آهنگ های پیشنهادی

هاوارد کارتر

هاوارد کارتر

هاوارد کارتر باستان شناس، بعد از کشف آرامگاه توتان خامون (Tutankhamun) در کوچه پادشاهان در سال ۱۹۲۲ به شهرتی جهانی رسید. اما افرادی که در کشف بزرگ شرکت داشتند، یکی پس از دیگری از به طرز نامعلومی از بین رفتند. اول از همه لرد کارارون که خرج این سفر را تامین کرده بود، پس از اینکه یک پشه او را نیش زد از دنیا رفت! به دنبال آن، یک دانشمند که مومیایی ها را بررسی می کرد بر اثر یک بیماری نامعلوم از دنیا رفت. یک کارگر بر اثر مسمومیت و یک گردشگر که به داخل معبد رفته بود بر اثر ذات الریه مردند!

تمام این ها، داستان نفرین مومیایی ها را دوباره بر سر زبان ها انداخت. با اینکه برخی از شرکت کنندگان در این حفاری ها از بین رفتند، اما خیلی ها هم زنده ماندند. از جمله متهم اصلی، هاوارد کارتر که تا ۶۴ سالگی زندگی کرد.

9 آگوست 2019 65 views ادامه و دانلود

سفر در زمان به گذشته احتمالا ممکن نیست اما امکان ارسال پیغام به گذشته احتمالا امکان پذیر است و می تواند شکل واقعیت بخود بگیرد.بنابر یک مطالعه که اخیرا توسط دانشمندان انجام شده است تاب دادن زمان امکان پذیر است. این تیم تحقیقاتی اعلام کرده است که این می تواند در آینده با استفاده از یک تکنولوژی که بتواند زمان را در یک میلی ثانیه خم کرده و یک کرم چاله را بوجود آورد،شکل واقعیت بخود خواهد گرفت.بدنبال این مطالعه تیم دیگری از دانشمندان با انجام آزمایشاتی تلاش می کنند تا پیغام هایی از آینده را بشنوند و این واقعا هیجان انگیز است.با وجودیکه مشخص شده این تکنولوژی می تواند فقط در یک میلی ثانیه زمان را بشکند با اینحال دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا ابراز اطمینان کرده اند که می توانند پیغام ها را به گذشته ارسال نمایند.یکی از این دانشمندان گفته یک میلی ثانیه برای انتشار یک بسته از داده در خمش زمان کافی است. این دانشمندان اکنون یک پروتکل برای این پیغام های سفر در زمان ایجاد نموده اند. خب حالا همه اینها چه معنی و مفهومی دارد؟ این بدین معنی است که ما اکنون می توانیم این فرکانس را برای بررسی و مشاهده پیغام هایی از آینده نظارت کنیم.یعنی آیندگان ما مثلا در ۵۰۰ سال بعد، بدون تردید شیوه ای برای ارسال پیغام به گذشته خواهند یافت و ما اکنون گذشته انها هستیم بنابراین می توانیم از این فرکانس برای شنیدن پیام هایشان استفاده کنیم.این تیم تحقیقاتی اکنون این فرکانس را بعنوان یک راز و فوق محرمانه در مکانی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی نگهداری می کنند تا مبادا اطلاعات غلطی به گذشته یا آینده فرستاده شود یا مبادا بدست افراد نااهل بیفتد حتی مکان نگهداری ان نیز محرمانه است.به گفته دانشمندان اصول اساسی این نظریه بسیار منطقی و علمی است یعنی زمان می تواند به در داخل یک کرم چاله باز شود.البته اکنون ما از تکنولوژی ارسال پیغام فاصله داریم اما دارای این تکنولوژی هستیم تا آنها را بشنویم.

9 آگوست 2019 60 views ادامه و دانلود


بیش از ۴۰۰ هزار نفر در آمریکا در کمپینی فیسبوکی شرکت کرده‌اند تا با هجوم به ناحیه‌ای مرموز در صحرای نوادا این منطقه را تصرف کنند و موجودات فضایی را از نزدیک ببینند. «ناحیه ۵۱» یک منطقه نظامی فوق سری و بخشی از فرودگاه نیروی هوایی ادواردز است که در ۱۵۰ کیلومتری شهر لاس‌وگاس در ایالت نوادای آمریکا قرار دارد.
شایعات مختلفی در طول دهه‌های اخیر حول این ناحیه شکل گرفته است.

شاخص ترین این شایعات که شهرت عمده‌ای یافته است، زندگی «یوفوها» یا «بیگانگان» در این مکان است. عده‌ای دیگر باور دارند در این مکان اسناد و مدارک محرمانه دولت آمریکا درباره موجودات فرازمینی نگهداری می‌شود.

8 آگوست 2019 61 views ادامه و دانلود

کره ماه نزدیک ترین همسایه کیهانی زمین و تنها قمر آن است، اما ماه فقط یک نور بزرگ زیبا در آسمان نیست بلکه ویژگی های منحصر به فرد و اعجاب آوری دارد که در این مقاله با آن آشنا میشوید.

شناخت ماه,دانستنی ها درمورد کره ماه

کره ماه تنها قمر سیاره زمین است که علاوه بر درخشندگی مسحورکننده اش ویژگی های جالب دیگری نیز دارد که پس از شرح چگونگی تشکیل این قمر در ذیل به شرح این خصوصیات غافلگیرکننده می پردازیم.

شکل گیری ماه

بر اساس نظریه غالب، کره ماه اندکی بعد از شکل گیری منظومه شمسی حدود ۴٫۵ میلیارد سال پیش با برخورد سنگی به اندازه سیاره مریخ به کره زمین به وجود آمد.

شناخت کره ماه و پیدایش آن

قفل شده در یک مدار
شاید جالب ترین ویژگی ماه این باشد که همیشه یک طرف از صورت خود را به ما نشان می دهد اما با وجود این که ماه و زمین هر دو به دور خود و خورشید می‌چرخند چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مدت‌ها قبل، اثرات گرانشی زمین موجب آهسته شدن چرخیدن ماه حول محور خودش شد. این آهسته شدن تا جایی پیش رفت که با چرخش ماه به دور خورشید تطابق و هماهنگی پیدا کرد و تثبیت شد.بسیاری از قمرهای سیارات دیگر نیز رفتاری شبیه به این دارند. در زمانی که ماه به دور زمین می‌چرخد زمانی را بین زمین و خورشید می‌گذراند و نیمه‌ای از قسمت روشن ماه رو در روی ما قرار می‌گیرد. در واقع بر خلاف باور عموم، ماه نیمه تاریک ندارد، تنها نیمه‌ای است که ما هرگز نمی بینیم.

خواهر ماه

آیا ماه تنها قمر کره زمین است؟ در حال حاضر بله، اما ممکن است تا ابد این طور نباشد! در سال ۱۹۹۹ دانشمندان دریافتند یک شهاب سنگ به عرض ۵ کیلومتر در حال حرکت به سمت مدار زمین است و ممکن است توسط اثرات گرانشی زمین در مدار زمین گرفتار شود. دانشمندان نام این شهاب سنگ را “کرویتن” (Cruithne) گذاشتند و تخمین زدند که ۷۷۰ سال طول خواهد کشید تا این شهاب سنگ در یک مدار نعل اسبی حول زمین قرار بگیرد و برای ۵ هزار سال باقی بماند و تبدیل شود به خواهر ماه، دومین قمر کره زمین.

کیسه بوکسی به اسم ماه

سطح پر از چاله ماه نتیجه برخوردهای شدید اجرام آسمانی بین ۴٫۱ تا ۳٫۸ میلیارد سال پیش با سطح این کره است. زخم‌های حاصل از این جنگ اکنون به صورت چاله های متعدد در سطح این کره قابل مشاهده است. اما این که چرا این چاله‌ها در طول این مدت دچار فرسایش زیادی نشدند به دو دلیل است.

پیدایش کره ماه

اول این که کره ماه از نظر زمین شناسی فعال نیست، بنابراین زلزله‌ها، آتش‌فشان‌ها و تشکیل کوه‌ها روی این کره به اندازه کره زمین موجب تخریب سطح آن نمی شود.
دوم این که ماه تقریبا فاقد جو است، بنابراین باد و بارانی در ماه شکل نمی‌گیرد. همه این‌ها عدم فرسایش و تغییر شکل چاله‌های سطح کره ماه در طول این سالیان دراز را توضیح می‌دهد.قمر تخم مرغی
ماه گرد یا کروی نیست و در واقع به شکل یک تخم مرغ است. بنابراین هسته ماه دقیقا در مرکز هندسی آن قرار ندارد، بلکه حدود دو کیلومتر با مرکز هندسی آن فاصله دارد.دانشمندان می‌گویند هسته ماه احتمالا داغ و به شکل مذاب است، درست مانند هسته زمین. در حالی که اطلاعات به دست آمده از کاوشگر ناسا در سال ۱۹۹۹ نشان داد هسته کره ماه دو تا چهار درصد از جرم آن را تشکیل می‌دهد، در صورتی که هسته زمین ۳۰ درصد از جرم آن را تشکیل داده است.

آیا ماه یک سیاره است؟

ماه از سیاره پلوتو بزرگتر است و حدود یک چهارم زمین قطر دارد. برخی دانشمندان فکر می‌کنند که ماه بیشتر شبیه به یک سیاره است. بنا به همین دلیل زمین و ماه را همراه باهم یک سیاره در نظر می‌گیرند. به این حالت “دو سیاره” گفته می‌شود. سیاره پلوتو و قمرش که “شارون” نام دارد نیز به مانند زمین و ماه یک “دو سیاره” در نظر گرفته می‌شوند.

کشش گرانشی ماه

ماه بیشترین اثر را در جزر و مد زمین دارد البته در این زمینه خورشید نیز اثرگذار است. گرانش ماه اقیانوس های زمین را به سمت خود می کشد. اوج مد دریا زمانی رخ می‌دهد که اقیانوس همزمان با چرخش زیرین زمین در راستای ماه قرار می‌گیرد. یک اوج مد دیگر نیز در قرینه این اتفاق، آن طرف زمین رخ می‌دهد، چرا که ماه بیشتر از اینکه آب را به سمت خود بکشد، زمین را می کشد و مد رخ می‌دهد.

جزر و مدهای قوی هنگام ماه جدید و ماه کامل شکل می گیرند، زیرا خورشید، زمین و ماه در یک راستا قرار می‌گیرند. وقتی ماه در نزدیک ترین نقطه به زمین قرار داشته باشد قوی‌ترین جزر و مد رخ می‌دهد. خفیف‌ترین جزر و مدها نیز در یک چهارم ابتدایی و انتهایی ماه اتفاق می‌افتند. همه این کشش‌ها یک دلیل جالب دیگر نیز دارند و آن این است که هر ساله مقداری از انرژی چرخشی زمین توسط ماه دزدیده می‌شود و این اتفاق موجب آهسته شدن چرخش سیاره ما به میزان ۱٫۵ میلی ثانیه در هر قرن می‌شود.

بدرود ماه!

همین حالا که در حال خواندن این متن هستید ماه در حال دور شدن از ما است. هر ساله ماه مقداری از انرژی چرخشی زمین را می‌گیرد و از آن برای بزرگتر کردن مدار خود استفاده می‌کند و هر سال حدود ۳٫۸ سانتی متر از زمین دور می‌شود. محققان می‌گویند فاصله ماه از زمین در زمان شکل‌گیری‌اش تقریبا ۲۲۵۳۰ کیلومتر بوده، در حالی که اکنون حدودا در فاصلۀ سیصدو هشتاد و پنج هزار کیلومتر است.

8 آگوست 2019 61 views ادامه و دانلود

گذشته زمین مملو از عجایب است. عجایبی که باستان شناسان را به حیرت می اندازد اما چون توضیحی برای شان ندارند بجای اعتراف به ندانستن سعی در ارائه توجیهات ساده می نمایند. مجسمه سنگی غول پیکری که می بینید یک سازه ماقبل تاریخی است. یعنی حداقل قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال دارد. از این مجسمه های عظیم صدها نمونه در جلگه بادا سولواسی مرکزی در اندونزی بچشم می خورند. هیچکس بطور دقیق نمی داند هدف از ساختن چنین مجسمه هایی انهم با چنین اشکال عجیبی چه بوده است؟ هزاران کیلومتر دورتر از سولواسی در قاره آمریکا و در اقیانوس آرام نیز چنین مجسمه های غول پیکر اما با ظاهر متفاوت دیده می شوند که به موایی های جزیره استر معروف هستند. بیش از سه هزار سال یعنی دوران سنگی یا عصر حجر زمانیکه انسان حتی ساختن ابزار و استفاده از ان را آغاز ننموده بود حال چگونه است که چنین سازه هایی ساخته شده است؟ کارهایی که اکنون حتی با ابزار پیشرفته دشوار است.

7 آگوست 2019 68 views ادامه و دانلود

 

فضاپیمای تازه‌پرتاب‌شده‌ای که از پرتوهای خورشید به‌عنوان نیروی رانش استفاده می‌کند، در روزهای گذشته اولین سیگنال‌ها و تصاویرش را با موفقیت ارسال کرد.

ابتدای ماه جاری، انجمن سیاره‌ای، یک فضاپیمای مجهز به بادبان خورشیدی را به‌نام لایت‌سیل ۲ (LightSail 2)، سوار بر راکت فالکون هوی اسپیس‌ایکس به فضا پرتاب کرد. اکنون پس از گذشت نزدیک به سه هفته، انجمن سیاره‌ای دریافت نخستین سیگنال از فضاپیمایش را تأیید کرده است. کیوب‌ست ۵ کیلوگرمی لایت‌سیل ۲ با هدف بررسی کارکرد بادبان‌های خورشیدی به‌عنوان جایگزینی برای سوخت‌های فسیلی طراحی و به فضا پرتاب شده است. اما بادبان خورشیدی چیست و چگونه کار می‌کند؟

ممکن است روزی فرا برسد که ماجراجویان کیهانی همچون ملوان‌های باستانی از قدرت بادبان‌ها برای سفر در میان ستاره‌ها استفاده کنند؛ با این تفاوت که مسافران فضایی آینده به‌جای استفاده از بادهای اقیانوسی از نور خورشید برای هدایت نوعی فناوری به نام بادبان خورشیدی استفاده خواهند کرد.

بادبان‌های خورشیدی نوعی سامانه‌ی پیشرانش فضایی هستند که از خصوصیات نادر فوتون‌ها استفاده می‌کنند. این ذرات نوری هیچ جرمی از خود ندارند؛ بااین‌حال هنگام برخورد با اشیاء با وارد کردن تکانه، می‌توانند آن‌ها را به‌صورت جزئی به حرکت وادارند. ما انسان‌ها نیز با هر بار رفتن زیر نور خورشید، تحت فشار فوتون‌ها قرار می‌گیریم؛ اما این نیرو اساسا آن‌قدر ناچیز است که برای بدن قابل احساس نیست.

اما در فضا شرایط متفاوت است. براساس قوانین فیزیک، هر کنشی باید واکنشی متقابل و برابر داشته باشد. بنابراین وقتی فوتون‌های تابیده‌شده از خورشید با فضاپیما تماس پیدا می‌کنند، فضاپیما به‌صورت بسیار جزئی در خلاف جهت خورشید به حرکت درمی‌آید. انرژی یک فوتون قابل‌چشم‌پوشی است اما مجموعه‌ی زیادی از فوتون‌ها می‌توانند فشار درخورتوجهی را تولید کنند.

light sail 2

تصویر مفهومی هنرمند که یک بادبان خورشیدی را بر فراز زمین نشان می‌دهد

به‌عنوان مثال، با قراردادن صفحه‌ای آینه‌مانند، مسطح و بزرگ در مقابل فضاپیما، توان خورشیدی آن را به سمت جلو هدایت می‌کند. برای جذب و کنترل نور خورشید باید از مصالح قوی و سبک استفاده کرد. به نقل از انجمن سیاره‌ای، بادبان‌های خورشیدی می‌توانند مانند بادبان‌های عادی در جهت‌های مختلف حرکت کنند. این فناوری نسبت به روش‌های پیشرانش دیگر دارای یک مزیت است: فضاپیما نیازی به حمل سوخت نخواهد داشت و در عوض می‌تواند از نور رایگان و نامحدود ستاره‌ها استفاده کند.

فضاپیماهای مجهز به بادبان خورشیدی با دریافت پیوسته‌ی انرژی خورشید می‌توانند تا لبه‌ی منظومه‌ی شمسی شتاب بگیرند و به سرعت‌های بالایی برسند که رسیدن به آن برای راکت‌های شیمیایی دشوار است. بادبان‌های خورشیدی را می‌توان با پرتوهای لیزری گارگانچوایی (هدایت با استفاده نیروی سیاهچاله) هم هدایت کرد.

نمونه‌ بادبان‌های خورشیدی

ناسا مفهوم بادبان خورشیدی را در سال ۱۹۷۴ با فضاپیمای مارینر ۱۰ آزمایش کرد که با هدف بررسی زهره و عطارد پرتاب شد. پس‌از آنکه سوخت مارینر به پایان رسید، بخش کنترل مأموریت، جهت صفحات خورشیدی آن را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که بتواند پرتوهای خورشیدی را جذب کند و به حرکت خود ادامه دهد.

اولین بادبان خورشیدی ساخت دست انسان که مأموریت موفقی داشت، کاوشگر ژاپنی ایکاروس (کایت میان‌سیاره‌ای شتاب‌گرفته توسط تابش خورشید) بود. این ربات، بادبان ۱۴ متری خود را در تاریخ ژوئن ۲۰۱۰ گشود و توانایی کنترل مسیر و تغییر جهت به‌وسیله‌ی آن‌ها را اثبات کرد.

NanoSail-D Mission

مأموریت آزمایشی نانوسیل‌دی ناسا

بادبان خورشیدی از انرژی خورشیدی استفاده می‌کند و به سوخت فسیلی نیاز ندارد

در همان سال، ناسا مأموریت آزمایشی نانوسیل‌دی (NanoSail-D) را آغاز کرد که بادبانی الماسی‌شکل با پهنای سه متر داشت. این کاوشگر، بادبان خود را در سال ۲۰۱۱ باز کرد؛ به مدت هشت ماه در مدار زمین چرخید و سپس در جو زمین سوخت. ماهواره‌های کوچک به دلیل وزن سبک و فضای اندکی که برای حمل سوخت دارند، کاندیدهای ایده‌آلی برای این نوع پیشرانش محسوب می‌شوند.

انجمن سیاره‌ای در سال ۲۰۱۵، فضاپیمای لایت‌سیل ۱ را در مدار زمین قرار داد که مساحت بادبان خورشیدی آن ۳۲ مترمربع (هم‌اندازه‌ی رینگ بوکس) بود. باوجود برخی موفقیت‌ها این مأموریت نقص‌های کوچکی داشت و درنهایت ارسال سیگنال آن قبل از ورود به جو و چند هفته پس از پرتاب متوقف شد.

اما انجمن سیاره‌ای به مأموریت جدید لایت‌سیل ۲ امیدوار است. این فضاپیما با اندازه‌ی تقریبی یک قرص نان که در تاریخ ۴ تیر پرتاب شد، قصد دارد نزدیک‌ترین منظومه‌ی ستاره‌ای موسوم به آلفا قنطورس را بررسی کند که در فاصله‌ی ۴.۳ سال نوری از زمین قرار گرفته است. سوخت، یکی از ملزومات پرهزینه و سنگین به‌حساب می‌آید و اگر لایت‌سیل ۲ روش توان خورشیدی را ثابت کند، احتمالا بتوان سوخت مأموریت‌های آینده به اعماق منظومه‌ی شمسی و فراتر از آن را به‌وسیله‌ی فوتون‌ها یا ذرات نوری خورشید تأمین کرد.

اولین تصاویر هلال زمین

لایت‌سیل ۲ این تصویر از هلال زمین را در تاریخ ۶ ژوئیه‌ی ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۴۱ دقیقه‌ی بامداد به وقت محلی و با استفاده از دوربین نصب‌شده روی پنل‌های خورشیدی دو وجهی خود ارسال کرد. این عکس هنگام غروب خورشید گرفته شده و خورشید در سمت راست تصویر نمایان است. این تصویر دست‌کاری نشده و جلوه‌ی درخشش لنز (lens flare) به دلیل پراکندگی نور خورشید در اطراف لنز دوربین به وجود آمده است. دوربین‌های فیش‌آی دوگانه‌ی لایت‌سیل ۲ از میدان ۱۸۰ درجه‌ای برخوردار هستند که منجر به اعوجاج کمان‌ها و گوشه‌ها می‌شود.

ارسال اولین سیگنال‌

فضاپیمای لایت‌سیل ۲ در تاریخ ۴ تیر از مرکز فضایی کندی فلوریدا با راکت فالکون هوی شرکت اسپیس‌ایکس به فضا پرتاب شد. لایت‌سیل ۲ در تاریخ ۱۱ تیر با زمین تماس گرفت و انجام مجموعه‌ای از بررسی‌ها را آغاز کرد تا نشان دهد که سامانه‌های فضاپیما طبق انتظار درحال کار هستند. اکنون که لایت‌سیل ۲ برای آغاز ماموریتش آماده می‌شود، انجمن سیاره‌ای ابزار آنلاینی را ساخته است تا همگان از هرکجا بتوانند فضاپیما را به‌صورت زنده ردیابی کنند.

ابزار یادشده و وب‌سایت همراه آن، به‌صورت پیوسته وضعیت لایت‌سیل ۲ را هم‌زمان با چرخش آن به دور زمین نمایش خواهد داد و نمایی کلی را از کارکرد این فضاپیما در اختیار علاقه‌مندان از سرتاسر دنیا قرار می‌دهد.

نخستین پیغام لایت‌سیل ۲ در تاریخ ۱۱ تیر در دانشگاه ایالتی پلی‌تکنیک کالیفرنیا در سن لویز اپسیپو دریافت شد. سیگنال‌های دریافتی لایت‌سیل ۲ از آنتن رادیویی آن ارسال شدند که مخابره‌ی داده‌ها و علامت تماس را به شکل کد مورس آغاز کرد. بروس بتز، مدیر برنامه‌ی لایت‌سیل و دانشمند سرپرست انجمن سیاره‌ای می‌گوید:

پس از سال‌ها آماده‌ شدن برای این مأموریت امروز بسیار خوشحال هستیم که فضاپیمای عملیاتی را هدایت می‌کنیم.

ارسال اولین تصاویر

لایت‌سیل ۲ روز یکشنبه تاریخ هفتم ژوئیه، اولین تصاویرش را به زمین ارسال کرد. این تصاویر شامل نماهای سایه‌ای زمین در حین حرکت فضاپیما هنگام غروب خورشید است. پراکندگی نورخورشید در اطراف دوربین‌ها منجر به ایجاد جلوه‌ی درخشش لنز شده است. فضاپیمای لایت‌سیل ۲ مجهز به دو دوربین فیش‌آی است که هر کدام از میدان ۱۸۰ درجه‌ای برخوردار هستند. درنتیجه تصاویر کمی دارای اعوجاج می‌شوند.

داخل LightSail

این تصاویر کم کیفیت داخل لایت‌سیل ۲ ر قبل از توسعه‌ی پنل خورشیدی آن نشان می‌دهند. نمایی که توسط دو دوربین پنل خورشیدی ثبت شده است. بزرگنمایی تصاویر سه برابر اندازه‌ی واقعی است. دو تصویر بالا و دو تصویر پائین نمای یکسانی از دوربین‌ها هستند که با شرایط نورپردازی متفاوتی ثبت شده‌اند.

کنترل مأموریت لایت‌سیل ۲، یا داشبورد آن با هر بار ارتباط این ماهواره با زمین به‌روزرسانی می‌شود. این داشبورد منبعی غنی از داده‌ها ازجمله موقعیت ماهواره، مدت‌زمان اقامت در مدار، سطح باتری، میزان سرعت چرخش و وضعیت بادبان خورشیدی آن است. لایت‌سیل ۲ بلندپروازانه‌تر از مأموریت نسل پیشینش است و با استفاده از توان خورشیدی به مانور در فضا و حرکت در مدارهای مختلف آن خواهد پرداخت.

هر دو فضاپیمای لایت‌سیل کاملا با سرمایه‌گذاری شهروندان ساخته شده‌اند و بیش از ۴۰ هزار نفر برای حمایت از این مأموریت و توسعه‌ی بادبان خورشیدی آن مشارکت کرده‌اند. میزان سرمایه‌گذاری‌ها از ۵ دلار تا بیش از ۱ میلیون دلار متغیر است.

قدم بعدی لایت‌سیل ۲ باز کردن بادبان‌های خورشیدی است. ماهیت انعکاسی بادبان باعث می‌شود ماهواره از دید ناظران زمینی به‌ویژه هنگام طلوع خورشید، قابل رویت باشند. برای افزایش شانس دیدن لایت‌سیل ۲ و آگاهی از به‌روزرسانی‌های مربوط به باز شدن بادبان‌ها و عبور از منطقه‌ی موردنظر می‌توانید به صفحه‌ی کنترل مأموریت این فضاپیما مراجعه کنید.

7 آگوست 2019 63 views ادامه و دانلود

یکی از عجیب ترین موارد تئوری توطئه و شایعات در دهه های اخیر در مورد بیگانگان فرازمینی موردی است مربوط به ساکنان سیاره ای بنام “اومو” که گفته شده در ده ۵۰ میلادی از سیاره شان به زمین امده اند و حتی تا امروز در بین انسان ها زندگی می کنند و کسی هم جز تعداد اندکی که کانتکتی نامیده می شوند از وجودشان خبر ندارد. اما چطور می شود با وجودیکه در بین انسان ها زندگی می کرده باشند کسی از وجودشان خبر نداشته باشد؟ علت ظاهرشان است به گفته تعداد معدودی از انسان هایی که با انها ارتباط دارند این موجودات ظاهری کاملا شبیه انسان دارند. قدشان کمی بلندتر و شبیه مردمان اسکاندیناوی با پوستی سفید و موهایی سفید یا بلوند که معمولا بلند است می باشند. اما چرا و برای چه هدفی و چگونه به زمین آمدند؟ گفته شده این موجودات از سیاره ای بنام اومو در سحابی ویرگو می باشند. سیاره انها جاذبه ای ۲۰% بیشتر از زمین دارد و بدور ستاره ای بنام گرگ ۴۲۴ گردش می کند. آنها به کانتکتی ها یا رابطان شان (تعدادی معدودی از انسان ها) گفته اند که آنها توانسته اند با استفاده از سیگنال رادیویی که در دهه ۳۰ از زمین دریافت کرده اند موقعیت زمین را بشناسند. ارتباطات رادیویی ما با استفاده از یونوسفر که لایه ای از اتمسفر زمین است مخابره می شود که مثل آینه ای مخابرات ما را منعکس می کند. در ان سال یک کشتی نروژی اقدام به ارسال پیام مورس برای جایی دیگر نموده بود و بدلیل اینکه در آن سال تراکم یونسفر در کمترین مقدارش بود برخی از کدهای مورس توانستند از اتمسفر زمین عبور نمایند و ۱۴ سال بعد توسط اوموها در سیاره شان کشف شد. اوموها گفتند که انها با بررسی سیگنال متوجه شدند که این یک سیگنال یک نویز کیهانی تصادفی نیست بلکه موجودات هوشمندی آنرا ایجاد و ارسال نموده اند. آنها یک گروه ۵۰ نفره را مامور یافتن زمین نمودند و فضاپیمای شان در سال ۱۹۵۰ در قسمتی از کوههای آلپ فرانسه فرود آمد. انها برای ۱۵ سال در غاری ساکن بوده و به مطالعه زمین پرداختند سپس بطور کاملا سری شروع به ارتباط با برخی از افرادی که مشخص نموده بودند نمودند. یکی از جاهایی که انها با ساکنانش ارتباط برقرار کردند مادرید در اسپانیا بود. اما هدفشان از امدن به زمین چه بود؟ به گفته رابطان شان انها می خواستند اولا حیات در زمین را مطالعه کنند و به انسان ها کمک کنند زیرا برخی از تکنولوژی های شان قابل استفاده در زمین می باشد. برخی گفته اند تکنولوژی دیسک های فشرده را انها به رابطان شان آموخته اند.

انها همچنین در مورد کامپیوترهای کوانتومی ،مفاهیم اینترنت و واقعیت مجازی نیز اطلاعاتی به رابط هایشان داده اند. اما سوالی که اینجا مطرح می شود اینست که آیا واقعا این ماجرا واقعیت دارد؟ بقول برخی که این ماجرا را مورد تحقیق قرار داده اند ، بسیار دشوار است که چنین ماجرایی واقعیت داشته باشد. اما از آنطرف اذعان نموده اند که تاریخچه این شایعات در مورد اوموها به ۵۰ سال پیش برمی گردد و اگر این ماجرا دروغ است چطور است که این داستان ۵۰ سال زنده نگه داشته شده است؟ ایده زندگی کردن بیگانگان در بین انسان ها از دیر باز مطرح بوده است و ادعاهایی مختلفی در سرتاسر جهان در این مورد به ثبت رسیده است. یکی از این نمونه ها در چین دیده شده است. یکی از مقامات عالیرتبه سابق در وزارت خارجه چین بنام دکتر سون شیلی ادعا کرده که دولت چین از وجود موجودات فرازمینی مطلع است و با انها ارتباط دارد و انها حتی در بین ما زندگی می کنند. این ادعاها بطور کامل از جانب دانشمندان رد شده است و انها معتقدند تنها موجود هوشمندی که توانسته بر این کره خاکی پا گذارد و آنرا تحت تاثیر قرار دهد فقط انسان است نه هیچ موجود دیگر….

6 آگوست 2019 64 views ادامه و دانلود

 


دکتر محسن شریف‌پور دانشمند دانشگاه پرتوریا(آفریقای جنوبی) و دانشگاه علم و فرهنگ(ایران) نظریه جدیدی برای درک جهان هستی ارائه کرده است که تئوری مشهور بیگ‌بنگ یا مه‌بانگ را به چالش می‌کشد.
پروفسور محسن شریف‌پور یک نظریه علمی جدید ارائه کرده است که ممکن است کلیدی برای درک اسرار جهان آغازین و همچنین چشم اندازی به آینده جهان باشد.
پروفسور شریف‌پور که از محقیق پژوهشی برجسته در زمینه نانوسیالات است(شامل ذراتی به اندازه نانومتر برای افزایش انتقال حرارت)، اما تصمیم گرفت تا زمینه مطالعاتی خود را بسط دهد و به مطالعه و کسب دانش در زمینه کیهان‌شناسی، طبیعت، الگوهای طبیعی و قانون ساختاری(Constructal Law) در کنار تخصص خود که مکانیک سیالات است بپردازد.
یکی از سوالاتی که او همواره به دنبال آن بوده است راجع به منشأ انرژی تاریک است که موجب سرعت گرفتن کهکشان‌ها می‌شود. وی معتقد است هیچکدام از نظریه‌های موجود به اندازه کافی قادر به پاسخ به این سوال نیستند.
پروفسور شریف‌پور می‌گوید: به طور کلی کیهان‌شناسان اغلب از کلماتی مانند سیاه یا تاریک استفاده می‌کنند. کلماتی مانند انرژی تاریک، ماده تاریک، سیاه‌چاله. این یعنی هر زمان که آنها نمی‌توانند منشأ و منبع مفاهیم خاص را به طور مناسب توضیح دهند، از واژه‌های سیاه یا تاریک استفاده می‌کنند.
پرفسور شریف‌پور نظریه خود را “نظریه منبع تولید و محل جذب”(Source and Sink) می‌نامد که در راستای تمایل خودش برای پیدا کردن پاسخ به سوالات بدون پاسخ می‌آید. آیا مه‌بانگ بخشی از طبیعت بود و اگر چنین است، آیا الگویی برای آن از ابتدا وجود داشته؟ جهان قبل از انفجار بزرگ چه شکلی بوده است؟ منشأ احتمالی آن انرژی که باعث این انفجار بزرگ شد چیست؟ علت گسترش جهان چیست؟ پروفسور شریف پور معتقد است نظریه وی با استفاده از رویکرد تحقیق بین چند رشته‌ای، دارای پاسخی منطقی به همه این سوالات است.
وی گفت: طبق مطالعات من همه چیز در طبیعت در جفت‌های دوتایی یا مخالفِ هم مانند مرد و زن، الکترون و پوزیترون، قطب‌های مغناطیسی و ماده و ضد ماده اتفاق می‌افتد. اگر یک جسم داغ وجود داشته باشد، گرما به علت قانون همرفت به سمت جسم سردتر حرکت می‌کند. این یک الگوی جهانی است که به ما کمک می‌کند تا یک نظریه جدید را برای جهان آغازین ارائه دهیم. بنابراین اگر ما این الگوهای موجود در طبیعت را دنبال کنیم، با فرض وقوع بیگ بنگ، باید از خودمان بپرسیم که اتفاق متقابل یا جفت آن چیست.
شریف‌پور افزود: در طبیعت همچنین هر چیزی از یک الگو پیروی می‌کند و مبانی نظری دینامیک سیالات، حرکت اجرام سماوی، قانون ساختاری و الگوهای طبیعت مانند دنباله فیبوناچی و هندسه فراکتال نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اما آنچه که ما از این زمینه‌ها به طور جداگانه می‌دانیم، برای پاسخ دادن به برخی از چالش برانگیزترین پرسش‌های جهان کافی نیست.
نظریه وی موسوم به “نظریه منبع و جذب” می‌گوید که اگر یک منبع از انرژی مانند بیگ بنگ وجود داشته باشد، باید هم زمان، و حداقل یک مکان نیز برای دریافت و جذب انرژی این منبع وجود داشته باشد که این انرژی با الگویی خاص از منبع انرژی به آن مکان برود، و این فرایند باید قانون بقا انرژی را نقض نکند.
به طور کلی منبع‌ها و محل جذب‌ها بخشی از علم مکانیک سیالات و همچنین الکترونیک هستند. برای اعمال این نظریه در کیهان‌شناسی، یک منبع می‌تواند انرژی و یا ماده منتشر کند و یک محل جذب می‌تواند توسط گرانش (انحنای فضا-زمان) انرژی یا ماده را دریافت کند. در نتیجه پروفسور شریف‌پور معتقد است که آن انرژی که جهان ما را به وجود آورده (بیگ بنگ) باید یک پالس از یک منبع با تابش پس زمینه کیهانی منحصر به فرد باشد که به سمت یک محل جذب جریان می‌یابد. تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی می‌تواند از این نظریه حمایت کند، درست همانطور که از مدل بیگ بنگ داغ(Hot Big Bang) حمایت کرد.
پروفسور شریف‌پور می‌گوید: همه چیز در جهان و کهکشان ما مانند الگویی از جریان مایع حرکت می‌کند، از زمین تا منظومه شمسی گرفته و همه چیزهایی که ما در جهان مشاهده می‌کنیم. بدن انسان، رشد گیاهان، گردبادها، تقسیم قاره‌ها، الگوهای میدان مغناطیسی زمین، مسیر ستارگان، باقی مانده‌های ستاره‌ای، گازهای بین ستاره‌ای و گرد و غبار اطراف کهکشان‌ها نیز از این الگو پیروی می‌کنند. اگر ما این الگوها را تا ابتدای جهان و بیگ بنگ عقب ببریم می‌توانیم یک نظریه کلی از آنچه اتفاق افتاده داشته باشیم و همچنین پیش‌بینی کنیم که در آینده چه اتفاقی می‌افتد.

وی افزود: ما می‌توانیم یک سیاه‌چاله را به عنوان یک نوع محل جذب در نظر بگیریم، اما بسیاری از کیهان‌شناسان معتقدند که سیاه‌چاله‌ها پس از انفجار بزرگ شکل گرفته‌اند، و در ابتدای بیگ بنگ (در این تئوری، یک پالس از منبع انرژی) نبوده‌اند که تولید یک جریان با الگوی خاص برای جریان انرژی آزاد شده از منبع به سمت محل جذب را بکنند.
پروفسور شریف پور معتقد است که استفاده از نظریه بین چند رشته‌ای منبع و جذب از لحاظ ریاضی نیز می‌تواند پاسخی برای بسیاری از سواات بدون پاسخ ارائه دهد.
پروفسور شریف‌پور می‌گوید برخی از تفاوت‌های کلیدی بین نظریه او و نظریه استاندارد بیگ بنگ این است که انفجار بزرگ تنها در زمینه کیهان‌شناسی کارایی دارد، در حالی که نظریه منبع و جذب یک نظریه بین چند رشته‌ای است که دارای کاربردهای متعدد است که تنها یکی از آنها در کیهان‌شناسی به درک جهان آغازین کمک می‌کند.
وی گفت: انرژی تاریک و ماده تاریک را نمی‌توان با نظریه بیگ بنگ توضیح داد، در حالی که توضیح ریشه‌های انرژی تاریک به راحتی با استفاده از نظریه منبع و جذب توضیح داده می‌شود. تئوری بیگ بنگ فقط در مورد نقطه آغازین جهان است، اما هیچ ایده‌ای در مورد مقصد کهکشان‌ها و یا منشأ آنها ندارد، در حالی که نظریه منبع و جذب توضیحی از جهانِ پیش از انفجار بزرگ ارائه می‌دهد. نظریه منبع و جذب، منبع انرژی جهان را مشخص می‌کند، در حالی که نظریه بیگ بنگ چنین نیست.
وی افزود: این نظریه منشأ انرژی تاریک را مشخص می‌کند، در حالی که نظریه بیگ بنگ نمی‌تواند آن را توضیح دهد. در حالی که نظریه بیگ بنگ می‌تواند سرعت و گسترش کهکشان‌ها را ببیند، نمی‌تواند آن را توضیح دهد. نظریه منبع و جذب می‌تواند سرعت و گسترش کهکشان‌ها را پیش‌بینی کند و آنها را به درستی توضیح دهد. همچنین پیش‌بینی می‌کند که این انبساط، شتاب بیشتری می‌گیرد که با اطلاعات عملی موجود هم خوان است.
وی ادامه داد: نظریه بیگ بنگ از تابش پس زمینه کیهانی پشتیبانی می‌کند، اما نمی‌تواند توضیح دهد که چرا در سراسر گیتی کاملاً یکنواخت نیست. در حالی که نظریه منبع و جذب این عدم هماهنگی را می‌تواند توضیح می‌دهد.
پروفسور شریف‌پور برای توضیح اینکه چگونه نظریه منبع و جذب به درک ما از جهان آغازین کمک می‌کند آن را نظریه برتر یا کلیدی از ریشه جهان می‌نامد و می‌گوید یکی از سناریوهای نظریه منبع و جذب می‌تواند نظریه بیگ بنگ باشد (وقتی که محل جذب، گرانش صفر داشته باشد).
پاسخ‌های پروفسور به سوالات اساسی در مورد جهان که با نظریه منبع و جذب شرح داده می‌شود مطابق دستاوردهای جدید علمی است.
وی می‌گوید: چگونه ممکن است که نظریه بیگ بنگ بگوید که آن انرژی که بیگ بنگ را باعث شده از هیچ آمده؟ در حالی که ما می‌دانیم که تمام انرژی‌ها از یک منبع نشأت می‌گیرند و یا باید ذخیره شوند یا به شکل دیگری دربیایند. آیا واقعاً باور کنیم که قبل از انفجار بزرگ هیچ چیز وجود نداشته است؟
در ابتدا تئوری بیگ بنگ بر پایه فلسفه بنا شد. این نظریه یک ایده است اما واقعیت آن قابل اثبات نیست. دانشمندانی که این نظریه را قبول کرده‌اند، در مورد زمان قبل از آن صحبت نمی‌کنند. اما نظریه منبع و جذب یک توضیح علمی ارائه می‌دهد که حداقل باید یک منبع و یک محل جذب در جهان اولیه وجود داشته باشد که انتقال انرژی بین آنها را ممکن سازد.
پروفسور شریف پور می‌گوید: یکی دیگر از مباحث نظریه انفجار بزرگ این است که نیاز به نظریه تورم برای توضیح اندازه و وسعت جهان موجود دارد، و در این راستا می‌گویند پس از بیگ بنگ، فضا با سرعتی گسترش یافت بیش از سرعت نور! در صورتی که، نظریه منبع و جذب نیازی به نظریه تورم برای توضیح وسعت فعلی گیتی ندارد، چرا که این نظریه به طور کامل به این واقعیت اشاره می‌کند که از آغاز باید فضایی بین منبع و محل جذب برای انتقال وجود داشته باشد.
برای پروفسور شریف‌پور که بیش از یک دهه (در کنار دیگر فعالیت‌های علمی اش) روی این نظریه کار کرده است، این تنها آغاز ماجرا است. تحقیقات زیادی باید با استفاده از این نظریه و مدل‌های ریاضی آن روی تعداد زیادی ازسناریوهای دیگر انجام شود، که نیازمند همکاری، و همراهی دانشمندان رشته‌های مختلف است.
بطور مثال اجازه دهید اینجا ساده‌ترین حالت را شرح دهم: اگر یک منبع انرژی نقطه‌ای(Point Source) را در نظر بگیریم و همچنین یک محل جذب انرژی تقریباً همگن و کروی را که منبع تولید انرژی در مرکز کره قرار گرفته باشد را نیز در نظر گیریم، پالس انرژی که از منبع انرژی آزاد می‌شود، به سمت سطح داخلی کره که جاذب انرژی و مواد است با یک الگوی خاص (بسته به شرایط منبع، و کره جاذب که در حال چرخش باشند یا نباشند) حرکت خواهد کرد. در این صورت، مادامی که پالس انرژی و مواد از همه طرف به سمت سطح داخلی کره حرکت می‌کند، بطور خودکار بست جهان صورت می‌کرد، و انرژی تاریک برآیند جاذبه سطح داخلی کره برای هر موقعیت خواهد بود. لذا، هر چه این پالس به سطح جاذب نزدیکتر می‌شود، برآیند نیروی جاذبه بیشتر، و در نتیجه کهکشان‌ها سرعت بیشتری می‌گیرند. در ضمن این پالس انرژی، دارای تابش پس زمینه کیهانی خاص خودش است. و چون محل جذب کروی، تقریباً همگن است، جهان ما از همه طرف تقریباً همگن بسط پیدا می‌کند. لذا می‌بینید که با این تنظیم خیلی ساده جوابی برای سوالات بدون پاسخ ارائه خواهد شد، که برای دقیق‌تر شدن، نیاز به محاسبات دارد.
پروفسور شریف‌پور معتقد است که تحقیقاتش بر درک ما از جهان آغازین و قبل از آن تأثیر می‌گذارد. نظریه منبع و جذب نقطه شروع قابل توجهی است برای ارائه پاسخ به تعدادی سوالات در پشت پرده اسرار جهان.
نکته مهمی دیگر که از تحقیقات پروفسور شریف پور می‌توان نتیجه گرفت این است که این تحقیقات علمی وجود نظم دهنده‌ای را از ابتدای آفرینش گیتی نیز ثابت می‌کند، در صورتی که آنان که فرض را بر این گذاشته‌اند که دنیا از هیچ بوجود آمده، و انفجار بزرگ بدون دلیل اتفاق افتاده، به وجود خدا، و نظم دهنده‌ای اعتقاد ندارند، مانند پروفسور استیون هاوکینگ.

6 آگوست 2019 53 views ادامه و دانلود

۵۵۴ روز بعد از فرود مریخ‌نورد «کنجکاوی» بر سطح مریخ، عکس‌های پانورامیک با کیفیتی از سطح مریخ به زمین ارسال شد. پس از بررسی، باستان‌شناسان آماتور کشف شگفت‌انگیزی را اعلام کردند. چیزی که ظاهراً پیکره‌ای شبیه مجسمه انسان است و در دینگو گپ Dingo Gap قرار دارد (تصویر ۱). این یافته فقط یکی از بی‌شمار اشیاء زمینی‌شکل عجیبی است که در عکس‌های مریخ‌نورد دیده شده است (تصویر ۲). از جمله یک تابوت سنگی (تصویر ۳ و ۴) یک مجسمه بودا (تصویر ۵ و ۶) و حتی یک صلیب (تصویر ۷). تعداد زیادی از این دست اشیاء متفاوت وجود دارد که مردم روی مریخ دیده‌اند، یا فکر می‌کنند که در عکس‌های ارسالی از مریخ‌نورد مشاهده کرده‌اند، و رد کردن همه‌ی آنها سخت است، چون برخی از آن ها دقیقاً شبیه تندیس‌هایی هستند که انسان‌ها می‌سازند و حتی بعد از فاجعه‌ی نابودی عظیم می‌توان آن ها را روی مریخ مشاهده کرد. شما بقایایی از یک تمدن گمشده را پیدا کرده‌اید که فقط ته مانده‌هایی از نشانه‌های پس از فاجعه‌ی رخ داده برای مریخ، در آنجا باقی مانده است (تصویر ۸ و ۹).
تصویر 1 - پیکره‌ای شبیه مجسمه انسان

تصویر ۱ – پیکره‌ای شبیه مجسمه انسان

 

تصویر 2

تصویر ۲

 

تصویر 3 - تابوت سنگی

تصویر ۳ – تابوت سنگی

 

تصویر 4 - تابوت سنگی - تصویر شماره 3 مقداری واضحتر شده تا بهتر شباهت ها را تشخیص دهیم

تصویر ۴ – تابوت سنگی – تصویر شماره ۳ مقداری واضحتر شده تا بهتر شباهت ها را تشخیص دهیم

 

تصویر 5 - مجسمه بودا

تصویر ۵ – مجسمه بودا

 

تصویر 6 - مجسمه بودا - تصویر شماره 5 مقداری واضحتر شده تا بهتر شباهت ها را تشخیص دهیم

تصویر ۶ – مجسمه بودا – تصویر شماره ۵ مقداری واضحتر شده تا بهتر شباهت ها را تشخیص دهیم

 

تصویر 7 - صلیب

تصویر ۷ – صلیب

 

تصویر 8 - تندیس‌هایی مشابه با مجسمه هایی که انسان‌ها می‌سازند

تصویر ۸ – تندیس‌هایی مشابه با مجسمه هایی که انسان‌ها می‌سازند

 

تصویر 9 - تندیس‌هایی مشابه با مجسمه هایی که انسان‌ها می‌سازند

تصویر ۹ – تندیس‌هایی مشابه با مجسمه هایی که انسان‌ها می‌سازند

 

نظریه پردازان فضانوردان باستانی بر این اعتقادند که ممکن است اشیاء مصنوعی و سازه‌های غیرطبیعی روی مریخ را بتوان در نخستین عکس‌هایی که از آنجا به زمین ارسال شده، یعنی از ماموریت به مریخ وایکینگ در سال ۱۹۷۹ پیدا کرد. ناسا رسماً اعلام می‌کند که شباهت‌های درک شده از عوارض سطح زمین به شکل اشیاء ساخت انسان، یک نوع پرایدولیا Pareidolia است که طی آن ذهن الگوهای آشنایی شبیه به رؤیت اشکالی در ابرها می‌بیند (تصویر  ۱۱). اما یک سری از کارشناسان عکاسی قانع نشده اند که این فقط یک نوع فریب بینایی باشد.
تصویر 10 - نمونه ای دیگر از یک سازه دیگر که با مجسمه های ساخت بشر شباهت دارد

تصویر ۱۰ – نمونه ای دیگر از یک سازه دیگر که با مجسمه های ساخت بشر شباهت دارد

 

تصویر 11 - رؤیت اشکالی در ابرها

تصویر ۱۱ – رؤیت اشکالی در ابرها

 

جو وایت - Joe White

جو وایت – Joe White

 

جو وایت Joe White کسی است که بیست و پنج سال روی ترمیم عکس کار می‌کند و مدعی است که اشیاء غیرطبیعی را روی سطح مریخ پیدا کرده که توضیح دادنشان گیج کننده است. او می‌گوید: «عکس‌های مریخ‌نورد معمولاً به طور مشخص از نمای نزدیک گرفته شده‌اند و ممکن است که سایه روشن‌هایی شبیه سر مجسمه‌ها و بلوک‌های سنگی پیدا شوند و گاهی اوقات نوشته‌ای که روی آنها حکاکی شده است. آنچه که بسیارشرم آور است این است که آنها خیلی از این عکس‌ها را نابود می‌کنند. در اصل آنچه که آن ها انجام می‌دهند، تغییر اندازه‌ی این عکس‌ها است، تا جایی که تمام جزئیات از بین بروند. از آنجا که من روی ترمیم عکس کار کرده‌ام می‌دانم که این کار چطور انجام می‌شود. تمام کاری که انجام می‌شود، در واقع زیاد کردن کنتراست و کمی شدید کردن آن است (تصویر ۱۲). در نگاه اول من متوجه جزئیات می‌شوم، بخصوص جزئیات مربوط به چشم و بینی روی مجسمه. در اینجا با تصویرکاملاً واضحی از بافت دهان و چیزی که شبیه گوش است مواجه می‌شوید، و همچنین شما یک سر مخروطی دراز و باریک هم روی مجسمه دارید. این ممکن است یک کلاه یا تاجی باشد که روی مجسمه بوده و بریده شده، اما با اطمینان حرف زدن سخت است. به نظر من این یک مجسمه آسیب دیده است که تا چانه‌اش مدفون شده و احتمالاً بخش اعظم آن در زیر شن دفن شده است. شما کاملاً به وضوح می‌بیند که چنین چیزهایی را می‌شود در جاهایی مثل آمریکای جنوبی یا مرکزی پیدا کرد (تصویر ۱۳).»
تصویر 12 - یک مجسمه آسیب دیده

تصویر ۱۲ – یک مجسمه آسیب دیده

 

تصویر 13

تصویر ۱۳

 

آیا ممکن است ویرانه‌هایی از یک تمدن ناپدید شده بر پهنه‌ی مریخ به شکل پراکنده وجود داشته باشد؟ خرابه‌هایی که شبیه آن ها روی سیاره‌ی ما هم وجود داشته باشد؟ پاسخ نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی مثبت است و معتقد هستند این یکی از انبوه آثاری در مریخ است که که ظاهراً همتایانی بر زمین دارند (تصویر ۱۴ و ۱۵ و ۱۶). یک سری سازه‌های خاص ممکن است کاملاً با سازه‌های روی زمین مرتبط باشند. روی مریخ سازه‌هایی شبیه اهرام وجود دارد (تصویر ۱۷). یک سری سنگ‌های ایستاده و استون‌هنج گونه بر مریخ وجود دارد (تصویر ۱۸). همچنین سازه‌ای شبیه به ابوالهول بر مریخ هست (تصویر ۱۹).
تصویر 14

تصویر ۱۴

 

تصویر 15

تصویر ۱۵

 

تصویر 16

تصویر ۱۶

 

تصویر 17 - سازه‌هایی شبیه اهرام

تصویر ۱۷ – سازه‌هایی شبیه اهرام

 

تصویر 18 - سنگ‌های ایستاده مانند استون‌هنج

تصویر ۱۸ – سنگ‌های ایستاده مانند استون‌هنج

 

تصویر 19 - سازه‌ای شبیه به ابوالهول

تصویر ۱۹ – سازه‌ای شبیه به ابوالهول

 

در اطراف سیدونیا Cydonia در مریخ سازه‌های خیلی خیلی زیادی وجود دارد، از جمله ناحیه‌ای که «شهر» نامیده می‌شود. جایی که صورت مشهور مریخ در آنجا واقع شده است. همچنین یک سازه‌ی پنج وجهی هرمی شکل عظیم وجود دارد و یک دسته از اجسام هرمی شکل دیگر هم در مجاورت آن قرار دارد (تصویر ۲۰). یکی از چیزهایی که در مورد این شهر واقعاً جالب است و مردم به آن توجه می‌کنند این است که، اگر به نوک هر کدام از هرم‌های سه‌گانه، که تعداد زیادی از آن ها هم وجود دارد، دقت کنید، تماماً منطبق با طرح خوشه پروین می‌باشد (تصویر ۲۱). این چیزی است که الان در زمین هم نمونه آن را می‌بینیم. ما می‌توانیم آثار مهندسی باستانی مختلفی را ببینیم که کاملاً منطبق با صورت فلکی خوشه پروین است (تصویر ۲۲).
تصویر 20

تصویر ۲۰

 

تصویر 21

تصویر ۲۱

 

تصویر 22

تصویر ۲۲

 

آیا امکان دارد که سازه‌های موجود در مریخ طبیعی بوجود آمده باشد و یا به صورت مصنوعی ساخته شده‌اند؟ این چیزی است که تمام محققین می‌گویند: «نه، امکان ندارد». خب، واقعا اینطور است؟ زمانی وجود آب در مریخ امکان نداشت، ولی این موضوع امروز اثبات شده است که آب در مریخ وجود دارد. و حالا ما باید از خودمان بپرسیم که چه تمدنی این سازه‌ها را ساخته است؟ و چه اتفاقی برای آن ها افتاده است؟ گروهی معتقدند که در واقع آن ها از مریخ فرار کرده و برای بقا به زمین آمده‌اند.
هنگامی که ما به این سازه‌های غیرعادی در زمین نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که دقیقاً مشابه سازه‌هایی است که در مریخ است (تصویر ۲۳) و این برای ما جای سئوال دارد که آیا اجداد فرازمینی ما نحوه‌ی ساخت این مقبره‌ها را آموزش داده‌اند؟ با دانستن این موضوع که یک روز ما گذشته‌ی خود را با مقایسه‌ی آنچه در زمین انجام داده‌ایم و آنچه در مریخ انجام داده‌ایم، کشف می‌کنیم.
تصویر 23 - نمونه ای از سازه‌های غیرعادی

تصویر ۲۳ – نمونه ای از سازه‌های غیرعادی

 

آیا ساختارها وسازه‌های مختلف پیدا شده در سطح مریخ، واقعاً می‌تواند شاهدی بر تمدن گذشته‌ی مریخی باشد؟ (تصویر ۲۴ و ۲۵) تمدنی که دوباره در زمین شکل گرفته  است؟ اگر جواب مثبت است، چرا ناسا سعی در مخفی کردن این ارتباط دارد؟ و آیا ممکن است سازه‌های بیشتری وجود داشته باشد که هنوز علنی نشده است؟
تصویر 24

تصویر ۲۴

 

تصویر 25

تصویر ۲۵

 

کاوشگری برای تحقیق و کشف سیاره مریخ ارسال شده که تا کنون ۲٫۵ میلیارد دلار هزینه داشته است و در کنار عکس‌های با کیفیت بالا،  امکان نمونه‌گیری از خاک و هوا و گردش در سطح سیاره را دارد. دوربینی روی این کاوشگر نصب شده که این امکان را به مهندسین ناسا می‌دهد تا از زمین مشکلات را شناسایی و رفع کنند. در یک ماموریت ۵۰ روزه، کاوشگر عکس اسرارآمیزی را به زمین ارسال کرده است که گروهی از محققین بر این باورند که سایه‌ای شبیه انسان را در آن تشخیص داده‌اند که در حال بررسی کاوشگر است (تصویر ۲۶).
تصویر 26 - سایه‌ای شبیه انسان کنار کاوشگر

تصویر ۲۶ – سایه‌ای شبیه انسان کنار کاوشگر

 

شما در این عکس می‌توانید یک انسان را ببینید، و حتی به نظر می‌رسد که کلاه فضانوردی هم ندارد. ولی نوعی وسیله و عینک پوشیده است. و این مطلب مردم را بیشتر از ناسا به فکر انداخته است که در مریخ چه خبر است؟ و همچنین برنامه‌ی فضایی نظامی که می‌گوید ما به هدف خود رسیده‌ایم.
مایک بارا Mike Bara نویسنده کتاب «ماموریت سیاه: تاریخ پنهان ناسا» عقیده دارد که:
«ناسا خیلی بیشتر از چیزی که به ما می‌گوید در مورد مریخ می‌داند. آنها تصاویر را منتشر می‌کنند، آنها اجازه می‌دهند تا اطلاعات منتشر شوند، ولی کلاً در مورد آنها هیچ توضیحی نمی‌دهند. و فقط به مردمی که دوست دارند، اجازه می‌دهند تا با چشم خودشان به آنها نگاه کنند و بفهمند که آنها چی هستند. اما آنها چیزی در مورد آن نمی‌گویند، زیرا فشارهای سیاسی آنها را مجبور به سکوت کرده است.»
جورج نوری George Noory در این باره می‌گوید:
«دو سال پیش ما از شخصی به نام جکی که ادعا می‌کرد قبلاً از مهندسین ناسا بوده است، تماسی را داشتیم، و یک داستان جالب در مورد این که چطور ناسا عکس‌های کاوشگر را، که از راه رفتن مردی روی مریخ ارسال کرده بود، توقیف کرد. و او بسیار تحت فشار بود. به نظر می‌رسید که وی دقیقاً می‌دانست که در مورد چی صحبت می‌کند. همیشه این نظریه وجود دارد که در کنار برنامه‌ی موشکی که ما از آن خبر داریم، برنامه موشکی دیگری وجود دارد. یک برنامه‌ی عملیات مخفی. برنامه‌ای که  تریلیون‌ها دلار صرف آن می‌شود بدون این که کسی بداند این پول کجا خرج  شده، و هیچکس هم نمی‌داند که چه اتفاقی افتاده است.»
گری مک‌کینون - Gary McKinnon

گری مک‌کینون – Gary McKinnon

 

یک هکر اسکاتلندی به نام گری مک‌کینون Gary McKinnon توانست به پایگاه داده‌های ناسا نفوذ کند و فایلی را به دست آورد که حاوی لیستی بود که در آن از افسران «غیرزمینی» یاد می‌شد. افسرانی در ارتش که درواقع در خارج از سیاره زمین در حال کار و زندگی هستند. حالا «غیرزمینی» لزوماً به معنی مریخی نیست، اما منظور «در خارج و در فضا» است و این موضوع مشخص می‌کند که یک نوع برنامه‌ی فضایی بسیار سرّی وجود دارد که عموم مردم از آن بی‌اطلاع هستند.
آیا واقعا امکان دارد که ارتش آمریکا به شکل سرّی در مریخ در حال کاری باشد؟ اگر جواب مثبت است چه مدت است که آنجا مشغول هستند؟
ورنر ون براون - Wernher Von Braun

ورنر ون براون – Wernher Von Braun

 

گروهی از محققین از یک برنامه‌ی سفر به مریخ سخن می‌گویند که حتی قبل از سفر به ماه انجام شده است، آن هم به کمک همان دانشمندی که ما را به ماه برد. ورنر ون براون Wernher Von Braun یک نابغه‌ی موشکی و برای رفتن به مریخ بسیار مشتاق بود. وی مشتاق نیروی موشکی بود. در سال ۱۹۴۸ کتابی با عنوان «پروژه مریخ» نوشت که اساساً ۹۱ صفحه آن در مورد نحوه‌ی رفتن به مریخ بود، که شامل تمام محاسبات لازم و تمام فرمول‌های انتقال مدار موردنیاز شما برای رسیدن به مریخ بود. او ادعا می‌کرد با توجه به طرح او می‌تواند قبل از سال ۱۹۶۵ انسان را در مریخ پیاده کند. تمامی مطالبی که او در دستورالعمل ۹۱ صفحه‌ای آورده است تا به امروز معتبر می‌باشد.
ورنر ون براون نقشه‌ی رفتن به مریخ را آماده و تکمیل کرد. البته افراد دیگری هم بودند که فکر می کردند که باید این دستورالعمل را انجام داد و در حقیقت آن کاری بود که باید انجام می‌شد، یعنی توسعه‌ی برنامه‌ی مریخ. و او کاری کرد که در حال حاضر ما تعداد زیادی فضانورد داشته باشیم، و تا زمانی که زنده بود تحت آموزش وی بودند.

مدارک قانع کننده‌ای وجود داشت که ون براون بطور مخفیانه با عوامل دولتی آمریکا همکاری می‌کرد تا بتواند راهی برای رفتن به مریخ پیدا کنند. آیا این امکان وجود دارد که این امر محقق شده باشد؟ آیا شما فکر می‌کنید این امکان وجود دارد که دولت چیزی را مخفی نگه داشته باشد؟ بدون شک این طور است. اگر پروژه منهتن را به یاد داشته باشید، هنگامی که آن ها بمب اتم را تولید کردند، بالغ بر صد و چهل هزار نفر در این برنامه همکاری می‌کردند. هیچکس چیزی به زبان نیاورد. هیچکس در مورد کاری که در حال انجام آن بود حرفی نزد و بیشتر آن افراد از کاری که می‌کردند اطلاعی نداشتند؛ تا زمانی که بمب منفجر شد. پس ون براون می‌توانست با همان سطح از پنهانکاری پروژه منهتن، روی یک برنامه‌ی سرّی مریخ کار کند. حتی تا به امروز نیز این موضوع کاملاً طبقه‌بندی شده باقی ماند و هرگز برای مردم منتشر نشده است.
نبوغ ورنر ون براون دلیل اصلی رسیدن ما به ماه بود. آیا این امکان وجود دارد که وی یک مأموریت مدون مخفی برای مریخ نیز داشته است؟ و اگر جواب مثبت باشد، هدفش از آن چه بوده است؟

Radio Host, Coast To Coast AM
گفتگوی «جورج نوری» با «جکی» مهندس ناسا
در مورد این که چطور ناسا عکس‌های کاوشگر را
که از راه رفتن مردی روی مریخ ارسال کرده بود، توقیف کرد

5 آگوست 2019 62 views ادامه و دانلود

« مرد عنکبوتی » یکی از عناوین مورد علاقه سونی پیکچرز است که می خواهد به هر شکلی که شده از آن سود سرشاری کسب کند تا شکست هایی که اخیرا در سینما داشته جبران شوند. برای همین هست که پیتر پارکر در نزدیک به دو دهه اخیر چند بازیگر مختلف را به خودش دیده و چندین بار هم بازسازی شده تا در نهایت سونی بتواند فرمول برنده را کشف کند و داستان را در همان راستا پیش ببرد ( البته در آن سو، وضعیت بتمنِ دی سی هم بهتر از مرد عنکبوتی نیست و آنجا هنوز فرمول برنده بعد از سه گانه نولان یافت نشده! ). « مرد عنکبوتی : دور از خانه » درباره جدیدترین ماجراجویی پیتر پارکر در لباس مرد عنکبوتی است.

داستان فیلم پس از اتفاقات فیلم « انتقام جویان : پایان بازی » رخ می دهد ( و من نمی خواهم خیلی به داستان اشاره کنم چون داستان آن یکی فیلم را لو می دهد و کسانی که فیلم را ندیده اند را به شدت خشمگین می کند! ) و پیتر پارکر ( تام هالند ) را در دنیای نوجوانانه ای به تصویر می کشد که می بایست با خالی بودن جای مرشد زندگی اش کنار بیاید. شاید بهترین اتفاق برای پیتر این باشد سفری را به همراه دوستانش آغاز کند تا به طبیعی بودن و اَبَرقهرمان نبودن عادت کند اما خیلی زود این تصمیم او با چالش جدیدی مواجه می شود که باعث می شود او یکبار دیگر برای نجات دنیا توسط فیوری ( ساموئل ال جکسون ) فراخوانده شود.

پس از تبلیغات و فروش فوق العاده « انتقام جویان : پایان بازی » ، « مرد عنکبوتی : دور از خانه » جدیدترین عنوان اَبَرقهرمانی مارول است که به سینما آمده تا پس از پایان آن داستان مسیر جدیدی را در دنیای سینمایی مارول جستجو کند. در همین راستا تغییرات ملموسی در شیوه روایت داستان در « دور از خانه » شاهد هستیم که شامل روابط شخصیت ها با یکدیگر و تغییر نگاه به پیام کلاسیک داستان یعنی « قدرت زیاد، مسئولیت زیاد هم به همراه دارد » هستیم. این پیام در دو دهه اخیر آنچنان تکراری و کلیشه ای شده که حتی در عنوان انیمیشنی این بِرند در سال گذشته که موفق به کسب اسکار شد (مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی ) زمانی که پیتر پارکر این جمله را تکرار می کرد، آن یکی پیتر پارکر از او می خواست که دهانش را ببندد و این جمله را تکرار نکند وگرنه او را خواهد کشت!

شاید به همین جهت باشد که اینبار در طول داستان مانند همیشه شاهد این موضوع نیستیم که پسر نوجوان داستان به دنبال بزرگ شدن و قرار گرفتن در لیست « انتقام جویان» باشد تا بتواند دنیا را نجات دهد. پیتر اینبار زندگی آرامتری می خواهد و دوست دارد با مری جین ( زندایا ) وقت بیشتری بگذراند و مثل یک نوجوان اوقات خود را سپری کند نه آنکه هر دقیقه منتظر سلام یک موجود فضایی به زمین و سپس مقابله با این موجودات باشد! این موضوع زمانی علنی می شود که خود او به این نتیجه می رسد که کمبودهای زیادی برای قرار گرفتن در جایگاهی بالاتر از جایگاه کنونی اش دارد و نمی تواند برای دنیا یک ناجی کامل مانند مرشد عزیزش باشد.

مارول آشکارا سعی کرده تا نگاهی انسانی تر به داستان « مرد عنکبوتی » ببخشد و آن حال و هوای دیوانه واری که تماشاگران با « انتقام جویان : پایان بازی » تجربه کردند را موقتاً کنار بگذارد تا شخصیت های اَبَرقهرمان داستان کمی فرصت نفس کشیدن داشته باشند! اما این تصمیم در جریان داستان خیلی به ثمر ننشسته چراکه « مرد عنکبوتی : دور از خانه » شامل سکانس های اضافه ای است که به پیشبرد روابط انسانی فیلم کمکی نمی کند و فقط باعث طولانی تر شدن دقایق داستان شده است. ما می دانیم که مری جین آشکارا قرار است نقش محوری تری در داستان داشته باشد اما در اینجا نتوانسته تاثیرگذاری خاصی بر روی پیتر پارکر و ماجراجویی های زندگی اش داشته باشد. شاید باید به او فرصت بیشتری داده می شد تا نقش تاثیرگذارتری در داستان داشته باشد؛ حداقل تا زمانی که در اواخر فیلم نگاهی انسانی داستان به قهقرا نرود و جنون آغاز نشود!

تام هالند در نقش مرد عنکبوتی یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می شود. تماشاگران نوجوان فیلم به مراتب ارتباط بهتری با هالند برقرار خواهند کرد چراکه از نظر سن و سال و رفتارهایش، او به مراتب می تواند بیش از اندرو گارفیلد برای تماشاگر باورپذیر باشد. او مردد است و در دنیای عادی بودن و اَبَرقهرمان بودن معلق باقی مانده است، مانند تمام نوجوانانی که در این سن به قطعیت نمی دانند چه آینده ای خواهند داشت. جیک جیلنهال قطعا در مقایسه با هالند ستاره بزرگتری است ولی متاسفانه باید گفت که میستریو برای او  باز هم قرار نیست به رسم سالهای گذشته اسکاری به همراه داشته باشد! نقش او در اینجا درخششی ندارد و زیر سایه مرد عنبکوتی له شده است. جیلنهال باید دنبال راه دیگری برای کسب اسکار باشد.

اگر از من بپرسید که سرگرم کننده است؟ باید بگویم که قطعاً « مرد عنکبوتی : دور از خانه » سرگرم کننده هست اما اگر بپرسید پیشرفتی در مقایسه با گذشته داشته باید بگویم که تردید دارم! شاید پیتر پارکر اینجا آرام تر شده ( که دلیل آن متاثر از اتفاقات « انتقام جویان : پایان بازی » است ) اما این تاثر دیری نمی پاید که به یک دیوانه بازی عمیق منجر می شود. فکر میکنم که برای این آتش بازی اَبَرقهرمانی ، میانه داستان کِش دار و خسته کننده هست و می بایست کمی تعدیل تر می شد تا ضرباهنگ فیلم دچار مشکل نشود.

5 آگوست 2019 92 views ادامه و دانلود