مشابه ماهی‌های ماقبل تاریخ است.

جانداران پرمیان

یک نمونه جاندار عصر پرمیان

در عصر پالئوزویک جنگل‌های بارانی متعددی به وجود آمدند؛ اما به‌دلیل تغییرات ناگهانی اقلیم و گرمایش جهانی، عصر جدیدی از انقراض زمینی و دریایی آغاز شد. به این رویداد، فروپاشی جنگل‌های بارانی کربنی گفته می‌شود. گیاه‌ها و مرداب‌ها دفن، و به منابع زغال‌سنگ زیرزمینی تبدیل شدند. به‌این‌ترتیب خشکی‌ها افزایش پیدا کردند و بستر مناسبی برای خزندگان فراهم شد.

دوره‌ی پالئوزوئیک با بزرگ‌ترین انقراض کل تاریخ زمین به پایان می‌رسد. انقراض پرمیان، تریاسه منجر به ناپدید شدن ۹۶ درصد از کل گونه‌های دریایی شد. تقریبا ۷۰ درصد از گونه‌های مهره‌داران زمینی هم در این دوره محو شدند. البته اختلاف‌نظر در مورد انقراض پرمیان، تریاسه زیاد است؛ اما همه بر این موضوع توافق دارند که برخورد سیارکی عظیم منجر به این انقراض شده است.

دوره‌ی مزوزوئیک (۲۴۵ تا ۶۶ میلیون سال قبل) عصر خزندگان و دایناسورها

با گرم‌ شدن و خشک شدن آب‌وهوا و از بین رفتن جنگل‌های بارانی، عصر خزندگان آغاز شد. خزندگان با دوزیستان عصر قبل از خود متفاوت بودند زیرا روی زمین تخم‌گذاری می‌کردند. درواقع آن‌ها با زندگی روی زمین به تکامل رسیدند و تکامل در این شرایط به مزیت منحصربه‌فرد آن‌ها تبدیل شد.

با تغییر شرایط، دایناسورها به تکامل رسیدند. این جانداران خزنده‌مانند دارای پوست فلس‌دار و تخم‌های سخت بودند. برخی دایناسورها گیاهخوار و برخی دیگر گوشت‌خوار بودند. دایناسورها طی ۱۶۰ میلیون سال بر مهره‌داران زمین حکومت کردند.

جنگل کانیفر

جنگل‌های ماقبل تاریخ کانیفر

عصر کانیفرها (یک نوع کاج مخروطی شکل) در دوره‌ی مزوزئویک، آغاز عصر گسترش گیاهان دانه‌دار بود. کانیفرها مقادیر زیادی کربن ذخیره می‌کنند. در نتیجه میزان اکسیژن موجود در جو در مقایسه با امروز ۳۵ به ۲۱ درصد بود. علاوه‌بر این، این درخت‌ها زیستگاهی سکونت‌پذیر و منبع غذایی گونه‌های خاص جانوری بودند.

در این دوران، پانگه‌آ بزرگ‌ترین قاره‌ی زمین بود. تمام دایناسورها روی این قاره زندگی می‌کردند. با حرکت تکتونیک‌های صفحه‌ای این قاره تجزیه شد. قدمت دایناسورها به ۱۶۰ میلیون سال می‌رسد. پس از تجزیه‌ی قاره، گوناگونی این خزندگان هم افزایش یافت.

دوره‌ی مزوزوئیک به‌طورکلی از سه عصر تریاسه، ژوراسیک و کرتاسه تشکیل شده است. دوره‌ی تریاسه بازه‌ی زمانی ۲۵۲ میلیون تا ۲۰۱ میلیون سال قبل را تشکیل می‌دهد. دوره‌ی ژوراسیک بین دوره‌ی رویداد انقراض پرمیان، تریاسه و انقراض تریاسه، ژوراسیک قرار دارد و به سه دوره‌ی پیشین، میانی و پسین تقسیم می‌شود.

در دوره‌ی تریاسه‌ی پیشین، زمین به‌شدت خشک شد به‌طوری‌که ۹۵ درصد از گونه‌های حیات منقرض شدند و متداول‌ترین نمونه‌های حیات مهره‌داران در این دوره لیستراساروس، لابیرینتودونت و اوپارکریا هستند که از انقراض پرمیان جان سالم به در بردند. گونه‌های موسوم به تمنوسپوندیل هم طی این دوره به شکارچی غالب تریاسه تبدیل شدند.

نوتوساروس

نوتوساروس، یکی از خزندگان عصر تریاسه

تریاسه‌ی میانی دوره‌ی ۲۴۷ تا ۲۳۷ میلیون سال پیش را دربرمی‌گیرد. این دوره آغاز تجزیه‌ی قاره‌ی پانگه‌آ و باز شدن دریای تتیس است. در این دوره اکوسیستم‌ها احیا می‌شوند. خزه‌های دریایی، مرجان‌ها و خرچنگ‌ها احیا می‌شوند و خزندگان آبی جدیدی مثل نوتوساروس به تکامل می‌رسند. جنگل‌های کاج در این دوره رشد کردند و گروهی از حشرات مثل مگس‌ها و حشرات میوه‌خوار ظهور کردند. خزندگان، بزرگ‌تر شدند، اولین گونه‌های کرودکودیل و دایناسورها به تکامل رسیدند و با بزرگ‌ترین دوزیستان که قبلا حاکم دنیای آبی بودند به رقابت پرداختند.

در دوره‌ی تریاسیه‌ی پسین که به ۲۳۷ تا ۲۰۱ میلیون سال قبل بازمی‌گردد، بارندگی به‌شدت افزایش یافت. تکامل دایناسورها به اوج خود رسید و اولین پترساوروس‌ها به تکامل رسیدند. در این دوره تغییرات اقلیمی دومین رویداد انقراض یعنی تریاسه، ژوراسیک را رقم زد که در آن بسیاری از گونه‌های ارکوزاروس (به غیر پترساروس، دایناسورها و کروکودیل‌سانان) اغلب سیناپسیدها و بیشترین جمعیت دوزیستان و تقریبا ۳۴ درصد از گونه‌های دریایی منقرض شدند. هنوز در مورد دلیل انقراض این گونه‌ها اختلاف‌نظر وجود دارد. اما انفجارهای آتشفشانی و بازالت‌های سیلابی در آتلانتیک مرکزی یکی از دلایل اصلی این رویداد است.

ژوراسیک

عصر ژوراسیک به بازه‌ی زمانی ۲۰۰ میلیون تا ۱۴۵ میلیون سال پیش گفته می‌شود و از سه دوره تشکیل شده است: ژوراسیک پیشین، میانی و پسین.

ژوراسیک پیشین، بازه‌ی ۲۰۰ تا ۱۷۵ میلیون سال پیش را تشکیل می‌دهد. آب‌وهوا در این دوره گرم و مرطوب است و رطوبت آن از تریاسه بیشتر است. در اقیانوس‌ها، فراوانی گونه‌هایی مثل پلییوساوروس دیده می‌شود. در زمین آرکوزورها و دایناسورها به نژاد غالب تبدیل شدند و تروپادها در رأس زنجیره‌ی غذایی قرار گرفتند. اولین گونه‌ی کروکودیل‌ها در این دوره به تکامل رسیدند و دوزیستان را در معرض خطر انقراض قرار دادند. اولین پستانداران واقعی هم در این دوره به تکامل رسیدند، البته با وجود جمعیت کم، به‌سرعت در کل زمین پراکنده شدند.

عصر ژوراسیک میانی، دوران اوج حکمرانی خزندگان به‌ویژه دایناسورها بود

ژوراسیک میانی، بازه‌ی ۱۷۵ تا ۱۶۳ میلیون سال پیش را تشکیل می‌دهد. در این دوره، دایناسورها ازجمله گونه‌های ساروپاد مثل دیپلودوکوس و براکیازاروس بزرگ‌ترین گونه‌ها گیاه‌خوار بودند که توسط شکارچیانی مثل آلوزاروس شکار می‌شدند. جنگل‌های کانیفر بخش زیادی از پوشش گیاهی این دوران را تشکیل می‌‌دادند. در اقیانوس‌های گونه‌های پلیسوساروس رواج بیشتری داشتند. این دوره اوج حکمرانی خزندگان بود.

ژوراسیک پسین، دوره‌ی ۱۶۳ تا ۱۴۵ میلیون سال پیش را تشکیل می‌دهد. طی این دوره، اولین آویالان‌ها از جمله ارکئوپتریکس به تکامل رسیدند. افزایش سطح آب‌ها، مسیر دریابی آتلانتیک را باز کرد. پیدایش قاره‌های متعدد، گوناگونی دایناسورهای این دوره را افزایش داد.

کرتاسه

کرتاسه طولانی‌ترین عصر از دوران مزوزوئیک است و تنها از دو عصر تشکیل شده است: کرتاسه‌ی پیشین و پسین. کرتاسه‌ی پیشین بازه‌ی زمانی ۱۴۵ تا ۱۰۰ میلیون سال پیش را دربرمی‌گیرد. در کرتاسه‌ی پیشین، گسترش دریاها، رکود و انقراض ساروپادها (به غیر از آمریکای جنوبی) را در پی دارد.

بعضی دایناسورها هم متناسب با نواحی ساحلی و جزیره‌های کوچک به تکامل رسیدند. دایناسورهای دیگر مثل اسپینازاروس، انقراض ژوراسیک، کرتاسه را پشت سر گذاشتند. فصل‌ها در این دوره تشدید و قطب‌ها سردتر شدند اما شرایط برای دوزیستان بزرگ دشوار شد. پستانداران در این دوره گسترش یافتند.

استگوساروس ، ژوراسیک پسین دیلوفوسور ، ژوراسیک پیشین آپوتاساروس ، ژوراسیک پسین آلوزاروس ، ژوراسیک پسین براکیازاروس ، ژوراسیک پسین آرکئوپتریکس (کهن بال) ژوراسیک پسین اسپیناساروس، کرتاسه ولاسیراپتور ، کرتاسه پسین تریسراتوپس ، عصر کرتاسه پسین تیرانازاروس رکس ، عصر کرتاسه پسین

گالری تصاویر ده دایناسور مشهور

کرتاسه‌ی پسین دوره‌ی ۱۰۰ تا ۶۶ میلیون سال پیش را دربرمی‌گیرد. آب‌وهوا در این دوره روبه سرد شدن رفت و این سرما تا دوران سنوزوئیک ادامه پیدا کرد. درنهایت نواحی مرطوب تنها محدود به استوا شدند. دایناسورهایی مثل تیرانازاروس، انکلیوزاروس، تیسراتوپس و هادروساروس، رأس هرم غذایی این دوره بودند.

در اقیانوس‌ها موسازاروس حکمرانی می‌کرد. در پایان عصر کرتاسه، حوادثی مثل فوران‌های آتشفشانی جو را به‌شدت مسموم کرد. به‌دنبال این حوادث و براساس فرضیه‌ها، شهاب‌سنگ بزرگی در ۶۶ میلیون سال پیش با زمین برخورد کرد و حفره‌ی چیکسولوب را به وجود آورد و منجر به انقراض گونه‌ی دایناسورها شد. پنجمین و آخرین رویداد انقراض انبوه در این دوره رخ داد که طی آن ۷۵ درصد از حیات از جمله تمام دایناسورهای غیرپرنده ناپدید شدند و تقریبا می‌توان گفت هرجاندار بیش از ده کیلوگرم از بین رفت. عصر دایناسورها در همین دوره به پایان رسید.

انقراض دایناسورها

دوره‌ی سنوزوئیک (۶۶ میلیون سال قبل) عصر پستانداران و انسان خردمند

دوره‌ی سنوزوئیک با انقراض دایناسورها آغاز شد. پس از برخورد سیارک غول‌آسا به زمین، ابری از غبار مانع رسیدن نور خورشید به زمین شد. دمای زمین به‌شدت پائین آمد و زمینه‌ی انقراض کرتاسه پالئوژن فراهم شد. دوره‌ی سنوزوئیک که به عصر پستانداران هم معروف است، از سه عصر نئوژن، پالئوژن و کواترنری تشکیل شده است.

پستانداران تا قبل از این دوره هم روی زمین زندگی می‌کردند؛ اما تراکم جمعیت آن‌ها به‌دلیل حکمرانی دایناسورها اندک بود. پس از انقراض دایناسورها، پستانداران به بزرگ‌ترین گونه‌ی غالب روی زمین تبدیل شدند و تا امروز هم دوام آورده‌اند.

منبع غذایی اصلی کپی‌ها (گونه‌ای از نخستی‌سانان اجداد انسان) را درختان تشکیل می‌دادند. در مناطقی هم مثل ساوانای آفریقا که درختان کمتری وجود داشت، پوشش علوفه‌ای وجود داشت. در نتیجه کپی‌ها منبع غذایی جدیدی پیدا کردند. کپی‌ها به‌مرور به تکامل رسیدند و توانستند روی دو پا راه بروند.

دوران پالئوژن، ۶۶ میلیون تا ۲۳ میلیون سال پیش را دربرمی‌گیرد و از سه دوره‌ی پالیوسین، ایوسن و الیگوسن تشکیل شده است. این دوره، نقطه‌ی گذار بین انقراض K-Pg (کرتاسه، پالئوژن) تا محیط‌های جنگلی غنی در ایوسین اولیه است. در این دوره، زمین دوباره احیا می‌شود. قاره‌ها به شکل مدرن کنونی درمی‌آیند اما تمام قاره‌ها و شبه‌قاره‌ی هندوستان از یکدیگر جدا می‌شوند.

دریای تتیس، اوراسیا و افریقا را از یکدیگر جدا می‌کند. در این دوره گرمایش جهان افزایش پیدا می‌کند و جنگل‌ها حتی تا قطب‌ها هم گسترش پیدا می‌کنند. کوسه‌ها بر اقیانوس‌های این دوره حکومت می‌کنند.

عصر ایوسن که از ۵۶ تا ۳۳.۹ میلیون سال پیش تشکیل شده، شاهد گونه‌هایی است که در جنگل‌های متراکم زندگی می‌کنند. در میان این‌ گونه می‌توان نمونه‌های اولیه‌ی وال‌ها و اسب‌ها را یافت. پرندگان بزرگی مثل Paracrax در رأس هرم غذایی این دوران قرار دارند. دوره‌ی اولیگوسن از ۳۳.۹ میلیون تا ۲۳.۳ میلیون سال پیش را دربرمی‌گیرد. این دوره آغاز رشد علوفه و پیدایش گونه‌های جدید فیل‌ها، گربه‌ها و سگ‌ها است.

دوره‌ی نئوژن بازه‌ی ۲۳.۰۳ میلیون تا ۲.۵۸ میلیون سال پیش را دربر می‌گیرد و شامل دو عصر است: میوسین و پیلیوسین. در عصر میوسین پوشش گیاهی در بخش زیادی از جهان گسترش پیدا می‌کند و جنگل‌های کلپ (پوشش‌های زیردریایی) و به‌دنبال آن، نسل جدیدی از گونه‌ها از جمله سمورهای دریایی به وجود می‌آیند.

۳۰ گونه کپی در این دوره به تکامل می‌رسند. با ایجاد شبه‌جزیره‌ی عرب، دریای تیتس بسته می‌شود و دریاهای سیاه، سرخ، مدیترانه و خزر به وجود می‌آیند. با مسدود شدن دریای تتیس میزان خشکی زمین هم افزایش پیدا می‌کند. در اواسط میوسین، ۹۵ درصد از گیاهان دریایی به تکامل می‌رسند.

عصر پیلیوسین بازه‌ی ۵.۳۳ تا ۲.۵۸ میلیون سال پیش را در بر می‌گیرد. در این دوره، زمین تغییرات اقلیمی چشمگیری را به خود می‌بیند و درنهایت آتلانتیک از مدیترانه جدا می‌شود. دریای مدیترانه برای چندین میلیون سال خشک بوده است. در این دوره‌ کپی‌های austrolapithecus (جنوبی‌کپیان عفاری) در آفریقا به تکامل می‌رسند. تنگه‌ی پاناما شکل می‌گیرد و حیوانات بین جنوب و شمال آمریکا مهاجرت می‌کنند.

دوره‌ی کواترنری، بازه‌ی زمانی ۲.۵۸ میلیون تا زمان حال را دربرمی‌گیرد و کوتاه‌ترین دوره‌ی زمین‌شناسی در ابردوران فانروزوئیک است. در این دوره، حیوانات مدرن‌تر به تکامل می‌رسند و تغییرات اقلیمی چشمگیرتر می‌شوند. این دوره به دو عصر تقسیم شده است: پلیستوسین و هولوسین.

نئاندرتال

انسان نئاندرتال، عصر پلیوستوسین

عصر پلیوستوسین بازه‌ی ۲.۵۸ میلیون تا ۱۱٬۷۰۰ سال پیش را دربرمی‌گیرد. در این عصر، زمین به‌دلیل روند سرمایشی که از اواسط ایوسین شروع شده بود، عصر یخبندان دیگری را تجربه می‌کند. در نتیجه‌ی این روند، آفریقا به‌شدت خشک شد و صحراهای آفریقا، نامیب، کالاهاری به وجود آمدند.

بسیاری از حیوان‌ها از جمله ماموت‌ها و گرگ‌ها، گربه‌های وحشی و انسان خردمند هم در این دوره به تکامل رسیدند. ۱۰۰ هزار سال پیش، پایان دوره‌ی خشکسالی‌های آفریقا و آغاز تکامل انسان‌های اولیه بود. با پایان پلیوستوسین، انقراض بزرگی منجر به نابودی مگافائون‌ها (پستانداران غول‌آسا) و همچنین گونه‌های انسانیان (هومونید) مثل نئاندرتال‌ها شد. این رویداد بر تمام قاره‌ها اثر گذاشت اما تأثیر آن بر آفریقا کمتر بود؛ به‌طوری‌که هنوز هم پستانداران بزرگی مثل کرگدن را می‌توان در آفریقا پیدا کرد.

عصر هولوسین از ۱۱٬۷۰۰ سال پیش آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است. براساس سوابق ثبت‌شده، کل تاریخ بشر در این دوره‌ی تاریخی قرار دارد. براساس سیر زمانی تکامل تا انسان مدرن کنونی، انسان‌سانان نمونه‌های اولیه‌ی انسانی را تشکیل می‌دادند. این گونه‌ها با سنگ‌های سیلیکونی ابزار می‌ساختند و توانستند به مرور از دست و انگشت خود استفاده کنند. در عصر سنگ، اولین انسان‌ها توانستند آتش را تحت کنترل خود درآورند و به این صورت با پختن غذا، کالری بیشتری جذب کنند. انسان‌های مدرن به مرور توانستند صداهای پیچیده‌تری تولید کنند و اطلاعاتی را در گروه‌های خود به اشتراک بگذارند.

فعالیت‌های انسان از ۱۰ هزار سال پیش منجر به انقراض انبوه گونه‌ها شده است. بخش زیادی از این گونه‌ها از زمان انقلاب صنعتی منقرض شده‌اند. گاهی به این عصر، انقراض ششم هم گفته می‌شود. با درنظر گرفتن مهره‌داران، تعداد گونه‌های منقرض‌شده به ۵۰۰ گونه و تعداد کل گونه‌ها به ۱۹۰۰ گونه می‌رسد. تاریخ انسان تنها ۰.۰۰۴ درصد از تاریخ کل کره‌ی زمین را تشکیل می‌دهد.

ماموت

ماموت‌های ماقبل تاریخ، پلیوسین پیشین

خصوصیات فیزیکی و ترکیب

قطر هسته‌ی زمین تقریبا ۷۱۰۰ کیلومتر است و فقط کمی از نصف قطر کل کره‌ی زمین بیشتر است (تقریبا هم‌اندازه با قطر مریخ). ضخامت هسته‌ی مایع بیرونی به ۲۲۵۰ کیلومتر می‌رسد و هسته‌ی داخلی، جامد است. هسته‌ی زمین عامل اصلی ایجاد میدان مغناطیسی است که از آن در مقابل تشعشعات مضر و باردار خورشید محافظت می‌کند.

در قسمت بالای هسته، گوشته با ضخامت ۲۹۰۰ کیلومتر قرار گرفته است. گوشته کاملا جامد نیست اما سرعت کندی دارد. پوسته‌ی زمین مانند تکه‌های چوب روی آب، روی گوشته شناور است. حرکت کند سنگ‌ها در گوشته منجر به جابه‌جایی قاره‌ها و وقوع زلزله، آتشفشان و ایجاد سلسله‌ کوه‌های متعدد می‌شود.

هسته‌ی خارجی زمین عامل اصلی پیدایش میدان مغناطیسی آن است

دو نوع پوسته بالای گوشته‌ی زمین قرار دارد. زمین خشک قاره‌ها از گرانیت و دیگر مواد معدنی سیلیکاتی سبک تشکیل شده، درحالی‌که کف اقیانوس‌ها اغلب از سنگ‌های آتشفشانی تیره و سنگینی به نام بازالت تشکیل شده است. ضخامت میانگین پوسته‌ی قاره‌ای ۴۰ کیلومتر است، گرچه در بعضی نواحی ضخامت آن متغیر است؛ اما ضخامت پوسته‌ی اقیانوسی تنها به ۸ کیلومتر می‌رسد.

گرمای هسته‌ی زمین در حال افزایش است. دما زیر پوسته‌ی قاره‌ای به ۱۰۰۰ درجه‌ی سلسیوس می‌رسد و به ازای هر یک کیلومتر زیر پوسته، ۱ درجه افزایش می‌یابد. به عقیده‌ی زمین‌شناس‌ها دمای هسته‌ی خارجی زمین تقریبا ۳۷۰۰ تا ۴۳۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد است و دمای هسته‌ی داخلی می‌تواند به ۷۰۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد برسد (داغ‌تر از سطح خورشید).

ترکیب شیمیایی

بیشترین بخش زمین از آهن (۳۲.۱ درصد)، اکسیژن (۳۰.۱  درصد)، سیلیکون (۱۵.۱ درصد)، منیزیم (۱۳.۹ درصد)، سولفور (۲.۹ درصد)، نیکل (۱.۸ درصد)، کلسیم (۱.۵ درصد) و آلومینیوم (۱.۵ درصد) تشکیل شده است. ۱.۲ درصد باقی‌مانده هم از عناصر دیگر تشکیل شده است. هسته‌ی زمین براساس تخمین‌ها ترکیبی از آهن (۸۸.۸ درصد) و مقادیر اندکی نیکل (۵.۸ درصد)، سولفور (۴.۵ درصد) و کمتر از یک درصد عناصر دیگر است.

ساختار زمین

ساختار  زمین

تکتونیک‌های صفحه‌ای و دلیل اهمیت

از عمیق‌ترین اقیانوس‌ها تا مرتفع‌ترین کوهستان‌ها، صفحات تکتونیکی توصیف‌کننده‌ی جابه‌جایی‌های سطحی در زمان حال و گذشته هستند. براساس نظریه‌ی تکتونیک‌ها یا زمین‌ساخت‌های صفحه‌ای، پوسته‌ی بیرونی زمین به چند صفحه تقسیم شده‌ است که روی گوشته (لایه‌ی سنگی بالای هسته) حرکت می‌کنند. این صفحات نسبت به گوشته‌ی زمینی، خشک و سخت هستند.

به این لایه‌ی سرسخت، لیتوسفر هم گفته می‌شود که ضخامت آن به ۱۰۰ کیلومتر می‌رسد. لیتوسفر شامل پوسته و بخش خارجی گوشته است. زیر لیتوسفر، آستنوسفر قرار دارد. آستنوسفر بخش نرم و قابل انعطافی است که امکان حرکت لیتوسفر را فراهم می‌کند.

فرضیه‌ی تکتونیک‌ها یا زمین‌ساخت‌های صفحه‌ای در دهه‌ی ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ توسعه یافت. این فرضیه‌ی نسخه‌ی مدرنی از فرضیه‌ی انحراف قاره‌ای است که برای اولین‌بار توسط آلفرد وگنر در سال ۱۹۱۲ مطرح شد.

زمین ساخت صفحه ای

تکتونیک‌های صفحه‌ای

براساس اطلس جهانی، ۹ صفحه‌ روی زمین وجود دارد. این صفحات براساس تغییرات سطح زمین نام‌گذاری شده‌اند که عبارت‌اند از آمریکای شمالی، اقیانوس آرام، اوراسیا، آفریقا، هند استرالیا، استرالیا، هند، آمریکای جنوبی و قطب جنوب.

بزرگ‌ترین صفحه، صفحه‌ی اقیانوس آرام به مساحت ۱۰۳ میلیون کیلومترمربع است. بیشترین بخش این صفحه زیر اقیانوس قرار گرفته است و با سرعت ۷ سانتی‌متر در سال به سمت شمال غربی حرکت می‌کند. دلیل حرکت صفحات، نیروی همرفتی گوشته است. مواد داغ نزدیک به هسته‌ی زمین بالا می‌آیند و سنگ‌های سخت گوشته نشست می‌کنند. فرایند همرفت باعث می‌شود صفحات در لبه‌های اقیانوسی جدا شوند و به سمت مناطق فرورانش حرکت کنند.

قاره‌ها

شخصی که جمله‌ی «دنیا کوچک است» را به زبان آورده، شاید هرگز در کل آن سفر نکرده است. در واقعیت، ابعاد سیاره‌ی زمین بسیار چشمگیر است و پی بردن به بزرگی آن چند هزار سال زمان برده است. ستاره‌شناس‌هایی که به گرد بودن زمین پی بردند تا اولین تلاش‌های موفق کشتی‌رانی، همه در این جهت حرکت کرده‌اند.

در عصر ستاره‌شناسی مدرن، پیشرفت در زمینه‌ی تجهیزات و قابلیت رصد زمین از فضا هم به این فرضیه کمک کرده است. براساس تخمین‌های مدرن، مساحت سطح زمین به ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع می‌رسد.

پوسته‌ی قاره‌ای زمین از مواد کم‌چگالی مثل سنگ‌های گرانیت و اندزیت تشکیل شده است. نمونه‌ی کمتر متداول در پوسته‌ی قاره‌ای، بازالت است. سنگ‌های رسوبی از انباشته شدن رسوب‌های فشرده‌شده شکل می‌گیرند. تقریبا ۷۵ درصد سطح قاره‌ها با سنگ‌های رسوبی پوشیده شده است.

اگرچه این سنگ‌ها تنها ۵ درصد از پوسته را تشکیل می‌دهند. سنگ‌های دگرگونی نوع دیگری از سنگ‌های زمینی هستند که از تبدیل انواع سنگ‌ها در فشارهای بالا یا دماهای بالا یا هردو ساخته می‌شوند. فراوان‌ترین مواد معدنی سیلیکاتی در سطح زمین عبارت‌اند از: کوارتز، فلدسپات، آمفیبول، میکا، پیروکسین و اولیوین. متداول‌ترین مواد معدنی کربناتی شامل کالیست (در سنگ آهک) و دولمیت هستند.

4 آگوست 2019 36 views ادامه و دانلود
دانستنی هایی در مورد مرگ
استیو حدود نیمه شب پس از گذراندن شب با دوستانش به خانه رسید و برای خواب به اتاق خودش رفت. ساعتی بعد مادرش هلن از اتاق پسر ۱۹ ساله اش صدایی شنید، فورا به سراغ او رفت و او را دید که با صورت در بسترش افتاده، استفراغ کرده و در استفراغ خودش به حالت خفگی افتاده و وضع او شبیه کسانی است که به مسمومیت مصرف الکل گرفتارشده اند. استیو خیلی به سختی نفس می کشید. آنقدر سخت که انگار نفس نمی کشید. استیو متعاقب یک صدمه مغزی شدید به مدت ۱۵-۱۰ دقیقه اکسیژن به مغزش نرسیده بود. وضع اوخیلی بد بود و دو ماه بعد اعلام شد که به اغما رفته و وارد مرحله ی زندگی گیاهی شده است. در شرایط زندگی گیاهی بیمار می تواند ناله و خرخر کند ولی به دنیای خارج هیچ عکس العملی نشان نمی دهد.

 کسانی که در زندگی گیاهی هستند می توانند چند هفته و حتی چندین سال در همین حال زنده بمانند، ولی معمولا با عفونت ها، نارسایی اندام و یا مشکلات پیچیده در رابطه با صدمه اصلی می میرند. به طور بسیار  نادر بعضی از آنها توانائی های خود را باز می یابند و می توانند ارتباط برقرار کنند و محیط اطراف خود را درک کنند.

در سال های اخیر متخصصان مغز و اعصاب دریافته اند که شاید حدود ۲۰ درصد بیماران مرحله  ی گیاهی برخی آگاهی ها را بازیابند و پزشکان این بهبودی را از طریق بررسی فعالیت مغز در جوابگویی به پرسش هایشان می شناسند و میزان بهبودی را اندازه می گیرند.

آزمایشات و معاینات روی استیو نشان داد که این آگاهی ها پیدا شده است ولی هنوزبهبودی کامل نیست و او زندگی طبیعی خود را از سر نگرفته است. استیو چگونه این شانس را به دست می آورد که بتواند به سلامت اولیه خود برگردد!

در یک صبح تابستانی هلن متوجه شد که وضع پسرش وخیم شده و دارد می میرد. او رابه بیمارستان منتقل می کند. سی تی اسکن نشان می دهد که قشر سفید مغز او صدمه ی گسترده ای دیده است که شامل قطعه پیشانی و گیجگاهی است که این مناطق مربوط به حافظه، توجه و سایر کارهای سطح بالا و مسائل شناختی مغز می باشند. طبق معیارهای  مرکز اغمای گلاسکو صدمه  ی استیو ۳ از ۱۵ بود که در حداقل است و کمتر از۳ وخیم و منجر به مرگ است.

استیو چند ماه بدون دریافت هیچ نتیجه ای در بیمارستان بود. زندگی گیاهی ممکن است به علت وارد شدن یک ضربه ی شدید به جمجمه و مغز ایجاد شود، یا ممکن است منشاء فیزیکی و ضربه به سر نداشته باشد و علت آن محرومیت از اکسیژن در مغز و یا یک عفونت ویروسی و یا سکته ی مغزی باشد. کسانی که با ضربه صدمه به مغزشان وارد شده ممکن است در سال اول بهبودی هایی نشان دهند، ولی آنانی که مشکلشان با عواملی غیر از ضربه ایجاد شده است مانند استیو اگر در چند ماه اول در آنها بهبودی دیده نشود، معمولادر وضعی فراتراز  ورای امید به بهبودی قراردارند.

کسانی که در مرحله ی زندگی گیاهی قرار دارند، از نظر شناختی به هیچ تحریکی  جواب نمی دهند، البته اگر در آنها ساقه مغز و ناحیه ای که دیانسفال که خواب و بیداری را تنظیم می کند و مسئول رفلکس است و معمولا حفاظت شده است، صدمه ای ندیده باشد از این بابت مشکلی ندارند.

پایه مغز عملیات خودکار نظیر تنفس، فشار خون، قلب، بلع و مردمک چشم را کنترل می کند. اشخاصی که در اغماء هستند اغلب به تهویه تنفسی و ماسک اکسیژن نیاز دارند ونمی توانند چشم هایشان را باز کنند و چرخه خواب- بیداری ندارند. بیماران زندگیگیاهی اغلب در منزل تحت مراقبت قرار می گیرند. مسلم است که نگهداری آنها در منزل کار ساده ای نیست. تغذیه و دفع آنها از طریق لوله هایی که به آنها وصل است انجام می شود و احتیاجات بهداشتی فراوانی دارند و مراقبت از آنها در منزل فقط از خانوادههای فداکار ساخته است.

پس از چند ماه بودن در بیمارستان استیو تنفس بدون دستگاه را به دست آورد و به خانه برگشت. برای پیگیری درمان و زیر نظر داشتن مداوم او را به انستیتوی مغز واعصاب دانشگاه وسترن در انتاریو بردند  واو تحت نظر آدرین کوئن متخصص مغز و اعصاب و همکارانش قرار گرفت. کوئن می گوید:برای چهار روز با هر وسیله ای که در اختیار داشتم استیو را مورد بررسی و معاینه قرار دادم و علائم زندگی داخلیش را زیر نظر گرفتم. چشم های او در سرش می چرخیدند وبه نظر می رسید روی هیچ چیز متمرکز نمی شود. رفلکس های او گاه و بیگاه بدن او راتکان می دادند.

یکMRI ویژه کارکردی FMRIو یک الکترو آنسفالوگرافی  EEGکه هر دو عملکردفعالیت مغز را نشان می دادند برایش انجام دادیم و هیچ نتیجه مثبتی نگرفتیم. از این نظر که درمان های معمول اثری ندارند خانواده بیماران برای اطلاع از درمان های متناوب و دیدار بیمار مکرر به ملاقات بیمار می آیند. خانواده استیو اکسیژن درمانی قوی را امتحان کردند که یک درمان خوب است و عبارت است از تنفس اکسیژن خالص در یک اتاق تحت فشار یا در یک محفظه.

هلن همچنین به پسرش مکمل های گیاهی می داد. روی پاهایش یخ قرار می داد و دانه های قهوه را زیر بینی او می گرفت به این امبد که شاید بتواند واکنش های فیزیولوژیکی و حافظه او را باز گرداند. آیا این نوع درمان ها نتیجه ای دارند؟

دکتر کوئن می گوید من فکر نمی کنم. هیچ گزارش علمی وجود ندارد که نشان دهد این روش ها اثری داشته باشند. با تمام دانشی که در مورد مغز و درمان های مختلف روی آنداریم هنوز کشف نکرده ایم که چرا بعضی بیمارانِ زندگی گیاهی، سلامت خود را بازمییابند و چرا برخی بهبود پیدا نمی کنند.

کوئن اضافه می کند ماهها بعد زمانی که من برای اولین بار استیو را معاینه کردم استیو شروع به بازگشت به سلامتی کرد. شروع بهبودی او با خنده ای بود که در برابر پیشنهاد مادرش کرد. او به تدریج شروع به حرف زدن، خوردن بدون کمک، مسواک کردن داندنهایش، به دست آوردن توان راه رفتن در خلال فیزیوتراپی کرد. البته او بیشتراوقات با ویلچر حرکت می کرد.

از استیو دعوت کردم به مرکز ما بیاید تا او را ببینم و با او حرف بزنم و ببینم چگونه بهبود یافته است. اگر چیزی به یاد می آورد آن چیز چیست، آیا از تست های ماچیزی به یاد می آورد؟

او به تفصیل شرح داد که تست های بسیاری روی او انجام شده، به یاد می آورد که برای EEG الکترودهایی به سر او وصل کردند و به یاد می آورد که برای FMRI زیر دستگاه اسکنر بوده است. ما تصویر پرسنل آزمایشگاه را به اونشان دادیم. بعضی از آنها روی او کار کرده بودند. و عده ای هم آنجا بودند و با اوسروکار نداشتند. همین طور اتاق هایی که او را در آنها بررسی می کردیم نشان دادیم، ونیز اتاق هایی که او با آنها کاری نداشت و وارد آنها نشده بود. عجیب است که استیوبا این که در اغمای عمیق بوده همه چیز را به یاد آورد و آدم هایی را که روی او کارکرده بودند شناخت و اتاق هایی را به آنها برده شده بود شناخت و این دردناک است که انسان در اغماء همه چیز را دقیق می فهمد و می بیند، ولی توان واکنشی ندارد و نمیتواند رابطه ای برقرار کند.

یک سال بعد من به خانه ی او رفتم. قصدم پیگیری بیشتر بیماری او بود. استیو گفتدرباره چه چیزی مایلی با من حرف بزنی؟ حالا او ۲۱ ساله شده بود. با موهای مرتب شده سیاه و چشمان سیاه. من پیشنهاد دادم از خاطره و تجربیاتش در ICUبیمارستان پس از صدمه مغزیش برای من بگوید. استیو گفت: “من احساس کردم به دام افتاده ام و گرفتار شده ام. اما وحشت زده و ناامید نبودم. می دانستم که دارم واردآن محیط می شوم!”

می گفت که درد نداشته است و مداوما تلاش می کرده ارتباط داشته باشد. می گفت اما مثل این بود که داخل بدن خودم باشم اما نمی توانستم آن را کنترل کنم. برای شرایط استیو هیچ اصطلاح و نام خاصی وجود ندارد. آگاهی و ادراک او هنوز کامل نیست وهنوز نمی تواند ارتباط برقرار کند و حرکات بدنش را نمی تواند کنترل کند. او به سندروم Locked-in نزدیک می شود، اما آن بیماران قادرند چشمهایشان را حرکت دهند که موقع جواب دادن به سئوالات این  مسئله به آنها کمک می کند. صدمه ی مغزی ناشی ازمحرومیت از اکسیژن تصادفی اتفاق می افتد. ممکن است صدمه ی خفیفی به کورتکس مغز وارد شود و پایان آن با فلجی یک طرف بدن همراه باشد. فرد دیگری ممکن است صدمه برآن قسمت از مغز را که با کورتکس و تالاموس مرتبط است تحمل کند که می دانیم تنظیمآگاهی و شناخت به عهده ی این قسمت مغز است.

سناریوی دوم شبیه آن چیزی است که برای استیو اتفاق افتاد. صدمه به این قسمت می تواند فعالیت مغز را بپوشاند و مخفی کند و در این حالت فعالیت مغز که با  اسکن قابل بررسی است دیگر اعتباری ندارد و جواب اسکن می تواند منفی کاذب باشد. به عبارت دیگر مغز فعالیت دارد ولی روی آن پوشیده شده است. در مورد استیو مسئله صادق بود. ما با FMRI و EEGجواب منفی داشتیم که ما را گمراه کرده بود. مورد بیماری استیو محدودیت استفاده از FMRI و EEG در مورد بررسی کار مغز را برجسته می کند.اخیرا روش جدیدی در دسترس قرار گرفته است که طیف نگاری شکل مغز با اشعه مادون قرمز(Functional NearInfrared Spectroscopy) و به آن NIRSمی گویند که از اشعه لیزر استفاده می شود و اساس آن اندازه گیری فعالیت مغز بااندازه گیری اکسیژن خون است. این دستگاه متحرک و قابل حمل و نقل است، هزینه آن هم خیلی زیاد نیست و از FMRI ارزان تر است و ازEEGنتایج آن بسیار دقیق تر است. بعلاوه می توان آن را به منزل بیمار و به بالای بستراو برد. اخیرا دستگاه جدیدی درICU  یک  بیمارستان کانادایی مورد استفاده قرارگرفته است که ارتباط بین پزشکان و بیمار را ساده می کند. حال استیو خیلی بهتر شدهو حتی در دانشگاه در رشته “علم زندگی” درس می خواند و کم کم دارد ازاستفاده از ویلچر بی نیاز می شود.

4 آگوست 2019 25 views ادامه و دانلود

در ژوئیه ۱۹۶۹ میلیون‎ها نفر در سراسر جهان اولین فرود انسان بر کره ماه را زنده تماشا کردند اما هنوز عده بسیاری اصرار دارند که بشر هرگز به ماه سفر نکرده است.

آژانس فضایی آمریکا، ناسا در گزارش‎های خود همیشه شمار آمریکایی‎هایی را که معتقدند سفر انسان به کره ماه ساختگی بوده، پنج درصد اعلام کرده است. این رقم شاید کوچک به نظر برسد اما برای شکل دادن به تئوری‎های توطئه و زنده نگه داشتن آن‎ها کافی است.

تئوری‎های توطئه فرود بر ماه

بحث اصلی در نظریه ساختگی بودن فرود انسان بر ماه این است که آمریکا در دهه ۱۹۶۰ میلادی فناوری لازم را نداشته که چنین مأموریتی را با موفقیت به پایان برساند.

بنابراین این تصور شکل گرفت که ناسا بعد از پی بردن به ناممکن بودن این مأموریت، یک فرود ساختگی ترتیب داده تا در مسابقه فضایی با اتحاد جماهیر شوروی سابق به این کشور ضربه‎ای محکم وارد کند. کشوری که در آن زمان با فرود موفقیت‌آمیز کاوشگرش بر سطح ماه از رقیبش پیش افتاده بود.

به محض بازگشت سفینه فضایی آپولو ۱۱، شایعاتی به راه افتاد که واقعی بودن فرود نیل آرمسترانگ بر ماه را زیر سوال می‎برد؛ لحظه‎ای که برای همیشه با این جمله معروف آرمسترانگ در ذهن‎ها ثبت شد: ” این قدمی است کوچک برای انسان و جهشی عظیم برای بشریت.”

با انتشار کتابی به نام “ما هرگز به ماه نرفتیم: کلاهبرداری ۱۰ میلیارد دلاری آمریکا” در سال ۱۹۷۶، این شایعات ابعاد بزرگ‎تری پیدا کردند. نویسنده این کتاب بیل کیسینگ بود، خبرنگاری که در بخش روابط عمومی یکی از شرکت‎های پیمانکار ناسا کار می‎کرد. بحث‎هایی را که او در این کتاب مطرح کرد بعدها منکران فرود آپولو ۱۱ بر ماه به کار گرفتند.

تکان خوردن پرچم آمریکا در نبود جو

دانشمندان می‎گویند پرچمی که آرمسترانگ و آلدرین در ماه نصب کردند به دلیل فشار میله بر سطح ماه چین خورده است

تصاویر فرود آپولو ۱۱ برای کسانی که سفر به ماه را انکار می‎کردند مجموعه مدرک بود. آن‌‎ها می‎پرسیدند چرا در فضای پس‎زمینه سطح ماه ستاره‎ای دیده نمی‎شود و پرچم آمریکا در محیطی که هوا در آن جریان ندارد تکان خورده است.

مایکل ریچ، ستاره‎شناس از دانشگاه کالیفرنیا می‎گوید برای رد این تئوری یک توجیه علمی وجود دارد. پرچم به دلیل فشاری که آرمسترانگ و دیگر فضانورد همراه او به نام باز آلدرین موقع فرو کردن آن در زمین وارد کرده‎اند، چین خورده و از آنجایی که جاذبه در سطح ماه یک ششم جاذبه زمین است، پرچم به همان حالت باقی مانده است.

آسمان بدون ستاره

آسمان بدون ستاره در تصاویر مأموریت آپولو ۱۱ نتیجه انعکاس نور خورشید از سطح ماه است

نکته دیگری که انکار کنندگان مأموریت آپولو ۱۱ روی آن دست گذاشته‎اند، آسمان بدون ستاره در تصاویر مربوط به فرود آپولو ۱۱ بر ماه است. اما این در واقع نتیجه تضاد شدید میان مناطق روشن و تاریک تصویر است که در عکاسی پدیده‎ای رایج به حساب می‎آید.

اما دلیل این اتفاق چیست؟ برایان کوبرلین، استاد اخترفیزیک موسسه فناوری راچستر می‎گوید از آنجایی که سطح ماه نور خورشید را منعکس می‎کند در تصاویر بسیار روشن می‎افتد.

این روشنایی باعث می‎شود ستارگان نسبتا کم نور در تصاویر تاریک‎تر به نظر برسند. به همین دلیل است که در عکس‎های مأموریت آپولو ۱۱ ستاره‎ها دیده نمی‎شوند. در واقع نور ستاره‎ها بسیار ضعیف است. احتمالا زمان نوردهی دوربین هم بالا بوده است.

ردپاهای جعلی

نبود اتمسفر در ماه باعث شده ردپای نیل آرمسترانگ و سایر فضانوردان بر سطح این کره به همان شکل باقی بماند

ادعاهای جعلی بودن فرود بشر بر ماه، ردپاهای به جا مانده فضانوردان بر ماه را هم هدف قرار داده‎اند. آن‎ها معتقدند به دلیل نبود رطوب در سطح ماه تصویر معروف ردپای آلدرین نمی‎تواند واقعی باشد.

مارک رابینسون، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا برای این یک توجیه علمی دارد. سطح ماه با لایه‎ای از سنگ‎ریزه و گرد و خاک به نام “سنگ پوشه” یا “رگولیت” پوشیده شده است. این لایه بسیار نرم است و وقتی رویش قدم بگذاری براحتی فشرده می‎شود. ذراتی که این لایه را تشکیل داده‎اند خاصیت چسبندگی دارند و به همین دلیل حتی وقتی پایت را بلند کنی، رد پا همچنان شکل خود را حفظ می‌کند.

نکته دیگری که رابینسون به آن اشاره می‎کند این است که ردپاها ممکن است میلیون‎ها سال بر سطح ماه باقی بمانند چون آنجا اتمسفر وجود ندارد و در نتیجه از وزش باد هم خبری نیست.

 

چطور آپولو ۱۱ از کمربند وان آلن به سلامت گذشت؟

یکی از تئوری‎های توطئه پرطرفدار این است که کمربند تششعشات دور زمین باید باعث مرگ فضانوردان می‎شد

یکی از پرطرفدار‎ترین تئوری‎های توطئه در باره فرود انسان بر ماه این است که کمربند وان آلن باید باعث مرگ فضانوردان می‎شد.

کمربند وان آلن پرتوهایی هستند دورادور زمین و نتیجه برهم‌کنش باد خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین.

در مراحل اولیه مسابقه فضایی، پرتوهای این کمربند یکی از نگرانی‎های اصلی بود؛ اینکه فضانوردان در معرض میزان کشنده‎ای از این پرتوها قرار بگیرند.

اما به گفته ناسا، سرنشینان آپولو ۱۱ در سفر خود به ماه کمتر از دو ساعت در کمربند وان آلن بودند و در نقاطی که تشعشعات به حداکثر می‎رسند حتی پنج دقیقه هم باقی نماندند؛ یعنی آنقدر آنجا نبودند که پرتوها رویشان اثر کند.

مدارک تصویری علیه تئوری‎های توطئه

تصاویری که ناسا در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد بقایای ماه‎نشین آپولو ۱۱ و دیگر تجهیزات علمی به جا مانده بر سطح ماه را نشان می‌دهند

ناسا چند سال پیش تصاویری را منتشر کرد که مدارگرد شناسایی ماه (Lunar Reconnaissance Orbiter) از محل فرود همه سفینه‎های پروژه آپولو گرفته بود.

این تصاویر را یک کاوشگر فضایی گرفته که از سال ۲۰۰۹ در اطراف ماه در گردش بوده و ثابت می‎کنند سفینه‎های آپولو روی ماه فرود آمده‎اند.

در یکی از این تصاویر محل فرود آپولو ۱۱، اثرات به جا مانده بر سطح ماه و حتی بقایای ماه‎نشین دیده می‎شوند. تصاویر همچنین نشان می‎دهند شش پرچمی که فضانوردانان مأموریت‎های مختلف آپولو در ماه نصب کرده‎اند هنوزبه همان شکل باقی مانده‎اند. کاوشگر فضایی سایه پرچم‎ها را هم بر سطح ماه یافته است.

تنها استثنا پرچم آپولو ۱۱ است که به گزارش باز آلدرین یکی از اگزوزهای موتور ماه‎نشین موقع بلند شدن آن را انداخت.

اگر سفر به ماه دروغ بود، چرا شوروری ساکت ماند؟

شوروی هرگز فرود فضانوردان آمریکایی بر ماه را زیر سوال نبرد، حتی بعد از این که در مسابقه فضایی برای پا گذاشتن بر ماه شکست خورد

برای اثبات این که در روز ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹ نیل آرمسترانگ بر ماه قدم گذاشت، مدارک علمی کافی وجود دارد و با اینکه نادرستی تئوری‎های توطئه درباره فرود بر ماه مشخص شده اما این نظریات همچنان بسیار پرطرفدار هستند و همه جا از آن‌ها صحبت می‌شود.

یکی از سوالاتی که معمولا از طرفداران تئوری‎های توطئه سفر به ماه پرسیده می‎شود این است که چرا شوروی به این غافله نپیوست؟ کشوری که در بحبوحه جنگ سرد با آمریکا، یک پروژه سری برای فرستادن فضانورد به ماه را دنبال می‌کرد.

رابرت لائونیوس، مورخ ارشد پیشین ناسا می‎گوید: “اگر سفر ما به ماه ساختگی بود، شوروی توانایی و انگیزه این را داشت که چنین چیزی را ثابت کند. آن‎ها هیچوقت حتی یک کلمه هم حرف نزدند و این از نظر من بیانیه‎ای بسیار قدرتمند است.”

3 آگوست 2019 23 views ادامه و دانلود